eitaa logo
النَّــحیط | فاطمه کاشانی
822 دنبال‌کننده
95 عکس
2 ویدیو
1 فایل
" النَّـحیط " همان بغضِ فروخورده ایست، که اجازه‌اش ندادی اشک شود. • از همه چیز نوشتم؛ چون ذهن و دست‌هایَم کلمه را زودتر حس کردند.
مشاهده در ایتا
دانلود
فردا روزی که مُردم، خدا نشانم می‌دهد پشتِ همه‌ی آن درهایی را که سماجتم بازشان کرد‌ و بهتر بود اگر باز نمی‌شدند .. ° ° @naahiit
بله، به تو احتیاج دارم؛ زیرا تو‌ تنها کسی هستی که می‌توانم درمورد رنگِ یک ابر با او صحبت کنم. ولادیمیر ناباکوف ° ° @naahiit
به دشت فکر میکردم، به بلندای درخت‌ها، خانه‌هایی که کنار هم سر خم کرده‌اند، ابر‌ها و نوری که به آسمان پاشیده بود. به تو هم فکر کردم تویی که جایی میانِ آخرینِ گلبرگِ سرخِ دشت گم شدی و بودنت خاطره‌ای شد شیرین.. ° ° @naahiit
• خدا جای حق نشسته‌ ..
برای من شاید بزرگ شدن همون وقتایی بود که خواستم چیزی بگم اما بهتر بود نگم و پایِ سینک حرفامو بشورم ! ° ° @naahiit
ـ پس از یک عمر دوری دیدَمت با دیگری ای دوست مرا نشناختی؟ باشد، تو را نشناختم من هم .. فاضل نظری
النَّــحیط | فاطمه کاشانی
•تا ابد و تا همیشه برایِ هرروزِ پاییز•
اینطور که یه فلش به شقیقه‌ی سمتِ راستم وصل میشه و همه‌ی تصاویر درست مثلِ یه ویدئوی چهار دیقه و سی‌ونه ثانیه‌ای پخش میشه! من صندلیِ عقب کنارِ پنجره نشستم. بابا می‌رونه‌ و به این‌ موزیک که رسید صدارو زیاد کرده. مامان ساکت نشسته و حانیه سرش به پنجره‌ی کناریش تکیه‌ داده شده، ترجیحا حوالیِ دو تا چهارِ عصره و ما مسیرِ پُر پیچ و خمِ کنارِ کیمه‌ی باباجون و زمینِ سبزشو میگذرونیم اینجاست که من بیادِ مامانجون بلند می‌خونم: نمیدونی بعدِ رفتنت چی شد!‌ حتی آسمون ابری شد می‌دونم برنمی‌گردی ولی خب ای‌کاش می‌شد.. ° ° @naahiit
- می‌دانی من مجبورم موفق شوم وگرنه همه‌ی آن رنج‌هایی که تا‌به‌حال کشیده‌ام، فقط رنج بوده‌اند! ویکتور فرانکل
هدایت شده از توییت فارسی 🇮🇷
یادمه اول دبیرستان، سر کلاس فیزیک داشتم راجع‌به طولانی بودن روزای مدرسه غُر می‌زدم به بغل‌دستیم. معلم‌مون شنید و از پشت عینکِ همیشه آویزون به نوکِ دماغِش گفت: «روزا طولانین، ولی سال‌ها نه!» من اینطوری بودم که این چه چرتی بود این گفت؟! چند دقیقه بعد زنگ خورد و من الان ۲۸ سالمه!! *امینَم؛ فلیکِر* @farsitweets
تو روزایِ صورتیِ ده دوازده سالگی، دنیا بود و راحتیش. تیتراژ آخرِ سریالِ فاصله‌ها که می‌رسید، بلند می‌‌خوندیم: همیشه لحظه‌ی آخر خدا نزدیک‌تر میشه.. الان ولی فکر می‌کنم شاید به واسطه‌ی همون بلند خوندنا بود که این روزا، هر روزش برام لحظه‌ی آخره و‌ تو نزدیک‌تری! ° ° @naahiit
• برایم از چیزهایی بگو که فکر می‌کنی برای هیچکس مهم نیست‌.