eitaa logo
نهج البلاغه
404 دنبال‌کننده
170 عکس
217 ویدیو
24 فایل
گام دوم انقلاب...سبک درست نگرش به زندگی انسان در بیان امام امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب علیهما السلام. ارتباط با ما @mohsenehabibi ابراهیم لشنی زند
مشاهده در ایتا
دانلود
نکته اول: قرآن می‌فرماید: «هُمْ دَرَجَاتٌ عِندَ اللَّهِ»؛ آن‌ها نزد خدا درجات هستند (سوره آل عمران، آیه ۱۶۳) و نفرمود: «لَهُم درجاتٌ عندالله»؛ برای آن‌ها نزد خدا درجات است بله فرمود: «هُمْ دَرَجَاتٌ»؛ خود آن‌ها درجات هستند. از این عبارت این مطلب استخراج می شود که حالّ و محلّ در بهشت اتحاد دارند و یکی هستند. در قرآن عباراتی هست که دلالت می‌کند که شخص عامل عین عمل خود است مثل آنجایی که حضرت نوح علیه السلام زمانی که پسرش در حال غرق شدن بود پدر به رسم پدر بودن پروردگار خودش را خواند که «...رَبِّ إِنَّ ابْنِی مِنْ أَهْلِی وَ إِنَّ وَعْدَکَ الْحَقُّ وَ أَنتَ أَحْکَمُ الْحَاکِمِینَ»؛ پروردگار من! بی تردید پسر من از اهل من است و همانا وعده ی تو حق است و تو حکم کننده ترین حکم کنندگانی. خداوند در جواب فرمود: «...یَا نُوحُ إِنَّهُ لَیْسَ مِنْ أَهْلِکَ إِنَّهُ عَمَلٌ غَیْرُ صَالِحٍ»؛ ای نوح! بی گمان او از اهل تو نیست همانا او عملی غیر صالح است (سوره هود، آیه ۴۵ و ۴۶). خداوند می‌فرماید: او عمل غیر صالح است و نفرمود: عامل غیر صالح است. از این عبارت ی‌شود فهمید که بین عمل و عامل انفکاک نیست و گرنه جزا اتفاق نمی‌افتاد آن هم «...جَزَاءً بِمَا کَانُوا یَعْمَلُونَ»؛ (سوره سجده، آیه ۱۷) و اصلاً معنا نداشت جزای موافق با اعمال اتفاق بیفتد (سوره نبأ، آیه ۲۶). خود ما هستیم که درجات بهشت و درکات جهنم را العیاذ بالله تشکیل می‌دهیم. اهل بهشت درجات بهشت هستند. محل و جایگاه خودشان هستند. بنابراین بین منزل و نازل فاصله‌ای نیست بلکه بین آن‌ها اتحاد است و بین محلّ و حالّ اتحاد است «هُمْ دَرَجَاتٌ عِندَ اللَّهِ». 👇👇👇👇👇👇👇 ┏━━━🍃🌺🍃━━━┓ @nahjolbalaghealiali ┗━━━🍂━ شناختی نو از و راهی هموار برای از
نکته دوم: محلّه های بهشت طبقات اسماء الله هستند که در آنجا هر کسی جایگاهی دارد. یکی اسم اعظم است مثل وجود مبارک نبی اکرم صلی الله علیه و آله که محله ی زندگی ایشان است، نه به این معنا که خیابانی است پیامبر صلی الله علیه و آله در آنجا زندگی می‌کند، اگر اینگونه باشد پس خیابان ایشان چه فرقی با خیابان ما دارد!؟ مثلاً چند درخت بیشتر دارد آیا این «جَزَاءً بِمَا کَانُوا یَعْمَلُونَ» است!؟ یا مثلاً بگوییم: محله ی ایشان بالا شهر است یا بگوییم: نوک آن کوه است بر اساس درجه ای که دارد و ما هم پایین شهر و پایین کوه بر اساس رتبه ای که داریم. آیا این «جَزَاءً بِمَا کَانُوا یَعْمَلُونَ» است!؟ آیا جزا اینگونه است و درجات به این شکل هستند مثلاً اینکه می‌گویند: مقاماتش بالاتر است یعنی درخت‌هایش بیشتر است!؟ این چه فرقی دارد زمانی که شما یک درخت داشته باشی و تا ابد آن درخت باشد و به همان تک درخت اکتفا کنی و دیگران که مقاماتشان از شما بیشتر است چند درخت داشته باشند. صد درخت با یک درخت چه فرقی می‌کند!؟ بنابراین باید به این قائل شویم که هر کسی درجاتش با خودش است و با او اتحاد دارند و از او جدا نیستند. 👇👇👇👇👇👇👇 ┏━━━🍃🌺🍃━━━┓ @nahjolbalaghealiali ┗━━━🍂━ شناختی نو از و راهی هموار برای از
