قرآن و نهجالبلاغه 🌸🌸
⚔ جهاد با نفس 🗣جلسه بیست و سوم 🎙استاد امینی خواه #موعظه @Nahjolbalaghe2
679279e3fa5b97c49ebf2871_898554814413810133.mp3
6.85M
⚔ جهاد با نفس
🗣جلسه بیست و چهارم
🎙استاد امینی خواه
#موعظه
@Nahjolbalaghe2
قرآن و نهجالبلاغه 🌸🌸
. 📝ترجمه کتاب الغدیر 📚 جلد چهارم ✅ قسمت: ششصد و هشتاد و سه 🔷#واقعهغدیرخم #علامهامینی 📚 دیوانه
.
📝ترجمه کتاب الغدیر
📚 جلد چهارم
✅ قسمت: ششصد و هشتاد و چهار
🔷#واقعهغدیرخم
#علامهامینی
↩️ کسانی که درباره زندگی ابی تمام کتاب نوشته اند
اخبار و نوادر و خوش بزمیها و نکته سنجیها و آداب و اشعار بجا مانده از زمان زندگی " ابی تمام " را گروهی گرد آوری کرده اند که از آن جمله اند:
۱- ابو الفضل احمد بن طاهر متوفی. ۲۸۰ وی را کتابی است بنام (سرقات - النحویین من ابی تمام)
۲ - ابو بکر محمد بن یحیی اصولی درگذشته بسال ۳۳۶ که کتاب (اخبار ابی تمام) از اوست و این کتاب با فهرستش در ۳۴۰ صفحه چاپ شده است.
۳- ابو القاسم حسن بن بشر آمدی بصری متوفی ۳۷۱ که کتاب (الموازنه بین ابی تمام و البحتری) در ۱۰ جزء داردو یاقوت حموی در ص ۵۹ ج ۲ معجم الادباء در پیرامون این موازنه گفتگوئی دارد. و نیز این " آمدی " را ردی است بر " ابن عمار " در خطائی که بر " ابی تمام " گرفته است.
۴- فرزندان هاشم یعنی دو خالد یکی بنام ابو بکر محمد و دیگری بنام ابو عثمان سعید متوفی بسال ۳۷۱ که آن دو کتاب (اخبار ابی تمام و محاسن شعره) دارند.
۵- ابو علی احمد بن محمد مرزوقی اصفهانی متوفی بسال ۴۲۱ که کتابی بنام (الانتصار من ظلمه ابی تمام) داردو از انتقاداتی که بر ابی تمام کرده اند، دفاع نموده.
۶- ابو عبد الله محمد بن عمران مرزبانی متوفی ۴۴۴ که کتاب (اخبار ابی تمام) در تقریبا ۱۰۰ برگ نوشته است.
۷- ابو حسین علی بن محمد عدوی سمیساطی که کتاب (اخبار ابی تمام و المختار من شعره) و کتاب (تفضیل ابی نواس علی ابی تمام) از اوست.
۸- ابو ضیاء بشر بن یحیی نصیبی که کتاب (سرقات البحتری من ابی تمام) از اوست.
۹- احمد بن عبید الله قطربلی معروف به " فرید " که کتابی در خطاهای ابی تمام در اسلام و غیر آن، تصنیف کرده است.
۱۰- شیخ یوسف بدیعی، قاضی موصل متوفی ۱۰۷۳ که کتاب (هبه الایام فیما یتعلق بابی تمام) در ۳۰۹ صفحه نوشته و به سال ۱۳۵۲ در مصر چاپ شده است.
↩️ ادامه دارد...
