پاتوق اسطوره شناسان
🧮🪔•°~اسطورهشناسی ایرانی
اسطورهشناسی ایرانی یا افسانههای ایران مجموعهٔ اسطورههایی است که در اصل توسط ایرانیان باستان و دیگر مردمان ایرانی روایت شده و گونهای از باستان ایرانی است. این داستانها به منشأ و ماهیت جهان، زندگی و فعالیت ایزدان، قهرمانان، و موجودات اساطیری و منشأ و اهمیت آیینها و آیینهای خود ایرانیان باستان مربوط میشود. پژوهشگران مدرن اسطورهها را مطالعه میکنند تا بر نهادهایی نه تنها ایران، بلکه در سراسر جهان که شامل مناطقی از غرب آسیا، آسیای مرکزی، آسیای جنوبی و قفقاز جنوبی است که فرهنگ ایران در آنها تأثیر چشمگیری داشته است، روشن کنند. از دید تاریخی، این مناطق مدتها توسط سلسلههای امپراتوریهای مختلف ایران اداره میشدند، که جنبههای قابل توجهی از فرهنگ ایرانی را از طریق تماس گسترده با آنها در خود گنجانده بودند، یا در آنجا که مردم ایرانی به اندازه کافی ساکن شدند تا همچنان جوامعی را حفظ کنند که از فرهنگهای مربوطه خود حمایت میکنند. تقریباً منطبق بر فلات ایران و دشتهای هممرز آن است. در پروژه دانشنامه ایرانیکا از واژه قاره فرهنگی ایران برای این منطقه استفاده شده است.
🌿•°~آفرینش
آفرینش در محدودهٔ دوازده هزار سال اساطیری انجام میگیرد. این دوازده هزار سال به چهار دورهٔ سه هزار ساله تقسیم میشود. در دوران نخستین، عالم، مینُوی و در دورانهای بعد مینُوی و گیتیی است.
🕯یه چیزی که لازمه بگم یه داستان بود و خب از وقتی خوندمش یادم مونده. پیداش نمیکنم از کجا خوندمش برای همین هم چیزایی که بر اثر خوندنش تو ذهنم موندگار شده رو میگم.
زروان 999 سال بود اگه اشتباه نکنم، میاندیشه. در سال هزارم، از اندیشههای نیکش اهورامزدا و از شکهاش اهریمن متولد میشه. زروان قسم میخوره اولین فرزندش به دنیا بیاد زمان و جهان رو برای 1000 سال اگه درست باشه به اون بده. با این حال اهورامزدا و اهریمن با هم خواهر و برادرن (معلوم نیست هر دو برادر همن یا خواهر همن یا خواهر و برادر همدیگه.) این دو تا در زمانی که در شکم زروان بودن، خبر سلطنت جهان اول به گوش اهورامزدا میرسه و اون هم از نیک بودنش خبر رو به اهریمن میگه. با اینکه اهورامزدا نزدیکتر بوده و اون قرار بوده اول به دنیا بیاد، اهریمن هم با شنیدن اون خبر، اهورامزدا رو کنار میزنه و شکم زروان رو میشکافه و بیرون میاد. زروان با دیدن اهریمن گریه میکنه و بعد از اینکه اهورامزدا رو میبینه خوشحال میشه و میگه این فرزند واقعی منه. با اینکه از دیدن اهریمن ناراحت میشه اما قسم خورده بوده و جهان رو هم به اهریمن میده.
پاتوق اسطوره شناسان
🌿•°~آفرینش آفرینش در محدودهٔ دوازده هزار سال اساطیری انجام میگیرد. این دوازده هزار سال به چهار دور
🕯سه هزار سال نخست: در واقع با به دنیا آمدن دو فرزند به نامهای اورمزد و اهریمن از زروان شروع میشود. در سه هزار سال نخست جهان مینُوی است و هنوز نه مکان هست و نه زمان. در این دوره از دو هستی سخن به میان میآید. یکی جهان متعلق به اورمزد که پر از نور، زندگی، دانایی، زیبایی و خوشبویی میباشد و دومی جهان متعلق به اهریمن که تاریک، زشت، بدبو و پر از غم و بیماری میباشد.
⏳اورمزد ابتدا به آفرینش امشاسپندان دست میزند که عبارت هستند از: سپند مینو، خرداد، مرداد، بهمن، اردیبهشت، شهریور، اسپندارمد. پس از آفرینش امشاسپندان، اورمزد ایزدان را میآفریند که قوای منفی مقابل آنها دیوان هستند.
🪔اهریمن نیز برای مقابله با اورمزد، برای هر کدام از امشاسپندان سردیوان یا کمالگان را میآفریند.
در پایان سه هزار سال اول میان اورمزد و اهریمن صلحی بسته میشود مبنی بر اینکه آخرین نبرد میان نیروی بدی و نیکی نُه هزار سال بعد از این صورت پذیرد. پس از اینکه پیمان بسته میشود، اورمزد چون موبدی دعای راستی یعنی اهونور را بر زبان میآورد و بر اثر آن اهریمن بیهوش میشود و به دوزخ میافتد و در طول سه هزار سال دوم در آنجا بیهوش میماند.
