هدایت شده از ImMortal SoUls
وزش باد، موهای خاکستری اش را بهم میریخت و صورت رنگ پریده اش در میان موهایش پنهان میشد. کلادیا میخواست به هر نحوی که شده از آنجا برود ، به جایی در دوردست ها ، جایی ک آن موجود ترسناک اورا پیدا نکند . او سال ها قبل هرچه را که داشت از دست داده بود و چیزی برایش باقی نمانده بود ک باعث نگرانی اش شود ولی او از آینده ی تاریکی که پیش رو داشت میترسید.
هدایت شده از ImMortal SoUls
حالا دیگر سراسر جسمش از وحشت میلرزید . آرام آرام به طرف عمارت برمیگشت. بوی خون و صدای فریاد مردم همجا را فرا گرفته بود. صدای نفس هایش با لرزش همراه بود. به نزدیکی های عمارتش ک رسید به سمت درخت لیمو قدم برداشت، وقتی به چند سانتی آن رسید ارام دستش را بلند کرد و به سوی تنه ی تنومند درخت برد و آرام آنرا لمس کرد؛ سپس کلماتی را زمزمه کرد و برای ثانیه ای چشمانش را بست. لحظاتی بعد تنه ی درخت شکافته شد و درون آن خنجری نمایان شد ؛ کلادیا دستش را درون حفره برد و آرام خنجر را بیرون آورد ؛ خنجری نقره ای با نشان اژدهایی زمردی . خنجر را محکم گرفت و تنه ی درخت را که به شکل اولش در میآمد را تماشا کرد ؛ سپس به راهش به سمت عمارت ادامه داد. صدای فریاد ها گوش خراش تر میشد و بوی خون اورا به یاد گذشته ها می انداخت . او هم اکنون در مقابل پله های عمارتش ایستاده بود . خنجرش را بالا گرفت و نگاهی به آن انداخت ، اژدهای زمردی زیر مهتاب برق میزد و بال هایش را تکان میداد.
هدایت شده از ImMortal SoUls
کلادیا سرش را که بالا گرفت با دو جفت چشم زمردی خون آلود مواجه شد. او آنجا بود، درست در مقابل کلادیا . همان هیولای درنده ای که همه از او متنفر بودند و خوف داشتند. چهره اش مثل همیشه غرق خون بود و بی رحم تر به نظر میرسید . کلادیا خنجر را بالا آورد و در همان لحظه آن موجود صورتش را به او نزدیکتر کرد و کنار گوشش زمزمه کرد : "فرصتش رو داشتی ولی کاری نکردی ، الان هم شرایط فرقی نکرده " سپس مانند دود از کنار کلادیا رد شد و با صدایی بلندتر و واضح تر گفت:"فکر نکنم هیچوقت تغییری ایجاد بشه دیا"
کلادیا نفسش را در سینه حبس کرده بود و به او خیره شده بود . گویا پاهایش بی حس شده بودند و نمیتوانست قدم دیگری بردارد . به سمت آن هیولا برگشت و با خود گفت: "تو همیشه در اشتباهی آردن و این هیچوقت تغییر نمیکنه"
6.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
این داداشمون آزکابانو ساخته..
ژذاب بود!
_https://eitaa.com/kingdomblack1/5046 من هستممممم. 🙂🙂 چنلتو خیلی میدوستم
+او..
ممنون که هستی دوست عزیز(((:✨
هدایت شده از ‹ 𝙋𝙖𝙣𝙖𝙝𝙦𝙖𝙝 | 🇵🇸 ›
https://eitaa.com/kingdomblack1/5046
ماهم که این وسط هویجیم😔😂
"𝘔𝘪𝘯𝘥'𝘴 𝘙𝘦𝘧𝘭𝘦𝘤𝘵𝘪𝘰𝘯"
https://eitaa.com/kingdomblack1/5046 ماهم که این وسط هویجیم😔😂
آخ آخ نفرمایید شما که گلی..
_https://eitaa.com/kingdomblack1/5060 پس منم وجود خارجی ندارم حتما😐😐😐😐 #امیلیا
+به بهههه ببینید کی اینجااس.
شما که اصن..چه عرض کنم..لطف داری به ما((:
امیلیا اگه ممکنه آیدیتو میزاری؟ یه کار مهم باهات دارم.
هدایت شده از ‹ 𝙋𝙖𝙣𝙖𝙝𝙦𝙖𝙝 | 🇵🇸 ›
"𝘔𝘪𝘯𝘥'𝘴 𝘙𝘦𝘧𝘭𝘦𝘤𝘵𝘪𝘰𝘯"
_ این پیامو فور کنید و از ممبراتون بپرسین وایب چه سازی رو بهشون میدین🎸💭؟! . . - 🤍 🄿🄰🄽🄶🄰🄷 🛼 -
اگر هنوزم ممبر فعالی اینجا موجود باشه خوشحال میشم جوابشو بشنوم(: