کَم مِن قَتیلٍ فی الهَویٰ
قَبَّلَ کَفَّی مَن قَتَل
🔸امروز روز تخفیف های استثنائی نابلسه!
🔸 برای کسانی که از کانالمون با ترجمهی این بیت شعر بیان ۱۵٪ تخفیف فقط برای امروز در نظر گرفتیم که اگه همراه با ترجمهی این بیت، پرچم ایران هم همراهتون داشته باشین جمعا ۳۰٪ تخفیف شاملتون میشه..
🔴 فقط امروزه ها! از دست ندین..
🔸 این پیامو برای دوستای پرچم به دست و عربی بلدت بفرست!
نابلس | خانه آزادی
@nablus_cafe
هدایت شده از ثُوّاٰر الْأَرْض | علیشفیعی
🔸داستان ما نومعلم های چموش!
🔸از قدیم تر ها مادرهای اصفهانی یا شاید هم غیر اصفهانی ها، از دست بچه های خانه که شاکی میشدند زیر لب زمزمه واحدی داشتند:
"آدم مار بشه ولی مادر نشه!"
و این بچه ها بودند که سال ها معنای این جمله را نمی فهمیدند تا روزی که خودشان مادر و پدر شوند و آن وقتی که خونشان از دست بچه به جوش آمد، زیر لب زمزمه اش کنند. ولی حتی یادشان نیاید سال ها پیش این جمله را از کسی شنیده بودند.
و این تسلسل مادرها و بچه ها و کنایه ها احتمالا از شکواییه های حوا از قابیل بوده و تا چموشی آخرین نواده ی آدم ابوالبشر هم ادامه خواهد داشت.
معلمی هم اگر از دل و جان ریشه گرفته باشد همینطور است. تسلسل نامتناهی معلم ها و شاگردها!
معلم هایی که حرص میخورند از دست طفل چموش که: آهای بچه نفهم! عمرت را به باد دادی و چیزی حاصلت نشد، و شاگردهایی که گوششان به این حرف ها بدهکار نبوده و نیست.
تا اینکه پرگار فلک بچرخد و یکی از این طفل های چموش خودش بشود نقطه ی پرگار. بنشیند حرص بخورد از دست این بچه ها که: خدای من! این ها چرا نمیفهمند دارند با عمر و سرمایه زندگیشان چکار میکنند؟ و از قضا احتمالا "نو معلم" قصه هم اصلا یادش نباشد روزگار طفولیت و چموشی و نصیحت های معلم پیرش را.
خلاصه که تا مادر نشویم حال مادر دلسوز را نمیفهمیم و تا معلم نشویم هم حال معلم ها را.
بماند که من خودم همان "نو معلم" چموش دوران طفولیتم!!
خلاصه که روز همهی اونهایی که حق پدری و مادری گردنمون دارن مبارک باشه!
ثُوّار الْأَرْض | علی شفیعی
@sowar_al_arz
🔸 به اطلاع همراهان عزیز میرساند سالن کافه فردا تا ساعت ۱۴ رزرو بوده و پس از آن در خدمت عزیزان خواهیم بود.