💢 زیان سستى و سخن چینى
💠 امام علی علیه السلام فرمودند:
🍃 منْ أَطَاعَ التَّوَانِيَ ضَيَّعَ الْحُقُوقَ، وَ مَنْ أَطَاعَ الْوَاشِيَ ضَيَّعَ الصَّدِيقَ.
🔹 آن كس كه از سستى اطاعت كند حقوق افراد را ضايع مى سازد و كسى كه از سخن چين پيروى كند دوستان خود را از دست خواهد داد.
📚 #حکمت_239 نهج البلاغه
🔶 @Nahj_Et
نهج البلاغه
💠🔹امام عليه السلام در اين گفتار حكيمانه به آثار مثبت و منفى گفتار دانشمندان اشاره كرده، مىفرمايد: «
💠🔹اين سخن هشدارى است به دانشمندان و علما و حكماى جامعه كه دربارۀ سخنان خود درست بينديشند و دقت كنند و بدانند يك گفتار نابجا از سوى آنها ممكن است جامعهاى را بيمار كند و عواقب سوء آن دامن خود آنها را نيز بگيرد، ازاينرو گفتهاند: لغزش عالِم به منزلۀ لغزش عالَم است. در حديث ديگرى از اميرمؤمنان عليه السلام مىخوانيم: «زَلَّةُ الْعَالِمِ كَانْكِسَارِ السَّفِينَةِ تَغْرِقُ وَ يُغْرِقُ مَعَها خَلْقٌ؛ لغزش عالِم مانند شكستن كشتى است كه هم آن كشتى غرق مىشود و هم تمام سرنشينانش»
#حکمت_265
🔶 @Nahj_Et
💠🔹چه تعبير شگفتى! امام عليه السلام جامعۀ انسانى را به سرنشينان كشتى تشبيه كرده كه سرنوشت آنها با هم گره خورده و لغزش عالم را به منزلۀ سوراخ كردن يا درهم شكستن كشتى دانسته است كه سبب غرق شدن گروه بسيارى مىشود. در حديث ديگرى از همان بزرگوار آمده است: «زَلَّةُ الْعالِمِ تُفْسِدُ عَوالِمَ؛ لغزش عالم، جهانى را فاسد مىكند». اين گفتار حكيمانه در عصر و زمان ما كه وسايل ارتباط جمعى بهقدرى گسترده شده كه گفتهاى ممكن است به فاصلۀ بسيار كوتاهى در تمام دنيا پخش شود، ظهور و بروز بيشترى دارد
#حکمت_265
🔶 @Nahj_Et
🧡 #امیرالمؤمنین علی علیه السلام :
💚 عِبَادَ اللَّهِ الْآنَ فَاعْلَمُوا وَ الْأَلْسُنُ مُطْلَقَةٌ وَ الْأَبْدَانُ صَحِيحَةٌ وَ الْأَعْضَاءُ لَدْنَةٌ وَ الْمُنْقَلَبُ فَسِيحٌ وَ الْمَجَالُ عَرِيضٌ قَبْلَ إِرْهَاقِ الْفَوْتِ وَ حُلُولِ الْمَوْتِ فَحَقِّقُوا عَلَيْكُمْ نُزُولَهُ وَ لَا تَنْتَظِرُوا قُدُومَهُ.
هشدار از غفلت زدگی :
ای بندگان خدا، هم اكنون عمل كنید، كه زبانها آزاد، و بدنها سالم، و اعضا و جوارح آماده اند، و راه بازگشت فراهم، و فرصت زیاد است، پیش از آنكه وقت از دست برود، و مرگ فرا رسد، پس فرود آمدن مرگ را حتمی بشمارید، و در انتظار آمدنش بسر نبرید.
#خطبه_196
🔶 @Nahj_Et
💠🔹در آغاز اين كلام امام عليه السلام آمده است: «مردى از محضرش خواست ايمان را براى او شرح دهد»؛ (وَ سَأَلَهُ رَجُلٌ أَنْ يُعَرِّفَهُ الْإِيمَانَ) . گفتهاند: اين مرد، عمار ياسر بود كه هم در صحنۀ جهاد مىدرخشيد و هم در معارف اسلامى. هنگامى كه خود را در كنار آن چشمۀ جوشان معرفت ديد، درخواست كرد كه مهمترين مسئله را كه همان ايمان است با تمام ويژگىهايش براى او شرح دهد. امام عليه السلام به او فرمود: «(شتاب مكن) فردا نزد من بيا تا در حضور جمع، تو را از آن آگاه سازم كه اگر گفتهام را فراموش كنى ديگرى آن را براى تو حفظ كند، زيرا سخن همچون شترِ فرارى است كه بعضى ممكن است آن را پيدا كنند و بعضى آن را نيابند»؛ (إِذَا كَانَ الْغَدُ فَأْتِني حَتَّى أُخْبِرَكَ عَلَى أَسْمَاعِ النَّاسِ، فَإِنْ نَسِيْتَ مَقَالَتي حَفِظَهَا عَلَيْكَ غَيْرُكَ فَإِنَّ الْكَلاَمَ كَالشَّارِدَةِ يَنْقُفُهَا هٰذَا وَ يُخْطِئُهَا هٰذَا)
#حکمت_266
🔶 @Nahj_Et
💠🔹همان گونه كه در ذيل ترجمۀ آن، پيش از اين ذكر كرديم، شرح جامعى كه امام عليه السلام دربارۀ ايمان داد همان است كه در حكمت 31 آمده و توضيح آن گذشت. به هر حال مقصود امام عليه السلام در گفتار حكيمانۀ بالا اين است كه مطالب اساسى و مهم مانند شرح ويژگىهاى ايمان بايد در حضور جمع بيان شود تا هيچيك از نكتههاى آن ضايع نگردد و بهطور كامل براى غير حاضران و حتى براى نسلهاى آينده باقى بماند.
