صبحی که دلم در پی دیدارِ تو باشد
آن صبح،دلارام ترین صبحِ جهان است:)
_آرشکیانی
𝒩𝒶𝑔𝒽𝑒𝓂𝑒
به چه مشغول کنم دیده و دل را که مدام
دل تو را میطلبد، دیده تو را میجوید.. !
𝒩𝒶𝑔𝒽𝑒𝓂𝑒
گاهی در وجودمان به قبرستانی محتاجیم
برای چیزهایی که درونمان میمیرند.
𝒩𝒶𝑔𝒽𝑒𝓂𝑒
«رنگ مویش را تمام شهر می دانند حیف
پیش چشم عاشق من روسری سر میکند»
𝒩𝒶𝑔𝒽𝑒𝓂𝑒
«گر بدانی حالِ من ، گریان شوی بیاختیار!
ای که منع از گریهٔ بیاختیارم میکن»
𝒩𝒶𝑔𝒽𝑒𝓂𝑒
«نمیدانم چه رازی خفته در چشمان زیبایت
که عاقل سمت چشمت میرود ، دیوانه میآید»
𝒩𝒶𝑔𝒽𝑒𝓂𝑒
«من به چشمم گفته بودم عشق من را لو نده !
این روانی بی اجازه با تو صحبت میکند»
𝒩𝒶𝑔𝒽𝑒𝓂𝑒
«مذهبی بودم ولی دل باختم تا دیدمت ..
عشق ، گاهی مومنان را هم هوایی میکند!»
𝒩𝒶𝑔𝒽𝑒𝓂𝑒
«برایت شعر گفتم تا بخوانی عمق عشقم را!
نخواندی بیت هایم را نوشتی: از غزل سیرم»
𝒩𝒶𝑔𝒽𝑒𝓂𝑒
نگاهم کردی و بستی به یک لحظه به رگبارم ،
دلم یک زخمی تنها و چشمانت دو لشکر بود .
𝒩𝒶𝑔𝒽𝑒𝓂𝑒
در قنوت خود دعا کردم فراموشت کنم ،
حاجتم در سجده اما دیدن روی تو شد .
𝒩𝒶𝑔𝒽𝑒𝓂𝑒
خم کردن سر پیش کسی جایز نیست ،
جز بوسهی یاری که قدش کوتاه است .
𝒩𝒶𝑔𝒽𝑒𝓂𝑒