🕯سه هزار سال دوم: پس از بیهوشی اهریمن، اورمزد آفرینش گیتی را آغاز میکند. او در یک سال و در شش نوبت آسمان، آب، زمین، گیاه، جانور و انسان را خلق میکند. سالگرد این آفرینشها شش جشن است که به جشنهای گاهنبار یا گهنبار معروفند.
الف) مدیوزرم گاه به معنای میان بهار و به یادبود آفرینش آسمان در اردیبهشت ماه.
ب)مدیوشم گاه به معنای میان تابستان و به یادبود آفرینش آب در تیرماه.
ج)پدیشه گاه به معنای گردآوری غله و به یاد بود آفرینش زمین در شهریور ماه.
د)ایاسریم گاه به معنای بازگشت به خانه و به یاد بود آفرینش گیاه در مهرماه.
ه) مدیاریم گاه به معنای میان سالد و به یادبود آفرین چهارپایان در دی ماه.
و) همسپهمدیم گاه به معنای همه سپاه و به یاد بود آفرینش انسان در روزهای آخر سال.
🕯در این پیش نمونههای اصلی آفرینش، گاو پیش نمونه چهارپایان و کیومرث پیش نمونه انسان هستند. در پایان سه هزار سال دوم، اهریمن با یاری دوستان خود به هوش میآید و تصمیم میگیرد که این پیش نمونههای آفرینش را تخریب کند و به جهان کنونی حمله کند.
⏳سه هزار سال سوم: در این دوره شاهد درگیری اهریمن و دیوهایش با اورمزد و ایزدانش هستیم. در این بین گاو آفریده شده، توسط اهریمن کشته میشود و از تن او غلات، گیاهان و جانوران آفریده میشود. کیومرث که بر زمین ریخته شده بود، پس از چهل سال شاخهای ریواس میروید دارای دو ساق است و پانزده برگ. این پانزده برگ مطابق با سالهایی است که مشیه و مشیانه نخستین زوج ادمی در ان هنگام دارند. مشیه نر و مشیانه ماده است. بدین ترتیب مشی به عنوان پدر انسانها و مشیانه به عنوان مادر انسانها شناخته میشود. اهریمن بر اندیشهٔ آنان میتازد و آنان اولین دروغ را بر زبان میآورند و آفریدگاری را به اهریمن نسبت میدهند. مشی و مشیانه توبه میکنند و دارای هفت جفت فرزند میشوند و پس از صد سال زندگی میمیرند.
شجرهنامهٔ مشی و مشیانه اصل و مبدأ بسیاری از نژادهای گوناگون را در بر میگیرد. نژاد ایرانی از زوجی است. که سیامک و نشاک نامیده میشود. از اینان انسانهای دیگری آفریده میشوند.
⏳سه هزار سال چهارم: سه هزار سال سوم در میانههای دوران به پایان میرسد و سه هزار سال چهارم شروع میشود. مهمترین ویژگی این دوره ظهور زرتشت است. این دوره دورهٔ وحی دینی میباشد. اورمزد اسرار دین را بر زرشتش آشکار میکند و او رهبر و رسالت خود را اعلام میدارد. آیین مزدیسنی آیینی است که در راس خدایان آنها اهورامزدا قرار دارد و به عبارت دیگر دین زردشتی است. پس از مرگ او افراد دیگری رهبری را بر عهده میگیرند.
🪔نیروهای شر
در اساطیر ایران چیزی که همهجا در همه روایات اساطیری مشاهده میشود حضور شر و نیروهای حافظ پلیدی در جهان است. از این نیروهای شر که دستیاران اهریمن یا انگرهمینو بهشمار میآیند، با نامهای دیو و دروج یاد شده است. دیوان و دروجان مذکر و مؤنث هستند و در برابر هر نیکی در جهان یک پلیدی است و حداقل یک دیو هم موکل بر آن پلیدی است. در برابر زندگی مرگ است؛ در برابر خوشی رنج و بیماری در برابر گرما، سرمای سخت سوزان و برابر راستی دروغ و برابر باران خشکسالی و دیو موکل بر آن اپوش است.
در اساطیر ایران همیشه دنیا صحنهٔ جدال میان این نیروهای پلیدی و اساطیر نیکوست، آنهایی که یاور آفریدههای گیتیایی و نیک هستند.
🕰🕯•°~در باورهای اساطیری ایرانیان جهان صورتی گرد و هموار مانند یک بشقاب داشت. آسمان نیز سنگی و سخت مانند الماس تصور میشد. زمین در مرکز کاملاً هموار و دستنخورده بود و هیچ حرکتی در میان زمین و ماه و ستارگان وجود نداشت. اما بهدنبالِ تازش نخست اهریمن به زمین ناگهان دگرگون شد. در آن پویایی پدید آمد و کوهها ایجاد شدند و رودخانهها به جریان افتادند و ماه و ستارگان به چرخش درآمدند. در تصویر کلی دنیا در آن زمان، جهان به هفت اقلیم تقسیم شد که مرکز آن خونیرث نام داشت و شش سرزمین بهصورت اقماری در اطراف آن بودند. آسمان نیز دارای سه مرتبه ستارهپایه، ماهپایه و خورشیدپایه بود. کوه تیره که در البرز قرار داشت مرکز عالم دانسته میشد.