#حکمت_266
🔶 @Nahj_Et
💠عمر بن خطاب معتقد بود ایرانیها مجوسی و بیدین هستند و نمیشود از آنها جزیه گرفت (جزیه گرفتن مخصوص اهل کتاب است نه کفار) برای همین پس از فتح ایران، میخواست همه ایرانیان را به دلیل مجوسی بودن، به قتل برساند اما علی بن ابیطالب علیه السلام جلوی او را گرفت و به او فرمود: حق کشتن آنان را نداری چون آنها برای خودشان دین و کتاب آسمانی داشتهاند بنابراین باید آنها را نیز اهل کتاب قلمداد کنی.
پس از این سخن علی، عمر ایرانیان را در دین خودشان آزاد گذاشت.
📌و لما فتحت بلاد العجم، أراد عمر بن الخطاب أن يقتل المجوس و أن لا يقبل منهم الجزية. فقال عليّ (ع) انّه كان لهم نبىّ و كتاب، فيجب أن تستنّ فيهم بسنّة أهل الكتاب؛ فأقرّهم حينئذ على ملّتهم. و لو لا أنّ معهم رسم من رسوم الأنبياء (ع) و إن كانوا قد خلطوه بالبدع، لما كان يوجد فى مملكة الاسلام مجوسى.
📚(اعلام النبوة ابوحاتم رازی ص 176)
با معارف نهج البلاغه 234
🔶 @Nahj_Et
💠🔹اضافه بر اين، هنگامى كه سخنى در حضور جمع گفته شود به يقين در ميان آنها افراد فاضل و برجسته كم نيستند؛ آنها مىتوانند در فهم مفاهيم آن به ديگران كمك كنند. «شارِدَة» از مادۀ «شُرُود» (بر وزن سرود) به معناى حيوان يا انسان فرارى است و چون در اينجا به صورت مؤنث آمده و غالباً ضرب المثلهاى عرب به شتر است، مىتواند اشاره به ناقۀ گريزپا باشد. بعضى «شرود» را به معناى فرار توأم با اضطراب تفسير كردهاند و به هر حال اين واژه به صورت كنايه در مورد سخنها و مسائل ديگر بهكار مىرود
#حکمت_266
🔶 @Nahj_Et
💠🔹امام عليه السلام در اين گفتار حكيمانه براى پيشگيرى از حرص حريصان مىفرمايد: «اى فرزند آدم! غم و اندوهِ روزى كه نيامده را بر آن روز كه در آن هستى تحميل مكن، چراكه اگر آن روز، از عمرت باشد خداوند روزىِ تو را در آن روز مىرساند. (و اگر نباشد، اندوه چرا؟)»؛ (يَا بْنَ آدَمَ، لَا تَحْمِلْ هَمَّ يَوْمِكَ الَّذِي لَمْ يَأْتِكَ عَلَى يَوْمِكَ الَّذِي قَدْ أَتَاكَ، فَإِنَّهُ إِنْ يَكُ مِنْ عُمُرِك يَأْتِ اللّٰهُ فِيهِ بِرِزْقِكَ) . شك نيست كه منظور امام عليه السلام از اين كلام، نفى آيندهنگرى و تدبير در امور زندگى به خصوص در سطح جامعۀ اسلامى نيست، زيرا هر كسى بايد به آيندۀ همسر و فرزندانش و زمامداران اسلامى به آيندۀ مسلمانان حساس باشند
#حکمت_267
🔶 @Nahj_Et
💠🔹در حالات سلمان فارسى كه آگاهى كامل از تعليمات اسلام داشت، آمده است: هنگامى كه سهم خود را از بيتالمال مىگرفت، قوت سال خود را از آن مىخريد و نگهدارى مىكرد. در حديث ديگرى آمده است كه وى فلسفۀ اين كار را چنين بيان مىكرد: «إِنَّ النَّفْسَ قَدْ تَلْتَاثُ عَلَى صَاحِبِهَا إِذَا لَمْ يَكُنْ لَهَا مِنَ الْعَيْشِ مَا تَعْتَمِدُ عَلَيْهِ فَإِذَا هِيَ أَحْرَزَتْ مَعِيشَتَهَا اطْمَأَنَّتْ؛ نفس آدمى هنگامى كه آيندۀ خود را تأمين نبيند دلچركين مىشود ولى زمانى كه معيشت خود را تأمين كرد اطمينان پيدا مىكند».
#حکمت_267
🔶 @Nahj_Et