انگار در زیباییات چیزی جا گذاشته ام ، مثلا در صدایت آرامش یا در چشمهایت زندگی.
𝒩𝒶𝑔𝒽𝑒𝓂𝑒
اگر لبریزم از تو نقص در ظرفیت من نیست ،
وجودت وسعت دریاست در فنجان نمیگنجد .
𝒩𝒶𝑔𝒽𝑒𝓂𝑒
چند روز است که در روزۀ دیدار توام ،
پر کن این فاصله ها را که دم ِافطار است .
𝒩𝒶𝑔𝒽𝑒𝓂𝑒
هر از گاهی نگاهی داخل آیینه کن شاید ،
ببینی از چه میگیرد زبانم وقت دیدارت .
𝒩𝒶𝑔𝒽𝑒𝓂𝑒
لشکر چشمَت همه دار و ندارم را گرفت ،
گرچه قبلا گفته بودی فکر غارَت نیستم .
𝒩𝒶𝑔𝒽𝑒𝓂𝑒
هرچند که هرگز نرسیدم به وصالت ..
عمری که حرامِ تو شد ای عشق ؛ حلالت .
𝒩𝒶𝑔𝒽𝑒𝓂𝑒
قهرمان ماجرای ما فقط چشمان توست ،
گیسوانت را ببند اینها سیاهی لشکرند .
𝒩𝒶𝑔𝒽𝑒𝓂𝑒
خیال کودتا دارم از استبداد چشمانت ،
تحصن کردهام فعلا به گوهرشاد چشمانت .
𝒩𝒶𝑔𝒽𝑒𝓂𝑒
دست من بر سر زلفین تو بند است امشب ،
با خبر باش که پایم به کمند است امشب .
𝒩𝒶𝑔𝒽𝑒𝓂𝑒
سبزه در دست تو و چشم من اما نگران ،
که گره را به هوای چه کسی خواهی زد .
𝒩𝒶𝑔𝒽𝑒𝓂𝑒