آرمینهآرمین:
چرخش قلم
تمام چرخشها
مثل چرخش فعل
چرخش زبان
چرخش راوی ...
همه زیر چرخش قلم قرار میگیرند که باعث میشوند خواننده نتواند با داستان ارتباطی که نویسنده میخواهد را برقرار کند.
مهمترین و اولین چرخش قلم، چرخش ویراستاریست که خواننده برای خوانش اثر دچار مشکل خواهد شد.
رعایت علایم نگارشی،
مثل اینکه علامتها از کلمهی قبل خود فاصله ندارند ولی از کلمهی بعد از خود یک فاصله دارند.
و یا اینکه مثلا کلماتی مثل
میگوید❌
می گوید❌
میگوید✅
رعایت نیم فاصله.
در حقیقت هر کلمه برای خودش دارای حریم است که نباید حریم کلمه شکسته شود.
#آموزشی
@nahal313
🔰برای گفتن داستان دو شیوهی مناسب هست: شیوهی سوم شخص و شیوهی اول شخص مفرد
1⃣ در طریقهی اول، نویسنده خود را بیرون از صحنهی داستان قرار میدهد و جریانات و وقایعی را که بر اشخاص میگذرد، به خواننده باز میگوید.
2⃣ در طریقهی دوم، نویسنده در جلد یکی از اشخاص داستان میرود و وقایع داستان را انگار خود شاهد و ناظرشان بوده و در آنها شرکت داشته است برای خواننده تعریف میکند.
💢 هر یک از این دو شیوه، مزایا و محدودیتهای خویش را دارد. اما بر روی هم کفهی مزایا به سود شیوهی نخست سنگینی میکند.
#کتابهنرداستاننویسی
#اموزش
@nahal313
🔰اجزای اصلی تنهی داستان:
✅ واقعه، هیجان، بحران، انتظار و اوج
🌱 وجود هر یک از این عناصر در داستان ضرور است و فقدان هر یک از اینها از تأثیر آن خواهد کاست و چه بسا کوشش نویسنده را در انتقال احساس و منظور خویش با شکست مواجه خواهد ساخت.
1⃣ واقعه:
لازم است بدانیم وقتی به نوشتن میپردازیم چه میخواهیم بکنیم. در داستان کوتاه نیز مانند نمایش کوتاه، حادثه باید از پی حادثه بیاید.
⚠️ یکی از چیزهایی که داستان کوتاه را از «طرح» متمایز میکند این است که در طرح, حادثه تقریبا نقشی ندارد، زیرا توصیف اساس کار است. حال آنکه در داستان کوتاه حادثه عامل بسیار مهمی است.
#کتابهنرداستاننویسی
#آموزش
@nahal313
مصرع پیشنهادی:
🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀
من دلم می خواهد
مثل پروانه شوم
☘☘☘☘☘☘☘☘☘☘☘
نمایشگاه انجمن باغ گردو
مصرع پیشنهادی: 🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀 من دلم می خواهد مثل پروانه شوم ☘☘☘☘☘☘☘☘☘☘☘
شما هم طبع خودتان را در کوچه باغ شاعری محک بزنید☺️
باتَک
سهیل کتابش را بست:«اکبر! بگو باتک چی میشه؟»
اکبر سرش را خاراند:«باز چیزای الکی سر هم کردی؟»
سهیل خندید:«بگو نمیدونم. نخیر خیلی هم راستکیه»
اکبر شانههایش را بالا انداخت. روی نیمکت پارک نشست:«لابد بانکه، تو میگی باتَک»
سهیل کتاب را روی نیمکت گذاشت. روی وسیلهی ورزشی دراز کشید:«یه راهنمایی میکنم. از هر طرف بخونی همونه.»
سهیل دستش را پشت سرش گذاشت:«اون که درده. خودت بگو ببینم چیه؟»
سهیل گفت:«کتاب منو بگیر دست راستت.»
اکبر کتاب را برداشت.
_ حالا بگیر دست چپت.
اکبر گفت:«یعنی چی؟ جواب اون چی میشه؟»
سهیل خندید:«دیدی؟ از هر طرف بگیری کتابه. پس میشه کتاب»
#داستانک
#خالقی
نمایشگاه انجمن باغ گردو
باتَک سهیل کتابش را بست:«اکبر! بگو باتک چی میشه؟» اکبر سرش را خاراند:«باز چیزای الکی سر هم کردی؟» س
در باغچه داستانک اعضا مشغول نوشتن داستانک های جذاب با موضوع کتابند
جای شما خالی نباشد بفرمایید داستانک نویسی😎
نمایشگاه انجمن باغ گردو
نقاشی #کتاب
در باغچه نقاش باشی هم همه در فکر کتابند.
دلیلش را در کانال جشنواره بخوانید☺️
کانال جشنواره👈 @Festivals