⏳سه هزار سال سوم: در این دوره شاهد درگیری اهریمن و دیوهایش با اورمزد و ایزدانش هستیم. در این بین گاو آفریده شده، توسط اهریمن کشته میشود و از تن او غلات، گیاهان و جانوران آفریده میشود. کیومرث که بر زمین ریخته شده بود، پس از چهل سال شاخهای ریواس میروید دارای دو ساق است و پانزده برگ. این پانزده برگ مطابق با سالهایی است که مشیه و مشیانه نخستین زوج ادمی در ان هنگام دارند. مشیه نر و مشیانه ماده است. بدین ترتیب مشی به عنوان پدر انسانها و مشیانه به عنوان مادر انسانها شناخته میشود. اهریمن بر اندیشهٔ آنان میتازد و آنان اولین دروغ را بر زبان میآورند و آفریدگاری را به اهریمن نسبت میدهند. مشی و مشیانه توبه میکنند و دارای هفت جفت فرزند میشوند و پس از صد سال زندگی میمیرند.
شجرهنامهٔ مشی و مشیانه اصل و مبدأ بسیاری از نژادهای گوناگون را در بر میگیرد. نژاد ایرانی از زوجی است. که سیامک و نشاک نامیده میشود. از اینان انسانهای دیگری آفریده میشوند.
⏳سه هزار سال چهارم: سه هزار سال سوم در میانههای دوران به پایان میرسد و سه هزار سال چهارم شروع میشود. مهمترین ویژگی این دوره ظهور زرتشت است. این دوره دورهٔ وحی دینی میباشد. اورمزد اسرار دین را بر زرشتش آشکار میکند و او رهبر و رسالت خود را اعلام میدارد. آیین مزدیسنی آیینی است که در راس خدایان آنها اهورامزدا قرار دارد و به عبارت دیگر دین زردشتی است. پس از مرگ او افراد دیگری رهبری را بر عهده میگیرند.
🪔نیروهای شر
در اساطیر ایران چیزی که همهجا در همه روایات اساطیری مشاهده میشود حضور شر و نیروهای حافظ پلیدی در جهان است. از این نیروهای شر که دستیاران اهریمن یا انگرهمینو بهشمار میآیند، با نامهای دیو و دروج یاد شده است. دیوان و دروجان مذکر و مؤنث هستند و در برابر هر نیکی در جهان یک پلیدی است و حداقل یک دیو هم موکل بر آن پلیدی است. در برابر زندگی مرگ است؛ در برابر خوشی رنج و بیماری در برابر گرما، سرمای سخت سوزان و برابر راستی دروغ و برابر باران خشکسالی و دیو موکل بر آن اپوش است.
در اساطیر ایران همیشه دنیا صحنهٔ جدال میان این نیروهای پلیدی و اساطیر نیکوست، آنهایی که یاور آفریدههای گیتیایی و نیک هستند.
🕰🕯•°~در باورهای اساطیری ایرانیان جهان صورتی گرد و هموار مانند یک بشقاب داشت. آسمان نیز سنگی و سخت مانند الماس تصور میشد. زمین در مرکز کاملاً هموار و دستنخورده بود و هیچ حرکتی در میان زمین و ماه و ستارگان وجود نداشت. اما بهدنبالِ تازش نخست اهریمن به زمین ناگهان دگرگون شد. در آن پویایی پدید آمد و کوهها ایجاد شدند و رودخانهها به جریان افتادند و ماه و ستارگان به چرخش درآمدند. در تصویر کلی دنیا در آن زمان، جهان به هفت اقلیم تقسیم شد که مرکز آن خونیرث نام داشت و شش سرزمین بهصورت اقماری در اطراف آن بودند. آسمان نیز دارای سه مرتبه ستارهپایه، ماهپایه و خورشیدپایه بود. کوه تیره که در البرز قرار داشت مرکز عالم دانسته میشد.
اهورامزدا: پادشاه ایزدان، ایزد نیکی
اَنگره مَینیو: سرچشمه شر، آشوب
مهر: ایزد خورشید در هنگام طلوع، ایزد عهد و پیمان و پادشاهان
هَور خَشه-ئته: ایزد خورشید در بالاترین حد خود
اَردویسَر آناهیتا: ایزدبانوی باروری، سلامتی، آب، خرد و جنگ
رَشَن (رَشنو): یک فرشته؛ قاضی و دادگر مردگان
بهرام (وِرِثرغنه/وِرِترگنه) : ایزد جنگاوری و جنگ با اهریمن
تیر/تیشتر : ایز کشاورزی و باران و ستاره
آتر (آذر): ایزد آتش پاک، تجسم آتش
هوم (هائوم): ایزد فصل برداشت، سلامتی، قدرت و نیروی حیات؛ تجلی گیاهی به همین نام که عصاره آن مایه شادابی است.
وای (وایو) : ایزد باد که ارواح شیطانی را دور میکند
زروان: ایزد زمان، تجسم زمان بیکران