eitaa logo
نهج البلاغه
404 دنبال‌کننده
170 عکس
217 ویدیو
24 فایل
گام دوم انقلاب...سبک درست نگرش به زندگی انسان در بیان امام امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب علیهما السلام. ارتباط با ما @mohsenehabibi ابراهیم لشنی زند
مشاهده در ایتا
دانلود
نهج البلاغه
توضیح بیشتر: انسان منحصراً از قوای ظاهری و باطنی بهره‌مند است و غیر از این دو چیز، شیء سومی نیست.
علت اینکه حضرت از قلب و بصر استفاده کرد این است که احاطه قلب به تمام قوای جوانحی (درونی) است (جوانح در مقابل جوارح). به سر قوی‌ترین عضو در اعضای ظاهری و ارکان ظاهری است که در او هیچ تزاحم و تضادی نیست مثلاً در شنیدنی‌ها تضاد اتفاق می‌افتد. اگر و نفر با هم سخن بگویند شما متوجه نمی‌شوید که چه می‌گویند و یا در حس لامسه محدود است شما ممکن است آن سقفی که بالای سرتان می‌باشد را نتوانید لمس کنید و یا کره مریخ را نتوانید لمس کنید یا در حس چشایی نمی‌توانید برخی چیزها را بچشید. گسترده‌ترین حسی که در ظاهر انسان برای احاطه و برای علم گرفتن، حس بینایی است. در بینایی تزاحم و تضاد نیست. شما می‌توانید یک سیبی در بین خودتان قرار دهید و همگی به آن نگاه کنید. هیچ تزاحمی در این صورت اتفاق نمی‌افتد و هیچ مشکلی پیش نمی‌آید برخلاف حس چشایی یا لامسه یا شنوایی. بنابراین حضرت از دو کلمه قلب و بصر استفاده می‌کنند که جامع تمام نحوه‌های ادراکات ظاهری و باطنی است. زمانی حال بصر این گونه است و توان احاطه ندارد پس حال حس شنوایی و چشایی و لامسه معلوم است که چگونه است. بنابراین حضرت فرمودند: خداوند بزرگ از این است که ظاهر (قوای ظاهری) و باطن (قوای باطنی) بتوانند به ربوبیت او احاطه پیدا کنند. 👇👇👇👇👇👇👇 ┏━━━🍃🌺🍃━━━┓ @nahjolbalaghealiali ┗━━━🍂━ شناختی نو از و راهی برای از
نهج البلاغه
علت اینکه حضرت از قلب و بصر استفاده کرد این است که احاطه قلب به تمام قوای جوانحی (درونی) است (جوانح
در اینجا بحث روی احاطه است، بحث معرفت و شناخت نیست چون معرفت دارای سطوحی است. اینکه فرموده‌اند: «مَنْ عَرَفَ نَفْسَهُ فَقَدْ عَرَفَ...» (بحارالانوار، ج ۲، ص ۳۲، کتاب العلم) همین روایت نشان می‌دهد که معرفت انسان به اندازه نفس او است. این روایت شریف مؤید همین کلام شریف حضرت است. کسی که خودش را شناخت به همین اندازه‌ای که خودش را شناخت پروردگارش را می‌شناسد چون شما مظهر خداوند هستید. بنابراین احاطه ممکن نیست اگرچه نبی اکرم صلی الله علیه و آله باشد. 👇👇👇👇👇👇👇 ┏━━━🍃🌺🍃━━━┓ @nahjolbalaghealiali ┗━━━🍂━ شناختی نو از و راهی برای از
پای درس نهج‌البلاغه، نامه ۳۱ قسمت صد و هشتم موضوع: حسن و قبح ذاتی اوامر و نواهی «...فَإِنَّهُ لَمْ یَأْمُرْکَ إِلَّا بِحَسَنٍ، وَ لَمْ یَنْهَکَ إِلَّا عَنْ قَبِیحٍ...» ...پس بی تردید او جز به نیکویی تو را دستور نداده است و جز از زشتی تو را بازنداشته است... توضیح کوتاه: این عبارت شریف، آن عبارتی است که آقایان اصولی مثل معتزله و امامیه که قائل به عقل هستند از آن در مبحث حُسن و قُبح استفاده می‌کنند. حُسن و قبح ثابت است و خداوند امر به حُسن و نهی از قُبح می‌کند. نه آنگونه ای که اشاعره می‌گویند: خداوند به هر چیزی که امر می‌کند حَسَن و نیکو می‌شود و از هر چیزی که نهی می‌کند قبیح و زشت می‌گردد یعنی قائل به این هستند که قبیح (زشت) و حَسن (نیکو) موجود است و راه کشف آن شرع مقدس است. بدون شرع مصادیق فهمیده نمی‌شود اما اجمالا می‌تواند این را ادراک کند که خداوند دستورش به حَسن (نیکو) تعلق می‌گیرد و نهیش به قبیح (زشت) تعلق می‌گیرد و اگر چیزی را نتواند ثابت کند ممکن نیست شرع بتواند قبح را ثابت کند. در اینجا سؤال پیش می‌آید که فلان کار زشت است، در جواب می‌گوییم: چه کسی گفته است که گوش گرفتن امر شارع نیکو است و چه کسی گفته است که فلان کار نهی شده، زشت است و چه کسی گفته است من باید نهی تو را گوش کنم و اگر گوش نکنم زشت می‌شود!؟ پس حسن و قبح باید با عقل ثابت شود و گرنه اگر حُسن (نیکویی) و قُبح (زشتی) با عقل ثابت نشود با شرع نیز ثابت نمی‌شود. 👇👇👇👇👇👇👇 ┏━━━🍃🌺🍃━━━┓ @nahjolbalaghealiali ┗━━━🍂━ شناختی نو از و راهی برای از
پای درس نهج‌البلاغه، نامه ۳۱ قسمت صد و نهم موضوع: حقیقت دنیا و صفات آن «...یَا بُنَیَّ إِنِّی قَدْ أَنْبَأْتُکَ عَنِ الدُّنْیَا وَ حَالِهَا، وَ زَوَالِهَا وَ انْتِقَالِهَا...» ...ای پسرکم! بی گمان من تو را از دنیا و حال دنیا و نابودی آن و انتقالش خبر می‌دهم... توضیح کوتاه: حضرت اول امر و نهی می کنند و در خلال موضوع شروع می‌کنند امور قبیح و امور حسن را نشان می‌دهند. شارع اگر به تو امر کرده است حضرت آن را کشف و پرده‌برداری می‌کند. چرا خداوند تو را از دنیا نهی کرده است؟ می‌فرماید: من مقام انباء دارم و به تو خبر می‌دهم. انباء از حقایق تکوینی است. حضرت از حقیقت تکوینی دنیا خبر می‌دهند. در ذیل عبارات گذشته گفتیم: منظور از دنیا خورشید و ماه و کوه‌ نیست وگرنه خداوند که نمی‌فرماید: خورشید و ماه را دوست نداشته باش. کسی که خورشید و ماه را دوست دارد در واقع خداوند را دوست دارد. محبت به خلق خدا محبت به خود خدا است. دنیایی که مورد مذمت است یک معنا بیشتر ندارد و آن علقه ی درونی انسان نسبت به آن چیزی است که حس مالکیت به آن دارد، مثلاً شما نسبت به ماشین بنز همسایه هیچگونه محبت و وابستگی‌ای نداری، اگر تصادف هم کند ناراحت نمی‌شوی چون حس مالکیتی نسبت به آن نداری. در مقابل صاحب یک خودروی فرسوده هستی، با این حال شخصی روی بدنه ی آن در شب خسارتی وارد می‌کند صبح که از خواب بلند می‌شوی عصبانی می‌شوی. این تعلق خاطر و این حس مالکیتی که نسبت به این خودرو داری دنیا می‌شود. صرف لذت بردن و نگاه کردن، دنیا محسوب نمی‌شود بلکه گاهی اوقات نگاه کردن و محبت داشتن خود آخرت است و توصیه شده است که نگاه کنید «إِذَا خَرَجْتُمْ حُجَّاجاً إِلَی بَیْتِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فَأَكْثِرُوا النَّظَرَ إِلَی بَیْتِ اللَّهِ...»؛ زمانی که به سمت خانه ی خداوند عز و جل خارج شدید در حالی که حج گذارنده بودید پس زیاد به خانه ی خدا نگاه کنید... (بحارالانوار، ج ۹۶، ص ۵۹، باب الکعبه، ح ۲۱) یا نگاه کردن به سبزه که باعث شادی و نشاط است «...وَ النَّظَرُ إِلَي الْخُضْرَةِ نُشْرَةٌ»؛ و نگاه کردن به سبزه نشاط است (نهج‌البلاغه، حکمت ۴۰۰) بنابراین صرف دوست داشتن و نگاه کردن دنیا محسوب نمی‌شود. 👇👇👇👇👇👇👇 ┏━━━🍃🌺🍃━━━┓ @nahjolbalaghealiali ┗━━━🍂━ شناختی نو از و راهی برای از
