eitaa logo
همراه با نهج البلاغه 📚
200 دنبال‌کننده
1.2هزار عکس
351 ویدیو
42 فایل
📗آشنایی با افکار و اندیشه های امیر مؤمنان علی (ع) و 🔊تبلیغ طرح نهج البلاغه خوانی 📚استفاده از شرح ها و ترجمه های نهج البلاغه ⚡شگفتی های نهج البلاغه ❤انس با نهج البلاغه 🕘پای درس امام علی (علیه السلام) با ما همراه باشید 🙂 🌹🌻🍀
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از کاروان انقلاب
🔴دعای رهایی از بند و زندان برای فرج و گشایش در کار مومنین و آزادی خبرنگار مسلمان خانم بخوانیم 👊 @dolate_enghelabi
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
هدایت شده از کاروان انقلاب
samat_musavi_ghahar.mp3
3.17M
📀 دعای سمات با صوت دلنشین استاد موسوی قهار 🔶خواندن در عصر روز مستحب است 👊 @dolate_enghelabi
هدایت شده از دوست شــ❤ـهـید من
✨🌺🍂🍃🍂🌺 🍃🍂🌺🍃 🌺🍃 بسمه‌ تعالی...... محمودرضا بیضائی: وصیت من این است : «با خدای خود پیمان بسته‌ام تا آخرین قطره خونم، در راه حفظ و حراست از این انقلاب الهی یک آن آرام و قرار نگیرم.» به مناسبت پنجمین سالگرد ، ؛ با توکل بر خداو، جهت سلامتی و تعجیل در فرج آقا صاحب الزمان (عج) و هديه به آقامحمودرضا بيضائی🌷 ختم صلوات درنظر گرفته ایم لذا از شما عزيزان خواهشمنديم در صورت تمايل به نام کاربری زير اطلاع دهيد. @Gomnam1373 🍃 🍂🌺 🌺🍃🍂🌺 ✨🍂🌺 @dosteshahideman
حکمت 76 نهج البلاغه: روش تحلیل کارها وَ قَالَ (علیه السلام): إِنَّ الْأُمُورَ إِذَا اشْتَبَهَتْ، اعْتُبِرَ آخِرُهَا بِأَوَّلِهَا. و فرمود (ع): چون كارها به هم شبيه گردند آخرشان را به اولشان قياس كن. سالى كه نكوست...: امام(علیه السلام) در اینجا درس مهمى مى دهد که براى همه مدیران، بلکه همه رهروان راه حق کارگشاست. مى فرماید: «هنگامى که کارها مشتبه شوند (و آینده روشن نباشد) آخرشان را باید به اولشان سنجید»; (إِنَّ الاُْمُورَ إِذَا اشْتَبَهَتْ اعْتُبِرَ آخِرُهَا بِأَوَّلِهَا). اشاره به این که همیشه آغاز و انجام کارها با یکدیگر پیوند ناگسستنى دارند و در واقع شبیه علت و معلول اند، بنابراین اگر ما در چگونگى پایان کارى شک و تردید داشتیم باید ببینیم آغازش چگونه بوده است; هرگاه در مسیر صحیح بوده عاقبت آن نیز چنین است و مطابق ضرب المثل فارسى: «سالى که نکوست از بهارش پیداست» و اگر آغاز آن در مسیر نادرستى قرار گرفته باید بدانیم که عاقبت آن نیز نادرست و خطرناک است و به گفته معروف: خشت اول چون نهد معمار کج *** تا ثریا مى رود دیوار کج! این سخن پیام دیگرى نیز دارد و آن این که اگر مى خواهیم نتیجه هاى خوب و پربار از کارهاى خودمان بگیریم باید در آغاز مراقب زیربناهاى آن باشیم. تفاوت بناى مسجد قبا و مسجد ضرار در همین امر است که اولى به مصداق (لَمَسْجِدٌ أُسِّسَ عَلَى التَّقْوى)(1) پایه صحیحى داشت و سرانجام به مضمون (فیهِ رِجالٌ یُحِبُّونَ أَنْ یَتَطَهَّرُوا)(2) عبادتگاه مؤمنان شد و مسجد ضرار که پایه آن بر اساس نفاق و کفر و شرک و تفرقه میان مؤمنان بنا شده بود عاقبتش این بود که به دستور پیغمبر طعمه حریق شود. قریب این معنا در عهدنامه مالک اشتر نیز آمده است آنجا که امام مى فرماید: «اسْتَدِلَّ عَلَى مَا لَمْ یَکُنْ بِمَا قَدْ کَانَ، فَإِنَّ الاُْمُورَ أَشْبَاهٌ; «با آنچه در گذشته واقع شده است نسبت به آنچه واقع نشده استدلال کن، زیرا امور جهان شبیه به یکدیگرند» پی نوشت: (1). توبه، آیه 108. (2). توبه، آیه 108. شماره ۷۶ 🌴 همراه با 🌸🌼🍀 @nahj97
