_ حس میکنم یه جلسه مشاوره کافیه تا دم در تيمارستان پیادم کنه
حرف های ناگفته¡
_ هی تو سر خودش میزد و میگفت :
بهش فکر نکن ، بهش فکر نکن ، بهش فکر نکن...
حرف های ناگفته¡
هدایت شده از آنتن انقلاب 📡
خیلی از آدمهای قویای که صبح میبینین، تمام دیشبشونو گریه کردن.
_ هرچقدر میگذره بیشتر به اینکه عشق حس وحشتناکیه پی میبرم...
حرف های ناگفته¡
_ ببخشید که درمورد ریز و درشت زندگیم بهتون اطلاع رسانی نمیکنم.
حرف های ناگفته¡
_ اونجا که میپرسه مگه چیکار کردم درصورتی که هزار بار به این سؤالش جواب دادی و دیگه خسته شدی<<<
حرف های ناگفته¡
_ باشه ولی خیلی دلم میخواد انقدر بزنمت تا بفهمی چجوری روح منو زجر میدی...
حرف های ناگفته¡