توضیح بیشتر: دنیای حلال و دنیای حرام که برخی به آن اشاره می‌کنند تعبیری اشتباه است. دنیا در لغت به معنی پست است. حس مالکیت نسبت به اشیای اطراف یک چیز پستی است چون تو مالک حقیقی نیستی و این تنها خداوند است که مالک حقیقی همه چیز است «وَ لِلَّهِ مُلْکُ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ»؛ و مالکیت آسمان‌ها و زمین تنها از آن خدا است (سوره آل عمران، آیه ۱۸۹). پس دنیا یک حس و یک توهم بیشتر نیست یعنی توهم مالکیت اما اگر کسی گفت: «لَهُ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَ مَا فِی الْأَرْضِ»؛ برای او است آنچه که در آسمان‌ها و آنچه در زمین است (سوره بقره، آیه ۲۵۵) در نتیجه اگر چیزی از دست او رفت به دلیل اینکه قائل است مالک آسمان ها و زمین و هر آنچه که در آن‌ها است خدای تبارک و تعالی است فقدانش برای او آسان می‌شود. امیرالمؤمنین علیه السلام زمانی که از جنگ صفین برمی‌گشتند به قبرستان پشت کوفه که رسیدند شروع کردند به سخن گفتن با اهل قبور و آن‌ها را مورد خطاب قرار دادند «يَا أَهْلَ الدِّيَارِ الْمُوحِشَةِ وَ الْمَحَالِّ الْمُقْفِرَةِ وَ الْقُبُورِ الْمُظْلِمَةِ»؛ ای خاندان سرزمین های وحشت آور و جایگاه های بی علف و بی ساکن. تا به این عبارت شریف رسیدند که «أَمَّا الدُّورُ فَقَدْ سُكِنَتْ وَ أَمَّا الْأَزْوَاجُ فَقَدْ نُكِحَتْ وَ أَمَّا الْأَمْوَالُ فَقَدْ قُسِمَتْ»؛ اما خانه های شما پس قطعاً مورد سکونت (دیگران) واقع شد و اما زنان شما به یقین به عقد (دیگران) در آورده شد و اما اموال شما پس بی گمان تقسیم شد. در ادامه حضرت خطاب به مردگان فرمودند: «هَذَا خَبَرُ مَا عِنْدَنَا فَمَا خَبَرُ مَا عِنْدَكُمْ ثُمَّ الْتَفَتَ إِلَي أَصْحَابِهِ فَقَالَ أَمَا لَوْ أُذِنَ لَهُمْ فِي الْكَلَامِ لَأَخْبَرُوكُمْ أَنَّ خَيْرَ الزَّادِ التَّقْوَي»؛ این خبرِ چیزهایی است که در نزد ما است پس چیست خبرِ چیزهایی که پیش شما است؟ سپس حضرت به سمت اصحابش رو کردند و فرمودند: آگاه باشید اگر به مردگان اجازه در سخن داده می شد حتماً به شما خبر می دادند که «بی گمان بهترین توشه، تقوی است» (نهج‌البلاغه، حکمت ۱۳۰). بهترین توشه تقوا است وگرنه خانه و اموال و زوج محبوب، همه با مردن به دیگری منتقل می‌شوند. دنیا دارای حال و زوال و انتقال است. خانه و اموال و زوج زائل شدنی است اما نه به این معنا که تو از دنیا که رفتی کره ی زمین نابود می‌شود. زمین تا ابد باقی خواهد بود و روز قیامت هم نابود نمی‌شود «یَوْمَ تُبَدَّلُ الْأَرْضُ غَیْرَ الْأَرْضِ...»؛ روزی که زمین به غیر زمین تبدیل می‌شود (سوره ابراهیم، آیه ۴۸) زمین تبدیل می‌شود نابود نمی‌شود. 👇👇👇👇👇👇👇 ┏━━━🍃🌺🍃━━━┓ @nahjolbalaghealiali ┗━━━🍂━ شناختی نو از و راهی برای از