شماره ۷۶ 🌴 شرح و تفسیر در کانال 👇 همراه با 🌸🌼🍀 @nahj97
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
بسیار جالب و دینی اسرائیل 25 سال آینده را نخواهید دید امام خامنه ای اجتماع بزرگ عاشقان شهادت 🌹👇👇 @asganshadt
هدایت شده از کاروان انقلاب
🔴دعای رهایی از بند و زندان برای فرج و گشایش در کار مومنین و آزادی خبرنگار مسلمان خانم بخوانیم 👊 @dolate_enghelabi
هدایت شده از دفاع مقدس
🌸☘ توسل به حضرت زهرا(س) 💠 شبی خواب دیدم به محضر امام رفته ام. حضرت امام به من فرمودند: شنیده ام در اسارت کمتر یاد حضرت زهرا سلام الله علیها می کنید و از ایشان غافل هستید؟ من همان لحظه از خواب پریدم و چند بار خواب را برای خودم مرور کردم و بعد ماجرا را برای یکی از دوستان تعریف کردم. او گفت: این هشداری بوده که امام به ما داده اند. 🔹 مسأله را با مسئول فرهنگی اردوگاه در میان گذاشتیم و قرار شد ذکر حضرت زهرا سلام الله علیها را جزو برنامه های مذهبی خود قرار دهیم. از آن زمان به بعد مشکلات اسرا کمتر شد و آرامش خاصی بر اردوگاه حاکم شد. ما این را هم مدیون حضرت امام و توصیه ها و هدایت های ایشان بودیم. ➖ (نقل از آزاده سرفراز: صفرعلی محمدی - منبع: کتاب رمزمقاومت جلد2، صفحه:169) 🆔 @Defa_Moqaddas
🌼پای درس امام علی (ع) هر شب یک حکمت از نهج البلاغه همراه با 🌸🌼🍀 @nahj97
🌹 #بسم_رب_الشهدا_والصدیقین🌹 در عشق اگر چہ منزل آخر #شہادت است تکلیف اول است #شہیدانہ_زیستن ... اینجا #شہدا دعوتت کردن نمیخواے که #تنہاشون بذارے ... نمیخواے که #دعوتشونو رد کنی #شهدا_منتظرن #یا_زهرا_س کـانـال دوست شـ❤️ــهید من 👇👇👇👇 http://eitaa.com/joinchat/2180644876Cae8d8eb780
ترجمه و شرح حکمت 77 نهج البلاغه: بی‌اعتنایی امیرالمؤمنین به دنیا وَ مِنْ خَبَرِ ضِرَارِ بْنِ [ضَمْرَةَ الضَّابِيِ] حَمْزَةَ الضَّبَائِيِّ عِنْدَ دُخُولِهِ عَلَى مُعَاوِيَةَ وَ مَسْأَلَتِهِ لَهُ عَنْ أَمِيرِالْمُؤْمِنِينَ (علیه السلام)، وَ قَالَ فَأَشْهَدُ لَقَدْ رَأَيْتُهُ فِي بَعْضِ مَوَاقِفِهِ وَ قَدْ أَرْخَى اللَّيْلُ سُدُولَهُ وَ هُوَ قَائِمٌ فِي مِحْرَابِهِ، قَابِضٌ عَلَى لِحْيَتِهِ، يَتَمَلْمَلُ تَمَلْمُلَ السَّلِيمِ وَ يَبْكِي بُكَاءَ الْحَزِينِ وَ [هُوَ] يَقُولُ: يَا دُنْيَا يَا دُنْيَا، إِلَيْكِ عَنِّي؛ أَ بِي تَعَرَّضْتِ؟ أَمْ إِلَيَّ [تَشَوَّفْتِ] تَشَوَّقْتِ؟ لَا حَانَ حِينُكِ؛ هَيْهَاتَ، غُرِّي غَيْرِي؛ لَا حَاجَةَ لِي فِيكِ؛ قَدْ طَلَّقْتُكِ ثَلَاثاً لَا رَجْعَةَ فِيهَا؛ فَعَيْشُكِ قَصِيرٌ وَ خَطَرُكِ يَسِيرٌ وَ أَمَلُكِ حَقِيرٌ. آهِ مِنْ قِلَّةِ الزَّادِ وَ طُولِ الطَّرِيقِ وَ بُعْدِ السَّفَرِ وَ عَظِيمِ الْمَوْرِدِ.   در خبر آمده است كه چون ضرار بن ضمرة الضّبابى بر معاويه داخل شد، معاويه او را از امير المؤمنين (ع) پرسيد. ضرار گفت: شهادت مى دهم كه او را در جايى كه عبادت مى كرد ديدم. شب پرده برافكنده بود و او در محراب خود ايستاده بود. محاسن خود را به دست گرفته، چون مار گزيده به خود مى پيچيد و چون اندوهگينان مى گريست و مى گفت: اى دنيا، اى دنيا، از من دور شو. آيا خود را به من مى نمايانى يا به من مشتاق شده اى؟ هنگام فريبت نزديك مباد. هيهات ديگرى را بفريب، مرا به تو نيازى نيست. تو را سه طلاق گفته ام كه ديگر در آن بازگشتى نباشد. زندگيت كوتاه است و آرزويت حقير است. آه، از اندك بودن راه توشه و درازى راه و دورى سفر و سختى منزلگاه.  
