هدایت شده از ساحرهایدرتاریکیابدی"
چندین سال برای این روز انتظار کشیده بود ، پس پرده را کنار زد و با اشتیاق به برج سفیدی که چند صد متر آنطرف تر قد علم کرده بود نگاهی انداخت . چند غراب آنجا برای خود لانه ای دست و پا کرده بودند . اندکی پایین تر لشکر عظیم اربابش در شهر رژه میرفتند و هیچ کس جلودارشان نبود ، لباس های قرمز زنها در کنار ردای طوسی اسیرانشان درخشش عجیبی داشت .
+ خانواده ی تو هم اونجان ... نمی خوای کمکشون کنی ؟
از روی عادت لبش را لیسید و گفت :
- سال پیش همونا نمیخواستن سر به تنم باشه ... حالا نوبت منه .
تیر و کمانش را ماهرانه در دست های استخوانی اش جا به جا کرد ، با اقتدار به سمت دختر قدم برداشت و او را مجبور به ترک پناهگاه امنشان کرد .
#یادداشتهایساحره
* مرتبط با چرخ زمان
@Gavaldon
هدایت شده از ساحرهایدرتاریکیابدی"
من کل روز کف دستم عرق میکنه 😂✅
حتی الانم خیسه
وای وای..ببین ینی انگار عذاب جهنمه..
من موقع مدرسه ها پدرم در میاد چون وقتی میخوام بنویسم کل برگه م خیسه..و خب نقاشی ظرافت میخواد و من با این دستای خیس نمیتونم..همه رنگا پخش میشه..
حتی همین رمانمم که مینویسم با این که مستمر نیست ولی عاصی میشم واقعا
https://eitaa.com/Gavaldon/1512
عه چرا قسم میخورییی..بابا بخدا من چیز خاصی نمینویسم😔
و او به هرجا که نگاه میانداخت ، جفت چشمی فرصت را غنیمت میشمرد و خود را به او میدوخت..
هدایت شده از Ekhrajiha | اخراجیها 🇮🇷
هریپاتر واقعا کتاب جالبیه..
فکر کن طرف تا ۱۲ سالگی سه بار جلوی خطرناکترین جادوگر قرن ایستادگی کرده، بعد تو ۱۳ سالگی چون رضایتنامه نداره اجازه نمیدن با همکلاسیاش بره اردو...
@Ekhrajiha
"𝘔𝘪𝘯𝘥'𝘴 𝘙𝘦𝘧𝘭𝘦𝘤𝘵𝘪𝘰𝘯"
هریپاتر واقعا کتاب جالبیه.. فکر کن طرف تا ۱۲ سالگی سه بار جلوی خطرناکترین جادوگر قرن ایستادگی کر
این انقد حق بود من زبونم بند اومده😔😂