eitaa logo
نمایشگاه انجمن باغ گردو
72 دنبال‌کننده
397 عکس
53 ویدیو
30 فایل
اطلاع رسانی ها * نمونه کارها * موفقیت درختان باغ * نکته هایی برای نویسندگی
مشاهده در ایتا
دانلود
ماکه آخر متوجه نشدیم تعلیق چیه؟! آرمینه‌آرمین: تعلیق یعنی معلق نگه داشتن خواننده. نویسنده نباید تمام اطلاعات داستان را در چند خط اول به خواننده منتقل کند. باید اطلاعات را به صورت قطره چکانی در زمان مناسب داستان قرار بدهد تا خواننده عطش خواندن داستان درونش شعله‌ور بماند. @nahal313
سلام و احترام با تشکر از استاد بزرگوار و همگروهی های محترم مدت کوتاهی از حضورتون مرخص میشم إن شاالله اگر عمری بود برمی‌گردم چقدر این پیام ارزشمنده. واقعا همه ما باید در کار گروهی و تشکیلاتی به مجموعه و اعضا احترام بگذاریم. خروج ناگهانی و بدون اطلاع و احترام بوی خوبی ازش برداشت نمیشه. از این مدیر ارجمند و پرتلاش بابت تلاش ها و عملکرد خوب شان متشکریم. البته ایشون در یک قسمت مخصوص از باغ گردو مشغول فعالیت هستند که بعدا خواهم گفت.
🍀 دست‌چین کردن حوادث 💢 نویسنده در بدو امر به واقعه‌ی عمده‌ی داستان می‌اندیشد، سپس حوادث دیگری را در پیرامون آن گرد می‌آورد و مجموعه‌ای می‌سازد که همان طرح یا نقشه‌ی داستان است. 🔰 در این کار، انتخاب صحیح و دقیق حایز اهمیت است. چون حوادثی که انتخاب می‌شوند باید با خصوصیات اشخاص و نیز اوضاع و احوال داستان سازگار باشند. 🔶 در مَثَل، اگر نویسنده بخواهد نظر مساعد یا همدردی یا نفرت خواننده را نسبت به شخصیت داستان جلب کند باید او را چنان بیارایدو در چنان حوادثی شرکت دهد که واکنش او طبیعی بنماید، لباس اشخاص ، متناسب با مقتضیات فصل باشد؛ در توجیه وقوع هر حادثه‌ای علل و جهات کافی موجود باشد؛ و هر حادثه در شرایط و اوضاعی که روی می‌دهد طبیعی بنماید. @nahal313
🔰 اوج داستان همان‌طور که مهم‌ترین حادثه داستان است باید برجسته‌تر از سایر وقایع نیز باشد. ♨️ کار تمام حوادث، اعم از اصلی و فرعی باید این باشد که جریان داستان را به سوی این نقطه‌ی مشخص هدایت کنند و پابه‌پای پیشرفت جریان داستان بر رغبت خواننده بیفزایند و تا وقتی جریان داستان به این نقطه نرسیده‌است، مانع از اُفت این رغبت گردند. ✅ نویسنده وقتی مجاز است حادثه جالبی را در ابتدای داستان بیاورد که بتواند بعدها حوادث جالب‌تری را وارد داستان کند. 🔱 چنان‌چه لطف و گیرایی حادثه یا حوادثی را که در آغاز داستان می‌آیند از حوادث بعدی بیشتر باشد، برای این‌که اوج داستان لطمه نبیند باید آن‌ها را تعدیل کرد و از قوت‌شان کاست، یا حتی چنان‌چه طرح داستان اجازه دهد وقوعشان را به تعویق انداخت. 💬 گسترش طرح، عبارت است از انتخاب و ترکیب رشته‌ای از حوادث خاص، به‌نحوی‌که بر روی‌ هم نتیجه معینی را که همان اوج داستان باشد به بار آورند. اما این کار چگونه باید صورت پذیرد؟ این کار را با دست‌چین کردن حوادث می‌توان به انجام رساند؛ لیکن درهرحال این انتخاب باید طوری باشد که هر حادثه با یک یا چند یا تمام حوادث دیگر داستان پیوند داشته و هر حادثه از حادثه‌ی پیش‌از خود نتیجه شده باشد و این نیز هنگامی میسر است که حوادث، رشته‌ی به‌هم‌پیوسته‌ای را تشکیل دهند و در این رشته وقوع چیزی به تصادف موکول نشده باشد. 👤 چجوف همیشه به نویسندگان جوان توصیه میکرد«اگر تفنگی را در فصلی از کتاب می‌آورید، آن را دیر یا زود آتش کنید.» حادثه‌ی منفرد، حادثه‌ای که با سایر حوادث داستان پیوند نداشته باشد حق زیستن در داستان را ندارد. 📌 طرح داستان را باید چنان پرداخت که خواننده تا هنگامی‌که به اوج نرسیده است، آن را باز نشناسد. @nahal313
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
امروز سه تبریک یک جا داریم برای یکی از درختان فعال و پرتلاش باغ گردو تبریک خدمت خانم محمدی👏👏👏🌹 و تبریک خدمت خانم عراقی👏👏🌹
