«گر بدانی حالِ من ، گریان شوی بیاختیار!
ای که منع از گریهٔ بیاختیارم میکن»
𝒩𝒶𝑔𝒽𝑒𝓂𝑒
«نمیدانم چه رازی خفته در چشمان زیبایت
که عاقل سمت چشمت میرود ، دیوانه میآید»
𝒩𝒶𝑔𝒽𝑒𝓂𝑒
«من به چشمم گفته بودم عشق من را لو نده !
این روانی بی اجازه با تو صحبت میکند»
𝒩𝒶𝑔𝒽𝑒𝓂𝑒
«مذهبی بودم ولی دل باختم تا دیدمت ..
عشق ، گاهی مومنان را هم هوایی میکند!»
𝒩𝒶𝑔𝒽𝑒𝓂𝑒
«برایت شعر گفتم تا بخوانی عمق عشقم را!
نخواندی بیت هایم را نوشتی: از غزل سیرم»
𝒩𝒶𝑔𝒽𝑒𝓂𝑒
نگاهم کردی و بستی به یک لحظه به رگبارم ،
دلم یک زخمی تنها و چشمانت دو لشکر بود .
𝒩𝒶𝑔𝒽𝑒𝓂𝑒
در قنوت خود دعا کردم فراموشت کنم ،
حاجتم در سجده اما دیدن روی تو شد .
𝒩𝒶𝑔𝒽𝑒𝓂𝑒
خم کردن سر پیش کسی جایز نیست ،
جز بوسهی یاری که قدش کوتاه است .
𝒩𝒶𝑔𝒽𝑒𝓂𝑒
«این عشق چه دارد که همه عالم و آدم؛
از عشق پشیمانند و بی عشق پریشان»
𝒩𝒶𝑔𝒽𝑒𝓂𝑒
«آسوده بخواب امشب آسوده تر از هر وقت
در قلب منی جانا؛ در فکر توام سر سخت »
𝒩𝒶𝑔𝒽𝑒𝓂𝑒