eitaa logo
نمایشگاه انجمن باغ گردو
72 دنبال‌کننده
397 عکس
53 ویدیو
30 فایل
اطلاع رسانی ها * نمونه کارها * موفقیت درختان باغ * نکته هایی برای نویسندگی
مشاهده در ایتا
دانلود
👓 تسلیت آیت‌الله رئیسی در پی درگذشت مرحوم فرج‌نژاد 🔹رئیس‌جمهور منتخب شامگاه جمعه طی تماس تلفنی با پدر و پدر همسر مرحوم محمدحسین فرج نژاد، با تسلیت درگذشت این اندیشمند جوان، پرتلاش و مجاهد و همسر و فرزندان وی، برای بازماندگان صبر و اجر بر این مصیبت بزرگ آرزو کرد. @HozeTwit
🍃🥀🌷 🍃🕊 🖤 با عرض سلام؛ و تشکر 🍃از تمامی اعضای باغ و باغچه‌های گردو اساتید و تمام کسانی‌که در مصیبت غم عزیزان‌ سفر کرده‌مان 🕊مرحومه خدیجه بابایی 🕊مرحوم دکتر محمد حسین فرج‌نژاد ( همسرشان ) و سه عزیز دلبندمان 🕊علیرضا 🕊محمدرضا 🕊مطهره‌ی نازنین🍃 با ما همدردی کردند و پیام تسلیت فرستادند... 🍃از تمام کسانی‌که با دلنوشته، شعر، کلیپ، فرستادن عکس و فیلم از مراسم تشییع جنازه و خاکسپاری التیام آلام ما شدند... کمال تشکر را داریم. 🍃از تمام کسانی‌که در ختم قرآن، سوره‌ی ملک، ختم صلوات و مراسم شام غریبان ما را همراهی کردند. بسیار سپاسگزاریم. 🍃از تمامی دوستان، خواهران و برادران همرزم: _ علما، بزرگان، اساتید و صاحبان فضل _ باغات انار _ تشکیلات تنها مسیر آرامش _ کانال قصه‌های خوب _ اعضای هیات رئیسه بهتر بنویسیم _ کانال یکی بود یکی نبود _گروه داستان کودک و نوجوان خاتم _ گروه‌های کودک و نوجوان در پیام رسان های مختلف داخلی و خارجی _ بهشت خانواده _ گروه‌ها و فعالان صفحات مجازی و همه بزرگوارانه که نام مبارک شان از قلم افتاد، بسیار ممنون هستیم. حضور و همراهی تک‌تک شما بزرگواران، برای ما بسیار ارزشمند و ستودنی است. از خداوند منان خواستاریم: هیچ‌وقت، هیچ‌کس غم و مصیبت ما را تجربه نکند. ان‌شاءالله در موفقیت‌ها و شادی‌هایتان همراهتان باشیم. باز هم از همدردی و همراهیتان بسیار سپاسگزاریم. با تشکر کانون ادبی هنری باغ گردو 🍃🥀 🍃🕊🌷 @nahal313
نمایشگاه انجمن باغ گردو
چه خوشمزه بود! صبح بود. زهرا کتاب داستانش را داخل کمد گذاشت. از اتاقش بیرون آمد. وارد آشپزخانه شد و گفت:《 مامان جون امروز نوبتِ منه!》مامان لبخندی زد و گفت:《 بله میدانم دخترم. این شما و این هم وسیله های آماده!》زهرا خنده ای کرد و مادر را بوسید. کارش که تمام شد، آنها را دانه دانه داخل بشقاب چید و گفت:《حالا وقتشه.》 پاورچین پاورچین نزدیک درِ خانه شد. صدای قیژ قیژ در، علی را بیدار کرد. علی با صدای بلند گفت:《کجا؟من هم میام.》سارا کنار علی خواب بود. این پهلو آن پهلو شد.چشمانش را مالید و گفت:《آبجی من هم میام》زهرا لبانش را به هم فشرد و گفت:《 باااااشهههه....》هر سه دمپایی های رنگی رنگیشان را پوشیدند. سر کوچه ایستادند. نور آفتاب از بین شاخه های نخل، صورت سارا را قلقلک داد. انگشتش را روی نور گذاشت و بازی کرد. پیرمردی سوار بر ویلچر نزدیک شد. علی بپر بپر کرد و تندی، بشقاب را از زهرا گرفت. زهرا گفت:《چیکار می کنی علی؟ دوتا از شیرینی ها را انداختی!!》زهرا دستش را به سمت شیرینی ها برد. پیرمرد خم شد و آنها را از روی زمین برداشت. نگاهی به بچه ها انداخت و گفت:《 به به عجب عطری دارند این شیرینی ها!》علی لپهایش قرمز شد و گفت:《 عمو از تو بشقاب بردارید.》پیرمرد شیرینی اش را که خورد، گفت:《 خیلی خوشمزه بود بچه ها. از مامان تشکر کنید.》زهرا لبخندی زد و چیزی نگفت. پیرمرد، دستان لرزانش را به سمت آسمان برد و زیر لب چیزی گفت.نگاهی به سربند زهرا انداخت. اشک چشمانش را پاک کرد و گفت:《بچه ها، کلی سرحال شدم با این شیرینی ها. حالا برای بقیه ی راه حسابی سرحالم!》همگی لبخندی زدند. زهرا خوشحال شد و در دلش گفت:《 باید به مامان بگویم هر روز نوبتم باشد!》 نویسنده و تصویرگر: مرحومه خدیجه بابایی @Mehrabani_kon
🔴 ستاد برگزاری یادواره مجازی «شهید محسن حججی»: 🔻فراخوان مسابقه 🔹موضوع: شهید محسن حججی 🔹قالب آثار: یادداشت، داستان کوتاه، شعر، پوستر، اینفوگرافیک، کلیپ، انیمیشن، پادکست و ... 🔹مهلت ارسال آثار: 15 مرداد 1400 🔹ارسال به آیدی زیر در پیام‌رسان تلگرام یا ایتا @r_shahidhojaji400 🔹اعلام اسامی برگزیدگان: 18 مرداد 1400 در کانال تلگرام و ایتا به آدرس @shahidhojaji400 🎊 به تولیدکننده برتر در هر قالب جایز‌ه‌ اهدا می‌شود.
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
سلام تقدیم به آسمانی های باغ گردو 🖤🖤🖤🖤 آسمان دلمان از غم این دوست شکست قصه ی رفتنش از خاک به افلاک شکست رفت و با خود همه ی اهل و عیالش را برد رفت و با رفتنش از هوش ، حواسم را برد ص . م . فراهانی🥀🥀🥀
جهت شادی روح مرحومه بابایی و خانواده عزیزشان فاتحه و صلوات😔
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
بر اساس خاطرات همرزمان شهید حاج حسن طهرانی مقدم نویسنده: حسین مجاهد @nahal313