ترجمه و شرح حکمت 77 نهج البلاغه: بی‌اعتنایی امیرالمؤمنین به دنیا برو اين دام بر مرغ دگر نه! اصل ماجراى «ضِرار بن ضَمُره» (1) به گونه اى که مسعودى در مروج الذهب نقل مى کند چنین است که او وارد بر معاویه شد. معاویه به او گفت: اوصاف على را براى من بازگو کن ضرار گفت: مرا از این کار معاف کن (زیرا تصور مى کرد بر خلاف میل معاویه است و ناراحت مى شود و ممکن است خطرى از ناحیه او وى را تهدید کند) ولى معاویه اصرار کرد و گفت: چاره اى نیست جز این که براى من شرح دهى. ضِرار گفت: اکنون که چنین است بدان به خدا سوگند او مقامى بسیار والا داشت، (از نظر روحى و جسمى) بسیار قدرتمند و قوى بود. سخن حق مى گفت و حکم به عدالت مى کرد و چشمه اى علم و دانش از اطراف او مى جوشید و سخنان حکمت آمیز از جوانب او صادر مى شد. غذاى او ساده و ناگوار و لباس او کوتاه (در آن زمان، کوتاهى لباس نشانى تواضع، و بلندى دامان لباس نشانه تکبر بود) بود. به خدا سوگند هر وقت او را مى خواندیم به ما پاسخ مى گفت و اگر تقاضایى از او داشتیم به ما مرحمت مى کرد و ما به خدا سوگند با این که خود را به ما نزدیک مى کرد و ما هم به او نزدیک بودیم بر اثر هیبت و جلالِ او قدرت تکلم در مجلسش نداشتیم و به دلیل عظمتِ او در فکرِ ما هرگز در مجلس او آغاز سخن نمى کردیم. تبسم او دندان هایى را همچون دانه هاى مروارید منظم نشان مى داد. دینداران را بزرگ مى داشت و مستمندان را مورد ترحم قرار مى داد و هنگام قحطى یتیمان نزدیک و مستمندان خاک نشین را اطعام مى کرد و برهنگان را لباس مى پوشید و مظلومان را یارى مى کرد و از دنیا و زرق و برق آن وحشت داشت. به تاریکى شب انس داشت. گواهى مى دهم شبى او را دیدم در حالى که پرده هاى تاریک شب فرو افتاده بود و او در محراب عبادتش ایستاده بود. محاسن مبارکش را با دست گرفته و همچون مار گزیده به خود مى پیچید و به صورت سوزناک گریه مى کرد و مى گفت:...».(2) سپس عبارت بالا را با مختصر عبارتى آورده است. مرحوم سیّد رضى آنچه را در بالا آمد به این صورت تلخیص کرده است: «در خبرى از ضِرار بن حَمزه ضِبائى به هنگام ورودش بر معاویه و سؤال معاویه از او درباره حالات امیرمؤمنان(علیه السلام) چنین آمده است که ضِرار (در پاسخ معاویه) گفت: گواهى مى دهم که من او را در بعضى از مواقف دیدم در حالى که شب پرده تاریک خود را فرو افکنده بود و او در محرابش به عبادت ایستاده بود، محاسن مبارک را به دست گرفته و همچون مار گزیده به خود مى پیچید و از سوز دل گریه مى کرد و مى گفت:»; (وَمِنْ خَبَرِ ضِرَارِ بْنِ حَمْزَةَ الضَّبَائِیِّ عِنْدَ دُخُولِهِ عَلَى مُعَاوِیَةَ وَمَسْأَلَتِهِ لَهُ عَنْ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ(علیه السلام)، وَقَالَ: فَأَشْهَدُ لَقَدْ رَأَیْتُهُ فِی بَعْضِ مَوَاقِفِهِ وَقَدْ أَرْخَى اللَّیْلُ سُدُولَهُ وَهُوَ قَائِمٌ فِی مِحْرَابِهِ قَابِضٌ عَلَى لِحْیَتِهِ یَتَمَلْمَلُ تَمَلْمُلَ السَّلِیمِ، وَیَبْکِى بُکَاءَ الْحَزِینِ، وَیَقُولُ:) از آنجا که محبت دنیا بر طبق حدیث معروف نبوى که گفته مى شود: انبیا و اولیا بر آن متفق بوده اند: «حُبُّ الدُّنْیا رَأسُ کُلُّ خِطیئَة»(3) سرچشمه همه گناهان است، بى اعتنایى به زرق و برق و مقامات و ثروت هاى دنیوى دلیل بر زهد در دنیا و بیمه کننده در برابر معاصى است، لذا امام در این سخنان پربار خود دنیا را مخاطب قرار داده مى فرماید: «اى دنیا! اى دنیا! از من دور شو»; (یَا دُنْیَا یَا دُنْیَا، إِلَیْکِ عَنِّی). سپس مى افزاید: «تو خود را به من عرضه مى کنى یا اشتیاقت را به من نشان مى دهى؟ (تا من را به شوق آورى؟) هرگز چنین زمانى براى تو فرا نرسد (که در دل من جاى گیرى)»; (أَبِی تَعَرَّضْتِ؟ أَمْ إِلَیَّ تَشَوَّقْتِ؟ لاَ حَانَ حِینُکِ). در ادامه براى تأکید بیشتر مى فرماید: «هیهات (اشتباه کردى و مرا نشناختى) دیگرى را فریب ده، من نیازى به تو ندارم. تو را سه طلاقه کردم; طلاقى که رجوعى در آن نیست»; (هَیْهَاتَ غُرِّی غَیْرِی، لاَ حَاجَةَ لِی فِیکِ، قَدْ طَلَّقْتُکِ ثَلاَثاً لاَ رَجْعَةَ فِیهَا!). جمله «لاَ حَانَ حِینُکِ» در واقع جمله انشائیه و نفرین است نه جمله خبریه. امام در واقع از خدا مى خواهد که زمانى فرا نرسد که زرق و برق دنیا در دلش نفوذ کند. جمله «غُرِّی غَیْرِی» مفهومش این نیست که مرا رها کن و به سراغ دیگران برو و آنها را بفریب، بلکه منظور این است که هرگز به سراغ من نیا و شبیه چیزى است که در شعر معروف فارسى آمده است: برو این دام بر مرغ دگر نه *** که عنقا را بلند است آشیانه تعبیر به سه طلاقه کردن دنیا ناظر بر این است که انسان به حسب طبع و آفرینش پیوندى با دنیا دارد که در حکم ازدواج است و امام مى فرماید: من این پیوند را قطع کرده و عطایت را به لقایت بخشیده ام. ادامه در قسمت بعدی 👇👇👇👇 شماره ۷۷ 🌴 همراه با 🌸🌼🍀 @nahj97
3⃣ترجمه و شرح حکمت 77 نهج البلاغه: بی‌اعتنایی امیرالمؤمنین به دنیا 📕نکته ها: 1. دنیاى مذموم و ممدوح آنچه درباره مذمت دنیا در این روایت و روایات دیگر و بعضى از آیات قرآن وارد شده دنیایى است مملو از زرق و برق و مرکب از حلال و حرام و اسراف و تبذیر و دلبستگى ها و وابستگى ها، و گرنه اگر طلب دنیا از حلال و در حد اعتدال و دور از وابستگى ها باشد نه تنها مذموم نیست، بلکه وسیله اى است براى رسیدن به خیر و سعادت. دنیایى که آمیخته با حرص و فزون طلبى باشد چنان انسان را به خود مشغول مى دارد که او را از یاد خدا غافل مى سازد و حتى آرامش و استراحت را از او مى گیرد و به این مى ماند که انسان براى مسافرت یک روزه که مثلا با پاى پیاده مى خواهد به نقطه خوش آب و هوایى برود به جاى غذاى یک روز معادل پنجاه روز با خود حمل کند که تنها رنج و درد او افزون مى یابد و جز غذاى یک روز براى او قابل جذب نیست. البته اولیاء الله براى این که خود را همگون به قشرهاى ضعیف جامعه کنند زندگى خود را در حد کمتر از