«هر چه حاشا بکنم عشق تو را بیهودهست
غم ِدر چهره و این بغض صدا را چه کنم»
𝒩𝒶𝑔𝒽𝑒𝓂𝑒
«تمام شعرهایم را بنا کردم به وزن عشق
مفاعیلن نگاه تو مفاعیلن گرفتاری»
𝒩𝒶𝑔𝒽𝑒𝓂𝑒
«مثل دستی که به داغی سَماور بخورد
لحظهای یاد تو افتادم و بد سوخت دلم»
𝒩𝒶𝑔𝒽𝑒𝓂𝑒
تو مرجانی،تو در جانی،تو مرواریدِ غلتانی
اگر قلبم صدف باشد میان آن تو پنهانی:)🤍
چشم هایش قهوه ای بودند و به حق فهمیدم قهوه از سیگار و قلیان اعتیاد اور تر است..
𝒩𝒶𝑔𝒽𝑒𝓂𝑒
اگر روزی فراموشی بگیرم باز خواهی دید ،
تو تنها چهرهای هستی که با او آشنا هستم :)
𝒩𝒶𝑔𝒽𝑒𝓂𝑒
گفته بودی غزلی در وصف چشمانت بگم ،
وصف آن چشم ، غزل ؟ ولله دیوان هم کم است .
𝒩𝒶𝑔𝒽𝑒𝓂𝑒
نازنین آمد ُدستی به دل ِما زد ُرفت ؛
پرده خلوت ِاین غمکده بالا زد ُرفت .
𝒩𝒶𝑔𝒽𝑒𝓂𝑒
همیشه کنج خیالی نه بودنی ، نه وصالی
چگونه از تو بگویم که آرزوی محالی :) ؟
𝒩𝒶𝑔𝒽𝑒𝓂𝑒