eitaa logo
-•[ߊ‌ܠܝ̇ߺحیܢ̣]•-
120 دنبال‌کننده
472 عکس
259 ویدیو
1 فایل
ߊ‌یܝ̇ߺܥܼߊ‌؟! چنل صر؋ـا جهت خالے کرבט حر؋ـاے בل_ -هیچی از خودم نیس |ܢ̣ܝ‌ߊ‌ܨ ܣܩܘ ܩیܝ̇ߺویܢܚܩܢ ࡅ߳ߊ یܭ ܝ̇ߺܦ̇ܝ‌ ܢ̣ܟܿوߊ‌ܝ̇ߺܥ‌‌| ܩࡅ߳وܠܥ‌‌ ܢܚ݅ܥ‌‌ܘ ܥ‌‌ܝ‌ : ¹⁴⁰³/⁰³/¹⁷
مشاهده در ایتا
دانلود
15بار گفتم "درسته" ولی هنوز داشت حرف میزد.
قشنگ‌ترین دروغی که هر روز می‌گم اینه: “نه، خوبم! فقط یکم خوابم می‌آد”. در حالی که مغزم داره دورِ خودش می‌چرخه و دلم می‌خواد از اون جمع فرار کنم برم یه جایی که مجبور نباشم نقشِ ‘آدمِ نرمال’ رو بازی کنم.
بعضی شب‌ها، سکوت اتاق از فریاد هم بلندتر است. انگار تمام آن فشارهایی که در طول روز قورت می‌دهم، شب‌ها برمی‌گردند تا در سرم بچرخند. این حالت تهوع، شاید نه از سر بیماری، که از سر هضم نکردن این حجم از ابهام است. کسی نسخه ای برای «سردرگمیِ مطلق» تجویز نمی‌کند؟
واقعا حالت تهوع و سرگیجه‌ی این چند وقتو درک نمیکنم
لطفا بهم فحش بده ولی پیاممو سین نزن جواب ندی.
عجیب‌ترین چیز این نیست که رفیقام رفتن؛ عجیب اینه که چقدر راحت تغییر کردن. انگار یه کلید پیدا کردن که باهاش، تمام اون خاطرات و اون رفاقت‌های صمیمانه رو خاموش کردن. یه روز با هم از ته دل می‌خندیدیم، روز بعد… انگار هیچ‌وقت هم من رو نمی‌شناختن. رفاقت هم مثل یه نمایش زودگذر می‌مونه؛ وقتی پرده میوفته، همه با هم میرن و تو تنها کسی هستی که هنوز توی سالن نشستی و منتظر انتهایِ نمایش. ولی نمایش تموم شده..!
هدایت شده از سېارڪ
بعضی‌وقت‌ها فکر می‌کنم شاید من یه جور سندرم ترک شدن دارم. یعنی یه چیزی توی رفتارم هست که آدم‌ها رو فراری می‌ده. شاید زیادی تاریکم، شاید زیادی ساکتم، شاید هم اونا فقط دنبالِ یه سرگرمی بودن و من زیادی واقعی بودم. آدم‌ها از چیزهایی که نمی‌تونن درکش کنن، زود خسته می‌شن؛ و من… من کلاً یه معمای خسته‌کننده‌م .