متوسطِ افراد قرار مى دهند و زهد و پارسایى را در پیش مى گیرند که نمونه کامل آن شخص امام امیرالمؤمنین على(علیه السلام) است. 2. نکته شگفت انگیز! در بعضى از روایات در ذیل این حدیث نکته عجیبى آمده است و آن این که چون معاویه این اوصاف و این سخنان را از امام(علیه السلام) شنید گریه کرد به گونه اى که قطرات اشک بر صورت او جارى گشت و گفت: «رَحِمَ اللَّهُ أَبَا الْحَسَنِ کَانَ وَاللَّهِ کَذَلِکَ; خدا رحمت کند ابوالحسن على را، به خدا سوگند این گونه بود». معاویه از ضِرار پرسید: اندوه تو بر مرگ على چگونه بود؟ ضرار در پاسخ گفت: مانند اندوه کسى که فرزندش را در دامنش سر ببرند.(5) در نقل دیگرى در بحار آمده است که حاضران نیز گریه کردند!(6) نیز آمده است که معاویه به حاضران در مجلس رو کرد و گفت: اگر من از دنیا بروم هیچ یک از شما حاضر نیست چنین مدح و ثنایى درباره من داشته باشد. یکى از حاضران، با شجاعت به او پاسخ داد و گفت: «الصّاحِبُ عَلى قَدْرِ صاحِبِهِ; دوست هر کس هم طراز خود اوست»(7). (8) ***** پی نوشت: (1). در نسخه مسعودى و بعضى نسخ دیگر به جاى «ضرار بن حمزه»، «ضرار بن ضَمُره» آمده است و ظاهراً صحیح همان «ضمره» است و او از یاران خاص امیر مؤمنان على(علیه السلام) بود که با شجاعت اوصاف برجسته امیرمؤمنان را براى معاویه شرح داد. در مورد قبیله او در نسخه صبحى صالح و بعضى نسخ دیگر «ضبایى» آمده در حالى که در میان عرب قبیله اى به نام «ضباء» معروف نیست; ولى در نسخ متعدد دیگرى ضِبابى آمده و «ضباب» جد محمد بن سلیمان بن منصور بوده و بعضى گفته اند: ضباب قلعه اى بوده در اطراف کوفه که جماعتى از علما به آن منسوب مى باشند. (معجم البلدان، ج 3، ص 451). (2). مروج الذهب، ج 2، ص 421; شبیه به همین ابن ابى الحدید از کتب دیگر نقل کرده است. ابن ابى الحدید این داستان را با تفاوتى از کتاب استیعاب نقل کرده است. (شرح نهج البلاغه ابن ابى الحدید، ج 18، ص 225). (3). مستدرک الوسائل، ج 12، ص 40، ح 17. (4). این حدیث با تعبیرات مختلف و با یک مضمون در بحارالانوار، ج 39، ص 1، و در کتب دیگر از قبیل اقبال، ص 467 و ینابیع الموده قندوزى، ج 1، ص 282، مستدرک حاکم، ج 3، ص 32 نیز نقل شده است. (5). الاستیعاب، ج 3، ص 1107. (6). بحارالانوار، ج 33، ص 250، ح 524. (7). همان، ج 41، ص 121، ح 28. شماره ۷۷ 🌴 همراه با 🌸🌼🍀 @nahj97
قسمت 2⃣👇👇👇 در ادامه این سخن، حضرت دلیل این نفرت بر زر و زیور دنیا و مقامات و ثروت ها را بیان کرده مى فرماید: «زندگى تو کوتاه و مقام تو کم و آرزوى تو داشتن ناچیز است»; (فَعَیْشُکِ قَصِیرٌ، وَخَطَرُکِ یَسِیرٌ، وَأَمَلُکِ حَقِیرٌ). به راستى عمر دنیا کوتاه است و مقامات آن کم ارزش و گاه بى ارزش. جمله «أَمَلُکِ حَقِیرٌ» اشاره به این است که کسانى که تو را آرزو دارند، آرزوى حقیر و پستى براى خود پیدا کرده اند. در پایانِ این سخن، امام(علیه السلام) از کمبود زاد و توشه سفر طولانى آخرت