eitaa logo
بغض ِناگفته:(
131 دنبال‌کننده
36 عکس
42 ویدیو
0 فایل
در سکوت شب‌ها، بغضی که زبان به‌ فغان نیاورد... کلماتی که در گلو حبس شدند؛ اشک‌هایی که جاری نگشتند... دردهای پنهان، رازهای ناگفته، عشق‌های ناکام... اینجا پناهگاه دل‌های شکسته و بغض‌های فرو خورده است.. شروعمون؟ 1405/1/13 @Sahel2719 جانم؟ کپی؟راضی نیستم
مشاهده در ایتا
دانلود
دیگه خوبم. حتی اگه حالم بد باشه خوبم. حتی اگه قلبم تو دستم باشه خوبم. حتی اگه تو اشکام غرق شده باشم خوبم. حتی اگه نفسم بالا نیاد خوبم.
بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم هرجا‌می‌روم‌‌احساس‌غربت‌و‌تنهایی‌دارم . ‌‌راستش‌ باور‌کرده‌ام‌که‌آرزوهایم‌قرار‌است‌تبدیل‌ به‌یک‌حسرت‌شود! :حسرت‌بزرگ" میدانی‌ . . هرگز‌فکرش‌را‌هم‌نمی‌کردم‌‌که‌در‌ سن‌‌نوجوانی‌"15"سالگی‌‌‌‌که‌‌سن‌تفریح‌و‌زندگی‌هر‌نوجوان‌است؛‌من‌بخواهم‌آن‌قدر‌ افسرده‌و‌غمگین‌باشم . سعی‌کردم‌حالم‌خوب‌شود‌. تا‌من‌هم‌مانند‌‌هم‌سن‌و‌سالان‌خود شاد‌و‌خوشحال‌بودم . اما‌نتوانستم‌ . . نمیتوانم . نمی‌گذارند . اجازه‌نمی‌دهند . از‌کودکی‌شاهدِ‌‌‌‌‌‌انسان‌هایی‌بودم‌ که‌‌‌‌‌‌‌ظاهر‌تمیز‌و‌مرتبی‌داشتند‌ که‌انسان‌؛با‌یک‌دیدار‌‌ساده‌‌جذب‌آن‌ها‌ می‌شد. اما‌در‌واقعیت‌‌‌گرگ‌هایی‌در‌جامهء‌ گوسفندان‌بودند‌. خلاصه‌بگویم ! ‌‌‌کودکی‌‌بودم‌که‌همه‌فکر‌می‌کردند من‌چیزی‌را‌نمیفهمم‌‌و‌یا‌درک‌نمی‌کنم‌ فکر‌می‌کردند‌بی‌احساس‌هستم دلی‌ندارم اما‌نمی‌دانستند‌با‌کوچکترین‌کارها‌ ‌رگ‌های‌قلبم‌از‌هم‌جدا‌می‌شوند ✍️شرید‌خانوم
اگه دیدید بدون هیچ دلیلی باهاتون قهر کردم فقط کافیه نازمو بکشید👩‍🦯
گاهی وقتا یه جوری حالم بد میشه که حس میکنم واقعا قرار نیست کسی درک کنه. یه جوری میرم تو خودم که حتی خودمم نمیتونم به خودم کمکی کنم.‌ اون تایما دلم میخواد تنها باشم اونقدر تنها که غرق فکرو خیالم بشم و فارغ از این دنیا.
ای آنکه دوست دارَمَت،اما ندارَمَت جایت همیشه در دل من درد می‌کند
از دست عزیزان چه بگویم گله ای نیست... گرهم گله ای هست ...دگر حوصله ای نیست...
- نیازی نیست حالم را بپرسی خوب معلوم است . .  دلی ویران ، سری حیران  غمی پنهان و تنی بی جان :)!
+من فکر کردم می‌مونن. فکر کردم هیچ‌وقت نمی‌رن. فکر کردم مثل خودم باهام رفتار می‌کنن. اما رفتن. هر بار که یکی‌شون می‌رفت، قفسه‌ی سینه‌م درد می‌گرفت. نمی‌دونم اون درد برای چی بود… فقط می‌دونم هربار که حسش می‌کردم، دیگه مثل قبل نمی‌شدم.
در گلویم گیر کرده زخم ِیک بغض غریب ، فرصتی از اشک میجویم که رسوایش کنم...
دلم برات تنگ شده.. اره برای خود تو! برای خود تو ک اصلا این پیام رو نمیخونی.. برای تویی ک هر شب با فکر تو ب خواب میرم و صبح ب امید یه خبر از تو از خواب بیدار میشم... قرار بود وابسته کسی نشم. . . اما این بار انگار واقعا فرق داره،همش به خودم میگم نکنه آخرین بار بوده باشه؟ آخرین لبخند،آخرین حرف،آخرین خداحافظی.. دلم برای شب بخیر گفتنامون تنگ شده.. دلم برای همه چی ت تنگ شده.. نمیدونم.. ولی تراوشات ذهنم داره زیادی اذیتم میکنه،هی میگه اون چی پس؟ دله دیگه وقتی نگران بشه به هر سمت و سویی پر میکشه... دل من هر روز و هرساعت و هر ثانیه پیش توئه... دلم برات تنگ شده همزاد روح من:)
من از وقتی دیگه اول پیام نمیدم، ازخیلیا خبر ندارم👩‍🦯