@Nahjolbalaghe2
قرآن و نهجالبلاغه 🌸🌸
📝تفسیر سوره مبارکه نور آیات ۴۱ و ۴۲ 📖 منبع: تفسیر «نمونه» آیت الله مکارم شیرازی 🤲 همه تسبیح گوى او
📝تفسیر سوره مبارکه نور آیات ۴۱ و ۴۲
📖 منبع: تفسیر «نمونه» آیت الله مکارم شیرازی
↩️ البته اگر جمله یُسَبِّحُ لَهُ مَنْ فِی السَّماواتِ وَ الأَرْضِ به معنى تسبیح گفتن کسانى که در آسمان ها و زمین هستند بگیریم و ظاهر کلمه مَنْ را در ذوى العقول حفظ کنیم، تسبیح در اینجا به معنى اول خواهد بود که یک تسبیح آگاهانه و اختیارى است ولى لازمه این سخن آن است که براى پرندگان نیز چنین شعورى قائل باشیم; زیرا پرندگان در آیه فوق، در کنار مَنْ فِی السَّماواتِ قرار گرفته اند، البته این موضوع عجیب نیست; زیرا در بعضى دیگر از آیات قرآن چنین درکى براى بعضى از پرندگان آمده است.(۳)
* * *
۳ ـ تسبیح ویژه پرندگان
در این که: چرا در آیه فوق، از میان تمام موجودات جهان روى تسبیح پرندگان، آن هم در حالتى که بال هاى خود را بر فراز آسمان گسترده اند تکیه شده؟ نکته اى وجود دارد و آن این که:
پرندگان علاوه بر تنوع فوق العاده زیادشان، ویژگى هائى دارند که چشم و دل هر عاقلى را به سوى خود جذب مى کنند، این اجسام سنگین، بر خلاف قانون جاذبه بر فراز آسمان ها با سرعت زیاد و برق آسا حرکت مى کنند، مخصوصاً هنگامى که بال هاى خود را صاف نگه داشته اند، بر امواج هوا سوارند، و بى آن که فشارى به خود آورند، با سرعت به هر سو که مایل باشند مى چرخند و پیش مى روند، وضع جالبى دارند.
آگاهى هاى عجیب آنها در مسائل هواشناسى و اطلاعات عمیقشان از وضع جغرافیائى زمین به هنگام مسافرت و مهاجرت، از قاره اى به قاره دیگر حتى از مناطق قطب شمال به قطب جنوب، و دستگاه هدایت کننده مرموز و عجیبى که آنان را در این سفر طولانى حتى به هنگامى که آسمان پوشیده از ابر است راهنمائى مى کند، از شگفت انگیزترین مسائل، و از روشن ترین دلائل توحید است.
رادار مخصوصى که در وجود شب پره ها قرار دارد که به وسیله آن در ظلمت و تاریکى شب، تمام موانع را بر سر راه خود مى بیند، و حتى گاه ماهى را در زیر امواج آب نشانه گیرى کرده و با یک حرکت برق آسا او را بیرون مى کشد، از ویژگى هاى حیرت انگیز این پرنده است!!.
به هر حال، عجائبى در وجود پرندگان نهفته شده، که قرآن به خاطر آن مخصوصاً روى آنها تکیه کرده است.
* * *
۴ ـ تفسیر جمله کُلٌّ قَدْ عَلِمَ صَلاتَهُ وَ تَسْبِیحَهُ
جمعى از مفسران ضمیر عَلِمَ را به کُلّ بر گردانده اند که طبق آن مفهوم جمله فوق چنین مى شود: هر یک از کسانى که در زمین و آسمان هستند و همچنین پرندگان، از کیفیت و راه و رسم نماز و تسبیح خود آگاهند .
ولى بعضى دیگر آن را به خدا باز گردانده اند، یعنى خداوند از نماز و تسبیح هر یک از آنان آگاه است، اما تفسیر اول با معنى آیه متناسب تر مى باشد.
به این ترتیب، هر یک از تسبیح کنندگان راه و رسم تسبیح و شرائط و ویژگى هاى نماز خود را مى داند.
اگر منظور تسبیح آگاهانه باشد مفهوم این سخن روشن است اما اگر با زبان حال باشد مفهومش این است که هر کدام نظام ویژه اى دارند که به نوعى گویاى عظمت پروردگار است و هر کدام چهره اى از قدرت و حکمت اویند.
