- من نباشم دلت تنگ میشه ؟
مثه من بال بال میزنی یه لحظه فقط یه لحظه باهام حرف بزنی ؟
به در و دیوار که نگاه میکنی چشو چارِ من میاد جلو چِشِت ؟
شب میآید و سکوتش بر قلب سنگینی میکند ..
انگار شب ساخته شده است برای ِگریه کردن ..
برای ِ قلب هایی که روزها به دست آدم
های مختلف با حرف های مختلف و با
دلایل مختلف شکسته شده اند ، برای
اینکه قلب خودش را خالی کند از آن حجم ِغم .
غم ها در شب چندین برابر میشود ، شب
زیباست اما سکوتش بر قلب سنگینی
میکند ، شب زیباست اما رنگ تیره اش آدم
را یاد اتفاقات سیاهش می اندازد یا همان
زخم هایی که مرهمش شب بود ..
همان غم هایی که ملجاءش شب بود ..
اوم .. شب پناه ِادم های خسته است پناه ِکسانی که دوست دارن ساعتی فارغ باشند ز غوغای ِجهان ..
چقدرامروزدرگیرومسمومکنندهس؛ شکایتینیستچونبدترازاینهاهمبوده. روزهاییبودهکهمدامخیرهبودم.
گاهیاین خیرگیانقدرطولمیکشیدکهباور نمیکردممیتونمتکونبخورموفقط اندازهیحرفزدنهوشیارم.
تویایندنیافراموشیبههمهیآدمهارخنه کرده؛بعدازمرگمهیچکسیادشنمیمونه منوجودداشتموزندگیمیکردم.
شایداگرامروزاونروزباشههیچکس متوجهنشه.
منهنوزهمشبهابهدیوارا
التماسمیکنم
وقتیبیحرکتشدمرویمنآوارشنو نابودمکنن.
بعضیشبهاامیدورویاهاموازخواب بیدارشونمیکنموازمیلبهنابودشدنم براشونمیگم.
کاشفرارکننبرنازپیشمن،منخیلیوقته کهرفتهمازاینزندگی.
#دلی
#دستنوشته
وقتی دوسِش داری ، یعنی داری براش وقت میزاری ، نه اینکه اون برات مثل پر کردن وقت خالیه ، اگه اینجوریه پس نمیدونی دوستداشتن یعنی چی !
شبتون بخیر .
05:40
+نه،غمی نیست...
فقط این روز ها حس میکنم دستی از پشت سر با میخ به قلبم میکوبد.میکوبد و میخواهم خون جگر را بیرون بریزم اما چشمانم دیگر جان ندارند.هر بار که از گوشه ی شان گدازه ای میچکد عمیق میسوزند.
شاید تعبیر همان شعرم باشد:
یعقوب چشم به در مانده ی تو
صبر کرده به یاد ایوبم:)
من خیلی جاها نیاز داشتم یکی بگه کمک نمیخوای؟ هیچکس نبود؛ خودم درستش کردم. خیلی جاها نیاز داشتم یکی بگه میخوای حرف بزنیم؟ هیچکس نبود؛ گریه شد حرفام. خیلی جاها نیاز داشتم یکی بگه بریم یه چرخی بزنیم؟ هیچکس نبود؛ با خودم چرخیدم. خیلی جاها نیاز داشتم یکی واقعی بگه دوستت دارم. هیچکس نبود؛ بیذوق سَر کردم. خیلی نیاز داشتم یکی بگه فداسرت شده دیگه. هیچکس نبود؛ خودخوری کردم. خیلی جاها نیاز داشتم یکی دلسوزانه راه نشونم بده؛ هیچکس نبود؛ اشتباه کردم و زمین خوردم. من خیلی جاها به خیلی چیزا نیاز داشتم و نبود و فقط خودم بودم، من همیشه یاد گرفتم اگر هیچکسیو نداشتم خودم برای خودم باشم...
#دلی
#دستنوشته
"کاشهاییکههیچوقتنبودن."
کاشبودیآرومممیکردی .
کاشبودیقربونصدقممیرفتی . .
کاشبودی ُ اینآتیشیکهداخلقلبمه
روخاموشمیکردی .
کاشبودی ُ درماندلتنگیمبودی :)
#دلی
#دستنوشته
دنبال لیوان های نیمه پر بودیم که
تمومه ظرف های زندگی شکست!
یاد ندارم چندمین بار میمردیم
دوباره زنده میشدیم با حس تیره تر
کتابا که چاپ می شد داستان های ما بودن
از ما بی شمار قصه میشه کشف🗿🚬
دیگه هیچ صدایی توی سرم نمیمونه جز یه زمزمهی خسته :
« کاش تموم شه .. فقط تموم شه » .
نه امیدی مونده ، نه دلیلی ، نه حتی یه بهونهی کوچیک برای بیدار شدن ..
هر شب ، مرگ از کنارم رد میشه .. و من فقط نگاهش میکنم .
نه جرئت رفتن دارم ، نه انگیزهی موندن .
یه خلأ بزرگم که هیچکس نمیفهمه توش چه خبره ..
خندههام زورین ، نفسهام اجباری ، و قلبم .. فقط میکوبه که بگه هنوز هستم .
ولی من ..
من مدتهاست دیگه نیستم ..²
#دلی
#دستنوشته
منکسیوندارمبراشمهمباشم:)
پینگوشیشباشم:)
عکسبکگرانداشباشم:)
یهوپیمبدهبیمقدمهبگهدوستدارم:)
صبحهابگههنوزبیداری؟ :)
تادودقیقهآفشمنگرانمبشه:)
منندارمولیاگهتوداریمراقبشباش:)