دوستای من اینطورین که دارم تعریف میکنم خواستم برم بستنی بگیرم یهو ماشین بهم زد، شاکی میشن که چرا بدون اونا رفتم بستنی بخورم.
بابام زنگ زد تولدم رو تبریک گفت
گفتم خواهش میکنم من که کاری نکردم زحمتش رو شما کشیدین، قطع کرد
فرق خيلى از آدما با گوسفند صرفا در اين خلاصه ميشه كه گوسفند به يه دردى ميخوره
برای منی که لباس تابستونی هایی که اینستا سیو کردم رو هنوز نخریدم، پاییز شوخی زشتی بود.
یه سگ گرفتم که بزرگ کنم انقدر تو خونه هیچی نداشتم که یه روز رفت یه استخون اورد گفت داداشی بیا اینو از همسایه کش رفتم با هم بزنیم که نَمیریم
عابربانکه مشکل داشت کارتمو گرفتم رفتم کناریش. پشت سریم گفت خراب بود؟
نه داداش سر رقمش به توافق نرسیدیم معاملمهمون نشد
وضعیت مالیم فقط مناسب تخفیف ۱۲۰ درصدیه، یعنی یه پولیم بدن که بتونم اسنپ بگیرم برم تا فروشگاه جنسو بگیرم ازشون
اگه پریز برق رو یک فرد و سیم شارژر و گوشی رو قلاده در نظر بگیریم من خیلی وقتا تو خونه واقعا دارم نقش یه سگو بازی میکنم
با خونواده رفته بودیم باشگاه اسب سواری یارو گفت این اسب ما تو سرعت رقیب نداره، بابام دستشو انداخت رو شونم به یارو گفت اسب ندیدی
این اهنگای شمالی واقعا جالبه حتی تو اوج غم هم باشی میتونی در حالیکه از چشات اشک میاد باهاش قر بدی و برقصی
کیف پول گذاشته ۱ میلیون و پونصد هزار تومن، مرد حسابی من اینو بگیرم دیگه چی بذارم داخلش؟ اینو از گردنم آویزون میکنم هرجا رفتم همه ببینن