eitaa logo
"𝘔𝘪𝘯𝘥'𝘴 𝘙𝘦𝘧𝘭𝘦𝘤𝘵𝘪𝘰𝘯"🇮🇷
245 دنبال‌کننده
3.1هزار عکس
529 ویدیو
9 فایل
غیرفعال. اینجاست هر آنچه از ذهن بر آید..! این‌جانب ، آدریِنا هستم. جهت گفت‌وگو: https://daigo.ir/secret/324154056 https://eitaayar.ir/anonymous/Fg6B.W17hBk پاسخ؟ @lostincastle @Adriena39 : بنده
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از تلفن لیوانی وسلکا
من نمی‌توانم ازتون حمایت کنم پس اگر می خواید از لیستتون حذفم کنید تابستون اما دوباره میام و باهاتون همسایه میشمممم
آبجی کوچیکم ، از بیرون اومده یه بسته پاستیل دستشه ، دستمو گرفتم جلوش که یعنی به منم بده.. میگه: من بهتون پاستیل نمیدما.. من و اون یکی آبجیم: خب نده ، ماعم میریم یکی دیگه میخریم به تو نمیدیم😂 آبجی کوچیکم رفت اونطرف رو مبل اونوری نشست..یه چند دقیقه ای که گذشت یهو گفت: میدونین چرا بهتون نمیدم؟ آخه از قبل همشو لیس زدم بعد دوباره گذاشتم تو پلاستیک👀 آبجی کوچیکم:😎😈 من و آبجیم: 😂😂😂شما درست میفرمایید!😂
هدایت شده از ‹ 𝙋𝙖𝙣𝙖𝙝𝙦𝙖𝙝 | 🇵🇸 ›
- تقدیمی کوچیکه مسخره، و خیلی یهویی. این پیاموفوروارد کنید چنلتون تا بگم وایب کدوم یک از شخصیتای دردسرهای عظیمو میدید😔😂 . این پیامُ فور بزنیدو بزنید روی دلقکا و لینکِ چنلِ‌محترمتونُ بزارید🥲😂؛ _ .•°•. { 🤡🤡🤡 } .•°•. - ظرفیت: وقتی‌که‌بگم،پس‌چک‌کنیدلطفا که‌ظرفیت‌پر‌نشده‌باشه؛ * تقدیمی‌اصلی‌جاش‌محفوظه‌عزیزان🦦!.
نیازه دوباره استدعا کنم که تو ناشناس یه حرفی بزنید؟؟
دلم میخواد ادامه اینو دوباره تایپ کنم اما وقت ندارم اصلا..
و سلامُ‌درود ؛ چنل ِِ𝑨 𝒔𝒆𝒂 𝒐𝒇 𝒃𝒍𝒐𝒐𝒅 برای مدتی نامعلوم و به دلایلی خصوصی شد . -مایل‌به‌فور‌مرامی؟
خنده هایت  روشنایی بخش زندگی من است. خنده هایت مرهمی بر دل بارانی من است. خنده هایت روز های تاریک زندگی ام را روشن کرده است و من خوشحال از دیدن این موهبت بزرگ. خنده هایت سکوت خانه دلم را شکسته است عزیز ترینم. ما باهم در خیابان های شهر قدم میزنیم و از همه چیز صحبت میکنیم. از هوای آفتابی امروز، از ماشین های رهگذر٬ از مجری برنامه مورد علاقه ات.. از هر چیزی ک تو بخواهی من به همه آنها گوش خواهم داد. من تنها و محتاج به آمدنت بودم. فکر نمیکردم ک بیایی، راستش اصلا فکر نمیکردم، مطمئن بودم ک زندگی در هایش را بر روی من بسته است. من قرار است در خیابان ها تنها باشم و خانه دلم برای همیشه خاموش. راستش آنقدر عاشقت شدم ک نمیتوانم توصیف کنم. برایم مانند آمدن برف در یک روز تابستانی باور نکردنی هستی..! به خود آمدم دیدم خنده هایت درگوشم شنیده میشود و من مشتاق به شنیدن ادامه آن. میترسم که مرا فراموش کنی و بروی. میترسم ک زندگی بر تو سخت گیرد و فراموش کنی خنده هایت روشنایی بخش زندگی من است. میترسم همه چیز را فراموش کنی. ترسِ از دست دادن خنده هایی ک همیشه مال تو نیست.! عشق همین است درست است؟ من عاشق نشده ام. زمانی ک دیده ام خنده هایت را دید.گوش هایم آن موسیقی را شنید.. آن ماهیچه غم دیده را باختم.! من نمیخواستم دیگر دل ببازم و دل باختم. نه من نباخته ام! من با یافتن تو بر زندگی پیروز شده ام! بارانی بودی بر سرزمین های خشک ک مردمش با دید آن سپاس گذارند! من هزاران بار سپاس گذارم عزیز ترینم! خود نوشته نظراتتون رو هم بگین جیگرا..