🔰اجزای اصلی تنه‌ی داستان: ✅ واقعه، هیجان، بحران، انتظار و اوج 🌱 وجود هر یک از این عناصر در داستان ضرور است و فقدان هر یک از اینها از تأثیر آن خواهد کاست و چه بسا کوشش نویسنده را در انتقال احساس و منظور خویش با شکست مواجه خواهد ساخت. 1⃣ واقعه: لازم است بدانیم وقتی به نوشتن می‌پردازیم چه می‌خواهیم بکنیم. در داستان کوتاه نیز مانند نمایش کوتاه، حادثه باید از پی حادثه بیاید. ⚠️ یکی از چیزهایی که داستان کوتاه را از «طرح» متمایز می‌کند این است که در طرح, حادثه تقریبا نقشی ندارد، زیرا توصیف اساس کار است. حال آن‌که در داستان کوتاه حادثه عامل بسیار مهمی است. @nahal313
نمایشگاه انجمن باغ گردو
🔰اجزای اصلی تنه‌ی داستان: ✅ واقعه، هیجان، بحران، انتظار و اوج 🌱 وجود هر یک از این عناصر در داستان
2⃣ هیجان ✅ وجود حوادث درعین‌حال که برای داستان ضروری است، کافی نیست. باید واکنش شخصیت‌های داستان را در مقابله با این حوادث نشان داد و بهترین راه‌انجام این کار نمایان ساختن تأثرات آن‌ها است. رشته‌ی حوادث، استخوان‌بندی داستان را به دست می‌دهد؛ بحران، تنوع و برجستگی به داستان می‌دهد و رشته‌ی انتظاری را که دقت و توجه خواننده را تسخیر می‌کند به وجود می‌آورد و پس‌از این‌که به وجود آورد حفظ می‌کند. 🔰 هیجان درحقیقت نمک داستان است 3⃣ بحران ✅ داستان هرچه باشد نباید یکنواخت باشد. پیداست چنان‌چه رشته‌ی نقل داستان بر خط مستقیمی پیش رود و تنوعی نیابد و پست‌ وبلند و فراز و فرودی پیدا نکند و حوادثی ضمن آن روی ندهد، داستان یکنواخت و خسته‌کننده خواهد بود. برای این‌که بتوان علاقه و میل خواننده را زنده نگه‌ داشت باید کاری کرد که خواننده درباره وقایعی که روی می‌دهد بیندیشد و بخواهد که به نیروی حدس و گمان ماهیت حوادث آتی را دریابد. به‌عبارت‌دیگر؛ دنباله حوادث و سرنوشت اشخاص داستان به راه افتد... در انتظار بماند. وظیفه‌ی بحران، ایجاد چنین احساسی است. 4⃣ اوج ✅ اوج، قله‌ی جاذبه و احساس داستان است. بخش عمده‌ی لطف داستان در همین نقطه تمرکز می‌یابد. اوج، در معنا«جوهر علایق» داستان است. نکته‌ای که دانستنش برای نویسنده‌ی تازه‌کار خیلی خالی از فایده نیست این است که به هیچ روی نباید اوج را«کش» دهد و در این نقطه زیاده‌گویی کند. نتیجه‌ی کار باید در یک یا حداکثر دو«بند» بیاید. 🔰 این یک یا دو بند باید پر از شگفتی و مالامال از شور یا سرشار از ترس و دلهره باشد. اوج داستان‌های نویسندگان معروف جز این نیست. 💢 یکی از مشخصات داستان خوب این است که اوج آن به‌سهولت قابل‌تشخیص بوده و از این حیث از سایر بخش‌های داستان متمایز است. @nahal313
راهیابی اثر ارزشمند یکی از اعضا فعال باغ گردو رو به مرحله نهایی جشنواره خاتم تبریک می گوییم. ان شا الله همیشه بدرخشید
از اشعاری که در سرایی کوچه باغ شاعرها سروده شد. تبریک چند باره به خانم محمدی بزرگوار
🔰 برانگیختن احساسات رقیق خواننده یا به رقت آوردن او در داستان کوتاه، مسأله‌ای است مهم و استعداد و قدرت انجام این کار شاید یکی از مهم‌ترین و عالی‌ترین استعدادهای نویسنده است. نویسنده‌ هنگامی‌که می‌خواهد خواننده را به‌ رقت بیاورد به یک نکته باید توجه داشته باشد: سخن را به درازا نکشاند. جمله‌ای خوب و مناسب می‌تواند گلوی خواننده را بفشارد و اشک از چشمانش بیرون کشد، حال‌آن‌که در همان شرایط و اوضاع ممکن است یک پاراگراف و حتی یک صفحه نتواند از پوسته‌ی خارجی وجود او بگذرد و به اعماق روح او دست یابد. نمونه‌ی جالب و کلاسیک رقت‌انگیزی توصیف صحنه‌ی مرگی است که در تریسترام شندی آمده . و جدیدترینش صحنه‌هایی است که گورکی در داستانی به نام «لالایی» تصویر کرده است. @nahal313
آثار هوشنگ مرادی کرمانی را از دست ندهید انبار نکته هاست