_میدونستی شربتای دیفن هیدرامین زمان رو مثل ما حس نمیکنن؟ برای اونا هر هشت ساعت یک قاشق میگذره
+ای بابا..😔😂
_ما دو پیراهن بودیم، بر یک بند...! یکی را باد برد... دیگری را باران هر روز خیس میکند
+آخ..خیلی قشنگ و غمناک بود(:
_من ارگ بمو خشت به خشتم متلاشی تو نقش جهان هروَجبت ترمه و کاشی شعرخوب
+زیبا بود..جدا!((:
_انگار چاییم یخ کرده، بستنیم آب شده، پیرهنم نخکش شده، آب گل پاشیده به لباسم، با جوراب پا گذاشتم تو دمپایی خیس، چایی ریختم رو کتاب امانتی
+ای بابا..ای بابا.!
برا چی دوست عزیز؟؟!
_چک کردن ناشناس کار بسیار پسندیده ایست.
+عذرخواهم..بالاتر توضیح دادم.
_چک نکردن ناشناس هم مثل دیر سین زدنه مثل اینه که داری با یه غریبه توی فضای واقعی صحبت میکنی *عوارضانتظاروبیکاریهمزمان
+هعییی😔
_ @malfoy_slitherin ادرینا تو خیلی مهربونی میتونی دوباره از چنلم حمایت کنی و اینکه همسایه میشی و اینکه چند سالته؟
+خدایااا..نظرلطفتونه(((:
بله حتما. دوستان تشریف ببرید اینجا که یکی بشدت منتظره..
بله حتما ، همسایه هم میشیم(:
آممم...سن...دوازدهم شهریورماه وارد ۱۷ سالگی شدم و دوازدهم شهریورماه سال آینده ۱۷ ساله میشم.
"𝘔𝘪𝘯𝘥'𝘴 𝘙𝘦𝘧𝘭𝘦𝘤𝘵𝘪𝘰𝘯"🇮🇷
ادرینا هم مثل من بی خوابی بش زده😂
😔😂
من که همین الان مادر بهم گفت صبح صدات نمیزنم ببینم میخوای چیکار کنی..😔😂
گوشیتو بزار کنار..