هدایت شده از ‹ 𝙋𝙖𝙣𝙖𝙝𝙦𝙖𝙝 | 🇵🇸 ›
+ گفتم ای دل نروی خار شوی ، زار شوی ؛
بر سر آن دار شوی ، بیبر و بیبار شوی !
نکند دام نهد خام شوی ، رام شوی ؛
نپری جَلد شوی ، بی پر و بی بال شوی . .
نکند جام دهد ، کام دهد ، از لب خود وام دهد .
در برت ساز زند ، رقص کند ، کافر و بیعار شوی .
نکند مست شوی ، فارغ از این هست شوی !
کور شوی ، کر بشوی ، شاعر و بیمار شوی :)
نکند دل نکنی ، دل بکند ، بهر تو دل دل نکَند !
برود در بر یار دگری ، صبح که بیدار شوی . .
"𝘔𝘪𝘯𝘥'𝘴 𝘙𝘦𝘧𝘭𝘦𝘤𝘵𝘪𝘰𝘯"
گفته بودم به کسی عشق نخواهم ورزید ! آمدی و همه فرضیه ها ریخت بهم .
اگه بعد از "همه" ، یدونه "ی" نباشه ، وزن شعر به هم میریزه..😔
یکی از چیزهایی که به طور عجیبی اعصابم رو در هم میریزه اینه که : یه نفر بعد از یک کلمه جمع ، ها بیاره..
مثل ، "وسایل ها" ، "عبارات ها" و و و..
پوووف.
هدایت شده از Motivation🇮🇷🇵🇸☝🏻
دیدم کورس گذاشتن داشتم به همراهام میگفتم خدایی نگاه حماقت تا کجا میزنن میکشن خودشون و بقیه رو
به ده ثانیه نکشید ماشینه له شد جلو چشمم💔
"𝘔𝘪𝘯𝘥'𝘴 𝘙𝘦𝘧𝘭𝘦𝘤𝘵𝘪𝘰𝘯"
دیدم کورس گذاشتن داشتم به همراهام میگفتم خدایی نگاه حماقت تا کجا میزنن میکشن خودشون و بقیه رو به ده
آخ..💔
من معمولا وقتی تو خیابون تخلفی میبینم همینطور درموردشون میگم..
بعد مامانم همیشه میگه اینجوری نگو چششون میزنی یهو یچیزیشون میشه..
آخ..
ولی جدا از غم و اندوه و دلشکستگی و این حرفا..
واقعا چه دلیلی برای کورس گذاشتن وجود داره؟؟
مسخره ترین کاری که کلا میتونم انجام بدم اینه که بخوام احساساتم رو بیان کنم..
قطعا مثل خر گیر میکنم تو گل..و خب هر لحظه بیشتر و بیشتر و بیشتر گند میزنم تو اعصاب خودم و اون فردی که دارم باهاش حرف میزنم..
آره خلاصه..
کلا نمیتونم..این قسمت از توانهای گفتاری بدن برام قفله انگار/:
"𝘔𝘪𝘯𝘥'𝘴 𝘙𝘦𝘧𝘭𝘦𝘤𝘵𝘪𝘰𝘯"
شایدم فقط باید یکی رو پیدا کنی که درکت کنه...
بنظرم این راهکار ربطی به این مسئله نداره