شکایت کرده مى فرماید: «آه از کمى زاد و توشه (آخرت) و طولانى بودن راه و دورى سفر و عظمت (مشکلات مقصد)»; (آهِ مِنْ قِلَّةِ الزَّادِ، وَطُولِ الطَّرِیقِ، وَبُعْدِ السَّفَرِ، وَعَظِیمِ الْمَوْرِدِ). با این که مى دانیم امام(علیه السلام) بیشترین ذخیره را براى عالم آخرت فراهم ساخته تا آنجا که به مقتضاى حدیث نبوى معروف: «لِضَرْبَة عَلىٍّ یَوْمَ الْخَنْدَقِ أفْضَلُ مِنْ عِبادَةِ الثَّقَلَیْنِ»(4) ضربه کارى آن حضرت (بر پیکر عمرو بن عبد ودّ در آن لحظه بسیار حساس تاریخ اسلام) برتر از عبادت جن و انس است و نیز مى دانیم آن حضرت در تمام غزوات اسلامى فداکارى فراوان کرد و عبادت هاى شبانه او گاه به هزار رکعت نماز در یک شب مى رسید و یک هزار برده را از دست رنج خود خرید و آزاد کرد و عبادات و اطاعات فراوان دیگر، جایى که امام با این همه زاد و توشه از کمى زاد و توشه سفر آخرت اظهار ناراحتى و نگرانى کند ما چه بگوییم و چه کارى انجام دهیم؟ بدیهى است هرگاه انسان زاد و توشه خود را براى این سفر طولانى کم ببیند، براى افزایش آن کوشش مى کند; ولى اگر گرفتار غرور گردد و اعمال ناچیز خود را بزرگ ببیند هرگز به فکر افزایش نمى افتد. تعبیر به «مورد» اشاره به روز قیامت است که انسان در آن وارد مى شود و تعبیر به «عظیم» اشاره به مشکلات حساب و کتاب و عبور از صراط و هول و وحشت آن است. *** نکته ها: 1. دنیاى مذموم و ممدوح در پیام بعدی 👇👇👇👇 شماره ۷۷ 🌴 همراه با 🌸🌼🍀 @nahj97
شماره ۷۷ 🌴 شرح و تفسیر در کانال 👇 همراه با 🌸🌼🍀 @nahj97
شماره ۷۷ 🌴 شرح و تفسیر در کانال 👇 همراه با 🌸🌼🍀 @nahj97
🌹 #بسم_رب_الشهدا_والصدیقین🌹 در عشق اگر چہ منزل آخر #شہادت است تکلیف اول است #شہیدانہ_زیستن ... اینجا #شہدا دعوتت کردن نمیخواے که #تنہاشون بذارے ... نمیخواے که #دعوتشونو رد کنی #شهدا_منتظرن #یا_زهرا_س کـانـال دوست شـ❤️ــهید من 👇👇👇👇 http://eitaa.com/joinchat/2180644876Cae8d8eb780
حکمت ۷۸ نهج البلاغه: دلایل باطل بودن جبر وَ مِنْ كَلَامٍ لَهُ (علیه السلام) لِلسَّائِلِ الشَّامِيِّ لَمَّا سَأَلَهُ أَ كَانَ مَسِيرُنَا إِلَى الشَّامِ بِقَضَاءٍ مِنَ اللَّهِ وَ [قَدَرِهِ] قَدَرٍ، بَعْدَ كَلَامٍ طَوِيلٍ هَذَا مُخْتَارُهُ: وَيْحَكَ، لَعَلَّكَ ظَنَنْتَ قَضَاءً لَازِماً وَ قَدَراً حَاتِماً! لَوْ كَانَ ذَلِكَ كَذَلِكَ لَبَطَلَ الثَّوَابُ وَ الْعِقَابُ وَ سَقَطَ الْوَعْدُ وَ الْوَعِيدُ. إِنَّ اللَّهَ سُبْحَانَهُ أَمَرَ عِبَادَهُ تَخْيِيراً وَ نَهَاهُمْ تَحْذِيراً، وَ كَلَّفَ يَسِيراً وَ لَمْ يُكَلِّفْ عَسِيراً، وَ أَعْطَى عَلَى الْقَلِيلِ كَثِيراً، وَ لَمْ يُعْصَ مَغْلُوباً وَ لَمْ يُطَعْ مُكْرِهاً، وَ لَمْ يُرْسِلِ الْأَنْبِيَاءَ لَعِباً وَ لَمْ يُنْزِلِ الْكُتُبَ لِلْعِبَادِ عَبَثاً، وَ لَا خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضَ وَ مَا بَيْنَهُمَا بَاطِلًا؛ "ذلِكَ ظَنُّ الَّذِينَ كَفَرُوا فَوَيْلٌ لِلَّذِينَ كَفَرُوا مِنَ النَّارِ". ترجمه :  هنگامى كه كسى از او پرسيد آيا رفتن ما به شام، قضا و قدر خداوند است، پاسخى دراز فرمود كه گزيده اش چنين است: واى بر تو، گويا به قضاى لازم و قدر حتمى گمان مى برى! اگر چنين باشد ديگر ثواب و عقاب باطل شود و وعد و وعيد ساقط گردد. خداوند بندگانش را امر كرده با اختيار و نهى كرده تا بترسند. آنان را به آسان مكلف ساخته و به دشوار مكلّف نساخته. در برابر عمل اندك، پاداشهاى بسيار داده است. نبايد مغلوبش پندارند و نافرمانيش كنند و نبايد از روى اكراه اطاعتش نمايند. او پيامبران را به بازيچه نفرستاد و، بعبث، كتابهاى آسمانى را نازل ننمود و آسمان و زمين را و آنچه ميان آنهاست به باطل نيافريده. «اين گمان كسانى است كه كافر شده اند و واى بر كسانى كه كافر شده اند از آتش.»   شماره ۷۸ 🌴 همراه با 🌸🌼🍀 @nahj97
حکمت ۷۸ نهج البلاغه: هنگامى كه كسى از آن‌حضرت پرسيد آيا رفتن ما به شام، قضا و قدر خداوند است، پاسخى دراز فرمود كه گزيده اش چنين است: واى بر تو، گويا به قضاى لازم و قدر حتمى گمان مى برى! اگر چنين باشد ديگر ثواب و عقاب باطل شود و وعد و وعيد ساقط گردد. خداوند بندگانش را امر كرده با اختيار و نهى كرده تا بترسند. آنان را به آسان مكلف ساخته و به دشوار مكلّف نساخته. در برابر عمل اندك، پاداشهاى بسيار داده است. نبايد مغلوبش پندارند و نافرمانيش كنند و نبايد از روى اكراه اطاعتش نمايند. او پيامبران را به بازيچه نفرستاد و، بعبث، كتابهاى آسمانى را نازل ننمود و آسمان و زمين را و آنچه ميان آنهاست به باطل نيافريده. «اين گمان كسانى است كه كافر شده اند و واى بر كسانى كه كافر شده اند از آتش.»   شماره ۷۸ همراه با 🌸🌼🍀 @nahj97
شماره ۷۸ 🌴 همراه با 🌸🌼🍀 @nahj97
📒ترجمه و شرح حکمت 79 نهج البلاغه: ارزش علم و حکمت 📕وَ قَالَ (علیه السلام): خُذِ الْحِكْمَةَ أَنَّى كَانَتْ؛ فَإِنَّ الْحِكْمَةَ تَكُونُ فِي صَدْرِ الْمُنَافِقِ، فَتَلَجْلَجُ فِي صَدْرِهِ حَتَّى تَخْرُجَ فَتَسْكُنَ إِلَى صَوَاحِبِهَا فِي صَدْرِ الْمُؤْمِنِ. 📔و فرمود (ع): حكمت را در هر جا كه باشد فراگير كه گاه در سينه منافق باشد و در آنجا آرام نگيرد تا بيرون آيد و، با همانندان خود در سينه مؤمن جاى گيرد.   📗دانش را هر جا بيابى فرا گير! خلاصه این کلام گهربار این است که سخنان حکمت آمیز را از هر کس باید پذیرفت حتى اگر گوینده آن منافق باشد. مى فرماید: «حکمت و دانش را فرا گیر هرجا که باشد»; (خُذِ الْحِکْمَةَ أَنَّى کَانَتْ). سپس به دلیل آن اشاره کرده، مى افزاید: «زیرا حکمت گاهى در سینه منافق است; اما در سینه او آرام نمى گیرد تا از آن خارج شود و در کنار حکمت هاى دیگر در سینه مؤمن جاى گیرد»; (فَإِنَّ الْحِکْمَةَ تَکُونُ فِی صَدْرِ الْمُنَافِقِ فَتَلَجْلَجُ(1) فِی صَدْرِهِ حَتَّى تَخْرُجَ فَتَسْکُنَ إِلَى صَوَاحِبِهَا فِی صَدْرِ الْمُؤْمِنِ). تعبیر به «تَلَجْلَجُ...» با توجه به اینکه این واژه به معناى اضطراب و ناآرامى است اشاره به آن است که جایگاه کلام حکمت آمیز سینه منافق نیست، ازاین رو در آنجا پیوسته ناآرامى مى کند تا خارج شود و در جایگاهى که متناسب آن است; یعنى سینه شخص مؤمن در کنار سایر سخنان حکمت آمیز قرار گیرد. 