eitaa logo
⁦(⁠@⁠_⁠@⁠)⁩2 vision
28 دنبال‌کننده
288 عکس
274 ویدیو
2 فایل
بِاَبیٖ أَنْتَ وَ اٌمیٖ یٰا اَبٰاعَبدِاللّٰه♡⁠‿⁠♡ دوتا دوستیم که خاطرات و داستان هامونو اینجا به اشتراک میذاریم🫂 البته کلیپ هایی که ببینیم و جالب باشه رو هم اینجا میذاریم🩷 ناشناسامون https://eitaa.com/myvision/1504
مشاهده در ایتا
دانلود
عصرش رفتیم خونه مامان جونم که نذری داشت کمک نشستیم نون نصف کردیم بعدم دختر خالم رو که یه سالشه گریه انداختیم بعدم رفتیم دوغ و گوشفیل خوردیم بعدش بستنی اسکوپی خریدیم جاتون خالی نوش جون کردیم
دیگه ساعت پنج بود که راه افتادیم بریم جشن کیلومتری
از خونه مامان جونم تا اونجا کلیییی راه بود
بعد تازه رسیدیم اول خیابون
اونجا که رسیدیم انقدر ذوق داشتیم که سر از پا نمیشناختیم
رفتیم و رفتیم کلی که رفتیم یه موقعی که دیگه پاهامون نمی‌کشید ایستادیم
برگشتیم دیدیم همه راهی که اومدیم رو باید برگردیم
درصورتی که دیگه پایی برای برگشت نمونده 😭😭
تازه موقع اذان هم بود
دیگه با یه عالمه بدبختی و بیچارگی یکمی از راه رو برگشتیم رسیدیم به یه مسجد گفتیم بریم نمازمونو بخونیم تا بعدش
نماز رو خوندیم گفتیم بریم مسجد بزرگ مرکز شهر که تجمع هم اونجاست اومدیم تو مسجد و تا موقع تجمع تو مسجد جامع شهرمون خوابیدیم بعدشم تو تجمع کاغذامونو بخش کردیم😁
...❤️