* * *
۵ ـ منظور از صلاة چیست؟
جمعى از مفسران مانند مرحوم طبرسى در مجمع البیان و آلوسى در روح البیان صلاة را در اینجا به معنى دعا تفسیر کرده اند که مفهوم اصلى آن در لغت همین است. و به این ترتیب، موجودات زمین و آسمان با زبان حال، یا زبان قال، در پیشگاه خدا دعا مى کنند، و از محضر او تقاضاى فیض دارند، و او هم که فیّاض مطلق است، بر حسب استعدادهایشان به آنها مى بخشد و دریغ ندارد.
منتهى هر کدام در عالم خود مى دانند چه نیازى دارند و چه باید بخواهند و چه دعائى کنند.
به علاوه، آنها طبق آیاتى که قبلاً اشاره کردیم، در پیشگاه با عظمت او خاضعند و در برابر قوانین آفرینش تسلیم، و از سوى دیگر، با تمام وجود خود صفات کمالیه خدا را بازگو مى کنند، و هر گونه نقصى را از او نفى مى نمایند، و به این ترتیب، عبادات چهارگانه آنها حمد ، تسبیح ، دعا و سجود تکمیل مى شود.
✍ پی نوشت:
۳ ـ به تفسیرى که در ذیل آیه ۳۸ سوره انعام ، جلد ۵ صفحه ۲۲۱ آوردیم، مراجعه فرمائید.
✔️پایان
@Nahjolbalaghe2
قرآن و نهجالبلاغه 🌸🌸
📝 شرح خطبه ۱۰۹ بخش چهارم 🔺مراحل تکان دهنده مرگ ↩️ (تَبْقَى لِمَنْ وَرَاءَهُ يَنْعُمُونَ فِيهَا، وَ
📝 شرح خطبه ۱۰۹ بخش چهارم
🔺مراحل تکان دهنده مرگ
↩️ آرى! اعضاى اصلى او يکى بعد ازديگرى از کار مى افتد; نه زبان گويايى باقى مانده و نه گوش شنوايى. در اين حال: «پيوسته به صورت خانواده اش مى نگرد. حرکات زبانشان را مى بيند، ولى صداى آنان را نمى شنود!». (يُرَدِّدُ طَرْفَهُ بِالنَّظَرِ فِي وجُوهِهِمْ، يَرَى حَرَکَاتِ أَلْسِنَتِهِمْ، وَ لاَ يَسْمَعُ رَجْعَ کَلامِهِمْ).
چه دردناک است که با چشم سخن گفتن آنها را مى بيند، ولى با گوش پيام آنها را نمى شنود. آنها مى کوشند با او ارتباطى برقرار کنند، ولى او قدرت بر ارتباط گرفتن با آنان را ندارد!
در ادامه مى افزايد: «سپس چنگال مرگ در او بيشتر فرو مى رود; چشمش نيز همانند گوشش از کار مى افتد. (آرى چشم را براى هميشه فرو مى بندد) و روح او از بدنش براى هميشه خارج مى شود». (ثُمَّ ازْدَادَ الْمَوْتُ الْتِيَاطاً(6) بِهِ، فَقُبِضَ بَصَرُهُ کَمَا قُبِضَ سَمْعُهُ، وَ خَرَجَتِ الرُّوحُ مِنْ جَسَدِهِ).
«در اين هنگام به صورت مردارى در ميان خانواده اش قرار مى گيرد که از نشستن نزد او وحشت مى کنند و از او فاصله مى گيرند (فرياد سوگواران برمى خيزد;) ولى نه مى تواند سوگوارانش را يارى دهد، و نه کسى را که او را صدا مى زند پاسخ گويد». (فَصَارَ جِيفَةً بَيْنَ أَهْلِهِ، قَدْ أَوْحَشُوا مِنْ جَانِبِهِ، وَ تَبَاعَدُوا مِنْ قُرْبِهِ، لاَ يُسْعِدُ بَاکِياً، وَ لاَ يُجِيبُ دَاعِياً).