📙نتیجه این سخن همان است که از روایات مختلف معصومان(علیهم السلام) استفاده کردیم که علم و دانش هیچ محدودیتى ندارد; نه از نظر زمان: «أُطْلُبُوا الْعِلْمِ مِنَ الْمَهْدِ إلَى اللَّحَدِ» و نه از نظر مکان: «أُطْلُبُوا الْعِلْمِ وَلَو بِالصّینِ» و نه از نظر مقدار تلاش و کوشش: «أُطْلُبُوا الْعِلْمِ وَلَوْ بِخَوْضِ اللُّجَجِ وَشَقِّ الْمُهَجِ» و نه از نظر گوینده همان گونه که در این حکمت و در حکمت بعد آمده است. آرى علم وحکمت به حدى اهمیت داردکه هیچ محدویتى را به خودنمى پسندد. 📙در اینجا این سؤال مطرح مى شود که در بعضى از روایات از جمله روایتى که از امام باقر(علیه السلام) در ذیل آیه شریفه (فَلْیَنْظُرِ الاْنْسانِ إلى طَعامِهِ) آمده است که امام(علیه السلام)فرمود: منظور از طعام «عَلْمُهُ الَّذى یَأخُذُهُ مِمَّنْ یَأخُذُهُ; دانشى است که فرا مى گیرد باید نگاه کند از چه کسى فرا مى گیرد»(2) بنابراین گرفتن سخن حکمت آمیز از منافق چه معنا دارد. پاسخ سؤال این است که گاه سخن حکمت آمیز به قدرى واضح و روشن است که از هر جا و از هر کس که باشد باید آن را پذیرفت; ولى در موارد دیگر که انسان مطالب را به اعتماد استاد فرا مى گیرد باید نزد کسى برود که از نظر دیانت و علمیت مورد اعتماد باشد. 📘در شرح نهج البلاغه علاّمه شوشترى اشاره به نکته جالبى شده است که با ذکر آن این سخن را پایان مى دهیم، نقل مى کند: «ابن مبارک» به عنوان نظارت بر شهر در کوچه ها راه مى رفت چشمش به مرد مستى افتاد که آواز مى خواند و مى گفت: أضَلَّنى الْهَوى وَأنَا ذَلیلٌ *** وَلَیْسَ إلى الَّذى أهْوى سَبیلٌ هواى نفس مرا ذلیل کرد و افسوس که راهى به آن کس که به او علاقه دارم، نیست. ابن مبارک از آستین خود کاغذى درآورد و این بیت را نوشت. به او گفتند: شعرى را از شاعر مست مى نویسى؟ او گفت: مگر ضرب المثل معروف را نشنیده اید که «رُبَّ جَوْهَرَة فى مَزْبَلَةً» اى بسا گوهرى در میان زباله ها افتاده باشد؟ گفتند: آرى. گفت: این هم گوهرى بود از مزبله(3)! 📓پی نوشت: (1). در بعضى از نسخ نهج البلاغه از جمله در بحار الانوار به جاى «تلجلج»، «تتخلّج» آمده که از نظر معنا چندان تفاوتى با آن ندارد. (2). بحارالانوار، ج 2، ص 96. (3). بهج الصباغه، ج 12، ص 597. شماره ۷۹ 🌴 همراه با 🌸🌼🍀 @nahj97
شماره ۷۹ 🌴 شرح و تفسیر در کانال 👇 همراه با 🌸🌼🍀 @nahj97
هدایت شده از مداحی های منتخب
4_5782676940074779389.mp3
3.74M
♨️ماجرای شنیدنی عذرخواهی آیت الله بروجردی از شاگردش 👌 #سخنرانی بسیار شنیدنی 🎤 حجت الاسلام #انصاریان 📡 حداقل برای یک☝️نفر ارسال کنید. 🔴 بهترین #سخنرانی های روز در @maddahimontakhab13👈