پای درس نهج‌البلاغه، نامه ۳۱ قسمت صد و دهم موضوع: فرق دنیا و آخرت «...وَ أَنْبَأْتُکَ عَنِ الْآخِرَةِ وَ مَا أُعِدَّ لِأَهْلِهَا فِیهَا...» ...و تو را از آخرت و آنچه که در آن برای اهل آخرت فراهم شده است خبر می دهم... توضیح کوتاه: فرق دنیا و آخرت در این است که ما هرچه که در اینجا احساس می‌کنیم قابل زوال و قابل انتقال است برخلاف آخرت. به تعبیر آقایانی که اهل معنا هستند و در کتاب‌های نظری بحث می‌کنند مقامات بهشت مثل اعضا و جوارح انسان هستند و خارج از او نیستند. اینگونه نیست که کسی فکر کند مقامات و طبقات بهشت از اهل بهشت جدا است و خارج از او است. علت اینکه در روایات مؤمن در آنِ واحد می‌تواند در تمام ملکش تصرف کند چون مانند اعضاء درونی او است همانند حال حاضرِ شما که بر خونی که در بدنتان جاری است تسلط و احاطه دارید و یا مانند علمی که دارید و در هر زمانی که بخواهید می‌توانید از آن بهره مند شوید و این علم خارج از وجود شما نیست. بنابراین اگر مقامات بهشت در آخرت از وجود شما خارج باشد دیگر کمال نیست. کمال آنجایی است که جز ذات شما باشد. توجه: لزوماً آخرت به معنای بهشت نیست و آخرت می‌تواند عذاب و آتش باشد. 👇👇👇👇👇👇👇 ┏━━━🍃🌺🍃━━━┓ @nahjolbalaghealiali ┗━━━🍂━ شناختی نو از و راهی هموار برای از
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🚨 دعای علیه السلام حتماً خوانده خوانده شود 🚨 «...وَ لا تُشْمِتْ بى عَدُوّى وَ لا تُمَكِّنْهُ مِنْ عُنُقى وَ لا تُسَلِّطْهُ عَلَىَّ...» ...(خدایا) و به واسطه ی من دشمنم را مکن و او را گردنم مساز و او را بر من مده... ( ، دعای ۴۸)
🔴 السلام علیک یا 🖤 حلول ماه محرم ماه حزن آل الله علیهم السلام بر امام ناظر غائب الله الکبری ولی الله الاعظم الامم علیه السلام و نائب به حق او امام ای حفظه الله تسلیت باد. 👇👇👇👇👇👇 ┏━━🍃🌺🍃━┓ @baradaraneemamali @nahjolbalaghealiali @madrese_velayat @rayatalhedayat @sajjadiyeh ┗━━━🍂━
پای درس نهج‌البلاغه، نامه ۳۱ قسمت صد و یازدهم موضوع: غایت مَثَل های امام «...وَ ضَرَبْتُ لَکَ فِیهِمَا الْأَمْثَالَ لِتَعْتَبِرَ بِهَا وَ تَحْذُوَ عَلَیْهَا...» ...و برای تو در مورد دنیا و آخرت مَثَل‌هایی زدم تا به واسطه ی آن مَثَل‌ها پند بگیری و و بر آن‌ها قدم بگذاری... توضیح کوتاه: کلمه ی «تَعْتَبِرَ» از کلمه ی «عبور» به معنای گذشتن و رد شدن از چیزی است. به صحنه های پند آموز، عبرت می گویند برای اینکه یاد بگیری و تکرار نکنی و از آن عبور کنی و رد شوی. وقتی کسی مسیری را تجربه کرده و به شما می‌گوید این کار را انجام بده و این کار را انجام نده یعنی من تجربه کردم تو این را تجربه نکن و عبور کن و این داستانی را که به تو گفتم از آن درس بگیر و رد شو. داستان‌هایی که انسان را آگاه می‌کنند از آن جهت به آن عبرت می‌گویند تا تو عمری را که دیگران در غیر جای خودش مصرف کردند هدر ندهی. مَثَل ها را به تو گفتم تا بر آن‌ها قدم بگذاری و تا برای تو جای پایی باشند و تو را حرکت دهند و به واسطه ی آن‌ها عبور کنی و رد شوی، نه اینکه بایستی و خودت هم آن را اختبار و امتحان کنی و عمر خودت را تلف کنی. 👇👇👇👇👇👇👇 ┏━━━🍃🌺🍃━━━┓ @nahjolbalaghealiali ┗━━━🍂━ شناختی نو از و راهی هموار برای از