«به چه مشغول کنم دیده و دل را که مدام
دل تو را میطلبد، دیده تو را میجوید.. !»
𝒩𝒶𝑔𝒽𝑒𝓂𝑒
با من برنو به دوش یاغی مشروطهخواه ،
عشق کاری کرده که تبریز میسوزد در آه .
𝒩𝒶𝑔𝒽𝑒𝓂𝑒
خدمتی که چشمهای تو به مستی کرده است ،
بیگمان در طول دوران کاشف الکل نکرد .
𝒩𝒶𝑔𝒽𝑒𝓂𝑒
خندهات توبه شکن هست و لبت قند و نبات
آخر از دست تو کافر نشوم من صلوات♥️..
𝒩𝒶𝑔𝒽𝑒𝓂𝑒
عاشقت بودم و این عشق به جایی نرسید ...
تو خودت ماندی و من ، کار به مایی نرسید
𝒩𝒶𝑔𝒽𝑒𝓂𝑒
گفتند که او وصلهی احساس تو نیست، ولی من در به در موی سیاهش بودم.
𝒩𝒶𝑔𝒽𝑒𝓂𝑒
وقتی حستو به کسی از دست میدی ، تازه میفهمی هیچ فرقی با بقیه نداشته ، این حس تو بود که باعث میشد خاص به نظر بیاد .
𝒩𝒶𝑔𝒽𝑒𝓂𝑒