خیلی این حالت برام کم پیش میاد ...
امروز یهو دچار فوران احساسات شدم ...
درحدی که یهو غم و عصبانیت رو باهم تجربه کردم !
سمت چپ قفسه سینم به حدی درد گرفت که نفسم برید !
به نقطه جوشم رسیده بودم اما رفتم تو خلوت تا تو عصبانیت به کسی صدمه عاطفی نزنم که بعدش پشیمون بشم !
بعدش که یه گوشه تو خودم مچاله شدم مثل همیشه غمم بر خشم پیروز شد و مثل بارون شروع کردم به باریدن ...
و تو این لحظه حتی نمیدونم چرا داشتم گریه میکردم ؟!
حتی از خودمم عصبانی شدم که چرا اینقدر همیشه خودم رو سرکوب میکنم!
اره من خیلی عجیب غریبم خودم میدونم...
تقریبا میتونم بگم حالت جوش آوردنم خیلی خیلی کمه و میتونم بگممم ۹۰ درصد آدمایی که منو میشناسن منو تو این حالت ندیدن ...
چیزی که برام خیلی غم انگیزه این که من تو هر حالتی که باشم به احساسات اطرافیانم خیلی اهمیت میدم و تلاشمو میکنم بهشون صدمه نزنم !
اما بقیه با من ...
(پ.ن : اینجور مواقع که دلم میخواد خودخواه باشم ولی حس میکنم این جوری بدجنس میشم)
3.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
الان که فکر میکنم می بینم : عشق اولم وودی بود🎀
https://eitaa.com/nabat1200/6291
چقدر من😢...
و باز هم گریه...
امروز من هم اینجوری بودم...
بدون شرح😭...
+اخخخخ بچمممم 🥺💔میدونی یه وقت ها بعضی چیز هارو فقط کسایی میفهمن که تجربه کردن ...