«سرانجام او را به سوى گودالى در درون زمين حمل مى کنند; او را به دست عملش مى سپارند و براى هميشه از ديدارش چشم مى پوشند!». (ثُمَّ حَمَلُوهُ إِلَى مَخَطٍّ(7) فِي الاَْرْضِ، فَأَسْلَمُوهُ فِيهِ إِلَى عَمَلِهِ، وَ انْقَطَعُوا عَنْ زَوْرَتِهِ(8)).
ساليان دراز در ميان خانواده اش مى گفتند و مى خنديدند و مى جوشيدند و مى خروشيدند و دورى از يکديگر را تحمّل نمى کردند; ولى بعد از فرا رسيدن مرگ يک ساعت ماندن در کنار او را تحمّل نخواهند کرد! گويى هميشه از آنها بيگانه و آنها نيز از او بيگانه بوده اند.
*
نکته:
لحظه هولناک جان دادن:
در طول زندگى انسان، لحظه اى دردناک تر و غم انگيزتر از لحظه جان دادن نيست:
لحظه پايان گرفتن آرزوها! لحظه چشم پوشى از تمام فرآورده هاى زندگى! لحظه جدا شدن از دوستان و بستگان و فرزندان! لحظه وداع با دنيا و با هر چه در دنياست!
و بالأخره لحظه انتقال به جهانى تازه که ممکن است آميخته با مشکلات عظيم و پى آمدهاى بسيار دردناکى باشد.
امام(عليه السلام) درخطبه بالا چنان ترسيمى از پايان زندگى و مرگ به صورت لحظه به لحظه فرموده است که هر خواننده اى آن را در مقابل خود مجسّم مى بيند و در جريان شرايط هولناک آن قرار مى گيرد.
امام(عليه السلام) با تعبيراتى تکان دهنده انسان هايى را که از اين لحظه فوق العاده غم انگيز غافلند بيدار مى کند، تا قبل از فرا رسيدن زمانى که راه برگشت و جبران و تدارک نيست، به فکر خود باشند و زاد و توشه لازم را براى اين سفر خوفناک و طولانى فراهم سازند.
اما نبايد فراموش کرد گروهى از اولياء الله و پاکان و نيکان هستند که بر چهره مرگ لبخند مى زنند و تنگاتنگ آن را در آغوش مى گيرند; چرا که معتقدند: مرگ تنها جامه رنگارنگى را از آنها مى گيرد و آنها جانى جاودان به دست مى آورند و به تعبير ديگر: سکرات موت و حوادث هولناک لحظه جان دادن، بستگى به نيّت و عمل انسان دارد که مى تواند آن لحظه را به صورت دردناک ترين لحظات عمر، يا زيباترين لحظات زندگى در آورد.
*
✍ پی نوشت:
6. «التياط» از مادّه «ليط» (بر وزن ليل) به معناى چسبيدن و آميختن به چيزى است.
7. «مخطّ» به معناى شکاف و گودال است و به قبر نيز اطلاق مى کنند; زيرا قبلا خطّى مى کشند، سپس آن را مى شکافند.
8. «زوره» از مادّه «زيارت» و به همان معناست.
✔️ پایان
@Nahjolbalaghe2
#در_محضر_اهل_بیت
🔸 خـداونـد، ناراحـتش مىکنــد!
☀️پیامبر اکرم (ﷺ) :
✓ «هر كه به قصد آزار دادن برادرش، با او برخوردى كند كه او از آن ناراحت شود، خداوند، او را در آن روزى كه ديدارش مىكند، ناراحت مىنمايد».
⁙ «مَن لَقِيَ أخاهُ بِما يَسوؤُهُ لِيَسوءَهُ ، ساءَهُ اللّهُ يَومَ يَلقاهُ».
📚 ثواب الأعمال: ص١٨٢ ح١
@Nahjolbalaghe2