eitaa logo
«°°قافله ی عاشقی°°»
197 دنبال‌کننده
515 عکس
201 ویدیو
1 فایل
❤️بسم رب شهداء والصدیقین❤️ گفتم ای شهید، دوستت دارم جواب داد مشتی تو قبل از اینکه به دنیای بیای من فدات شدم. خیلی راست می‌گفت 💔😥 گوشِ شنوامون👈 @montazermahdi1 کپی؟ با دعا برای شهادت، و ذکر صلوات واسه امام زمان، حلالت مومن🙂 قبل کپی سنجاق کانالُ بخون
مشاهده در ایتا
دانلود
«بسم رب الشهدا والصدیقین » یاٰ عِمادَ مَن لّا عِمادَ لَهْ✓ نام رمان:«مثل حانیه» پارت دوم 🖤✨🖤✨🖤✨🖤✨ عزیز:چی شد دخترم؟بازم خواب دیدی؟ _آره عزیز،آره! +۱۳سال گذشته،نمیخوای فراموش کنی؟ _دست خودم نیست،نمیتونم میخوام ولی نمیشه! هرشب خواب اون تصادف رو میبینم همون اتفاقی که همه ی زندگیمو ازم گرفت،مامان،بابا:) بی کسم کرد! +توبی کس نیستی که زینب جان،من هستم، برادرت هست، از همه مهمتر،خداروداری! در مقابل حرف های عزیز فقط تونستم لبخند تلخ بزنم؛ مگه عزیز نمیدونه هیچ کس مثل پدر و مادرِ آدم نمیشه؟ بگذریم _راستی عزیز محمد کجاست ؟ +صبح براش کار پیش اومد، رفت ماموریت +آها،باش! تو همین فکرا بودم که گوشیم زنگ خورد و اسم صدف روی صفحه ی گوشیم نمایان شد. نویسنده📝؟فاطمه بانو✨ ‼️ https://eitaa.com/naarya قافله ی عاشقی
«بسم رب الشهدا والصدیقین » یاٰ عِمادَ مَن لّا عِمادَ لَهْ✓ نام رمان:«مثل حانیه» پارت سوم 🖤✨🖤✨🖤✨🖤✨ _جانم صدف؟ +سلاااام خانم ایزدی!چه خبر؟ خوب هستید؟ _صدف مسخره بازی در نیار، جانم کاری داشتی ؟ +خیلی خب بابا! خواستم بگم که میای بریم ول گردی؟ _ول گردی؟ +وای آره دیگه... _نه،نمیام خودت برو! +باشه بابا،ول گردی نه، بریم هرجا که تو بگی _ نه ،گفتم که ،خودت برو +وای تنهایی کجا برم زینب؟بیا دیگه ناز نکن! _خیلی خب،پس بریم یه جای هدفمند +باشه،نیم ساعت دیگه میام دنبالت بریم فقط توروخدا زود حاضر شو که ۱۰ساعت منو جلوی در معطل نکنی😡😅 _۱۰ساعت؟!! مبالغه ممنوع!!! ادامه_دارد نویسنده📝؟فاطمه بانو✨ ‼️ https://eitaa.com/naarya قافله ی عاشقی
🌸امشب که دل قرین شادیست میلاد تو ای امام هادی است میلاد تو برهمه مبارک بر مهدی فاطمه مبارک.🌸 🌺 میلاد امام پاکی و روشنایی حضرت امام هادی (علیه السلام ) تهنیت باد.
⁴روز تا غدیر مولا علی 🙂
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
«°°قافله ی عاشقی°°»
پس تو کجایی که نمی بینمت؟ پس تو کجایی که نمی دانمت؟! شهیده رقیه سادات نبی زاده 💔 https://eitaa.com/naarya قافله ی عاشقی
«بسم رب الشهدا والصدیقین » یاٰ عِمادَ مَن لّا عِمادَ لَهْ✓ نام رمان:«مثل حانیه» پارت چهارم! 🖤✨🖤✨🖤✨🖤✨ بعد از قطع کردن تلفن به عزیز گفتم که با صدف میرم بیرون. عزیز هم گفت مراقب خودت باش و این حرفا🙂 رفتم توی اتاقم تا لباس 👗 بپوشم عبای بلند نسکافه ای با روسری و شلوار نسکافه ای. یه کیف نسکافه ای که خط های قهوه ای داشت هم برداشتم و تسبیح تربت،گوشی و مهر نمازمو انداختم توش🤌 از عزیز خداحافظی کردم و رفتم بیرون؛ صدف رسیده بود +سلاااام زینب خانوم؛ چه عجب! افتخار دادید _سلام😶 +اییییش! بی ذوق:) نشستیم توی ماشین و راه افتادیم نگاهی به صدف انداختم،دختر پر هیجانی بود. خیلی هم شر و شلوغ بود نویسنده📝؟فاطمه بانو✨ ‼️ https://eitaa.com/naarya قافله ی عاشقی
امشب با عرض معذرت ۱پارت گذاشتم👌