یک ساعت پس از غروب،
چای دستم بود و گوشهای از باریکهی خیابان ایستاده بودم.
یک ساعت پس از وقتی که مادری بلندمرتبه و گرامی آمد، پیراهنِ خونینِ پسرش را به عرش آویخت، اشک ریخت و عزا پاشید به همهی اهلِ زمین؛ آنوقت عزا تقسیم شد، ماتمش چهره به چهره چرخید و چکهی گلوگیری از غمش در استکانِ من ریخت ..
°
°
@naahiit
خوبه که دارین میخونین،
چون هیچوقت نشد به اندازه کافی بگم:
ممنون مامان، ممنون بابا ..
°
°
@naahiit
شما هم مظلومیتِ عمیقِ ممزوجِ به عزت و اقتدارِ پیامِ آقا سید مجتبی رو حس کردید یا فقط من دو سه دور خوندمش و هربار دلم گرفت؟!
°
°
@naahiit
• غرقِ این ماجرام،
نمیتونم از تویِ فکرِت درام،
دنیا همون جایی تموم شد برام،
که تشنه تورو کشتن،
همون جا که تو گودال گرفت دورتو دشمن ..
از کودتای دیماهِ کولاکزده و خونینِ تهران
و جوانهایی که حالا حتما دوشادوشِ علیِاکبرِ حسین،
نوحهی شبِ هشتم اهلِ زمین را به نظاره نشستند..
°
°
@naahiit
حاج محمود کریمینخ تسبیح.mp3
زمان:
حجم:
17.1M
حیف
چه گیسویی..
چه چشم و ابرویی ..
°
°
@naahiit
حاج محمود کریمینماهنگ اباالفضل باوفا 320.mp3
زمان:
حجم:
6.7M
مَـهِ هاشمـی نَسَـب
امیـرِ دلاورم ..
°
°
@naahiit