eitaa logo
النَّــحیط | فاطمه کاشانی
765 دنبال‌کننده
148 عکس
4 ویدیو
1 فایل
" النَّـحیط " همان بغضِ فروخورده ایست، که اجازه‌اش ندادی اشک شود. • از همه چیز نوشتم؛ چون ذهن و دست‌هایَم کلمه را زودتر حس کردند.
مشاهده در ایتا
دانلود
روزایی بود که به مامان میگفتم زیادی حساسی و سخت میگیری؛ امروز اما منم چاقو، پیش‌دستی و لیوانِ خیس رو بینِ ظرف‌های خشکِ تو آبچکون جا ندادم! ° ° @naahiit
• بعدِ تو خیری ندیدم از دعای هیچکس یا خدایی که تو داری یا خدایِ هیچکس!
هدایت شده از خاطرات یک بچه چلمن
‌
بعضی فکر‌ها اومدن فقط چاییشونو بخورن برن؛ تو چرا واسه شام نگهشون میداری؟ ° ° @naahiit
می‌دونی کجاش سخت بود؟ اینکه تو لباس خدام تنت بود، تو کفشداری وایساده بودی و داشتی یه سالنامه‌‌ی چرکِ پُرنوشته رو تند تند ورق می‌زدی، رسیدم و ازت پرسیدم دار‌الذکر کدوم طرفیه و تو گفتی مزار آقا اونجاست. اون رو به رو. نگاه کن مردم دارن میرن داخل، همونجاست! ° ° @naahiit
النَّــحیط | فاطمه کاشانی
تو برمی‌گردی عزیزم. که آن‌ها آمَدنت را دور و ما، خیلی نزدیک می‌بینیم.. ° ° @naahiit
عزیز من، ادامه دادن به این امید که در آخر تو می‌آیی، سختی‌اش را کم می‌کند. در دلم لبخند می‌کارد. اشک شوق می‌چکاند.. ° ° @naahiit
_ وقتی از کهنه غمِ ریشه دُوونده تو خاکِ داغ و نخلایِ جنوب می‌گم، می‌رسم به دعا. که تنها دعا به دستایِ دور و دلِ سوخته‌م کمک می‌کنه..
• آره من اونقدر فکرای تو سرم بلنده که نذاره بخوابم.