من در بیانِ وصفِ تو حیران بماندهام.
حَدّیست حُسن را ؛ و تو از حد گذشتهای!..
_سعدی
با می به کنار جوی میباید بود
وز غصه کنارهجوی میباید بود
این مدت عمر ما چو گل ده روز است
خندان لب و تازهروی میباید بود.
_حافظ
آدمی از عالم خاکی نمیآید به دست!
عالمی دیگر بباید ساخت وز نو آدمی ..
_حافظ