هیچ کس چشم به راه من ِدیوانه نبود ،
هرچه بر در زدم انگار کسی خانه نبود . .
𝒩𝒶𝑔𝒽𝑒𝓂𝑒
من هیچ وقت برای کسی نبودم .
نقش اول زندگی کسی نبودم مگر تو رویای خودم.
اینقدر هیچ کاره بودم که دیگه دارم حتی برا خودم غریبه میشم .
بارها با خودم خیلی دوستانه صحبت کردم که اینقدر غصه نخورم ولی تقریبا هر شب مچ خودم و در حال گریه و زاری واسه چیزایی که قرار بود باهاشون کنار بیام میگیرم
این جان و دل و دیده پیِ دیدنِ اوست
جان و دل و دیده را به دیدار دهیم ...
𝒩𝒶𝑔𝒽𝑒𝓂𝑒
گر هيچ مرا در دل تو جاست بگو ...
گر هست، بگو نيست بگو، راست بگو!
𝒩𝒶𝑔𝒽𝑒𝓂𝑒
چه باشد پیشه عاشق بجز دیوانگی کردن
چه باشد ناز معشوقان بجز بیگانگی کردن
𝒩𝒶𝑔𝒽𝑒𝓂𝑒