پای درس نهج‌البلاغه، نامه ۳۱ قسمت صد و سیزدهم موضوع: مثل کسی که به واسطه ی دنیا فریب بخورد «...وَ مَثَلُ مَنِ اغْتَرَّ بِهَا کَمَثَلِ قَوْمٍ کَانُوا بِمَنْزِلٍ خَصِیبٍ، فَنَبَا بِهِمْ إِلَی مَنْزِلٍ جَدِیبٍ، فَلَیْسَ شَیْءٌ أَکْرَهَ إِلَیْهِمْ وَ لَا أَفْظَعَ عِنْدَهُمْ مِنْ مُفَارَقَةِ مَا کَانُوا فِیهِ، إِلَی مَا یَهْجُمُونَ عَلَیْهِ، یَصِیرُونَ إِلَیْهِ...» ...و مَثل کسی که به واسطه ی دنیا فریب بخورد مانند مَثل گروهی است که در جایگاه سر سبزی باشند پس آن جایگاه سر سبز آنان را به سمت جایگاه بی آب و علف می‌کشاند، پس هیچ چیزی نزد آنان ناخوشایندتر و زشت تر از جدا شدن آن جایگاهی که در آن بودند به سمت جایگاهی که ناگهان بر آن هجوم می آورند و به سمت آن دگرگون می شوند نیست... توضیح کوتاه: دنیا مثل سکه ی دورویی است که یک روی آن را حضرت در جملات قبل مطرح فرمود و روی دیگر آن را در این عبارات به ما گوشزد می کنند. یک روی آن برای کسی است که بخواهد از دنیا خبر بگیرد و شناخت پیدا کند اما یک روی دیگر آن برای کسی است که مغرور به دنیا می‌شود و به واسطه ی دنیا فریب می‌خورد. بین غرور و تکبر فرق است. غرور در جایی است که هیچ چیز نیست و به هیچ، دل خوش کنی مثلاً در فلان مسئله هیچگونه علمی نداری و توهّم می کنی که علم داری. به بیان دیگر: حالتی که شخص در مقابل نداشته هایش پیدا می‌کند غرور است، اما تکبر در جایی است که چیزی هست و تو آن را بزرگ ببینی مثلاً ذره ای علم داری ولی آن را بزرگ می بینی. 💔 👇👇👇👇👇👇👇 ┏━━━🍃🌺🍃━━━┓ @nahjolbalaghealiali ┗━━━🍂━ شناختی نو از و راهی هموار برای از
توضیح بیشتر: آنهایی که مغرور به دنیا هستند گویا در یک سرزمین سرسبز هستند که می‌خواهند آنها را به سمت یک سرزمین خشک و بی آب و علف حرکت بدهند، آنان چقدر اذیت می‌شوند!؟ و چه حسی پیدا می‌کنند!؟ شخصی را از یک منزل خوش آب و هوایی بلند کنند و آن را در صحرایی خشک و بی‌آب و علف بیندازند، چه حالتی پیدا می‌کند!؟ کسانی که مغرور به دنیا هستند همین حس را پیدا می‌کنند فکر می‌کنند همین جا منزل است. اهل دنیا خیال می‌کنند که همین جا برایشان سرزمین خوبی است ولی غافل از این که بدترین چیز برایشان همین دنیا است، به همین دلیل است که برخی دم مرگ با خدای متعال به ستیز و دعوا بر می آیند و سر جنگ پیدا می کنند و حاضر نیستند لا اله الا الله بگویند، چون حس می‌کنند به یک جای خشک و بی‌آب و علف و غیرآباد می‌روند در نتیجه در مقابل خداوند تبارک و تعالی می‌مانند. 💔 👇👇👇👇👇👇👇 ┏━━━🍃🌺🍃━━━┓ @nahjolbalaghealiali ┗━━━🍂━ شناختی نو از و راهی هموار برای از
🟢 ضمن عرض سلام و ارادت خدمت دوستان آستان مقدس ⭕️ به عرض می رساند؛ کانال که حاوی معارف عمیق نهج‌البلاغه بر اساس شرح مبسوط نامه های آن کتاب شریف بود متأسفانه حذف شده است لکن تمام های گرانسنگ آن، به کانالی دیگر با نام به آدرس ذیل منتقل شده است. 🌷مراجعه فرمائید... @madrese_velayat
چند نکته: نکته اول: کلمه ی «یَهْجُمُونَ علیه» از ماده هجوم به معنای حمله ناگهانی است یعنی ناگهانی به آخرت حمله ور می‌شوند. مرگ یک دفعه و ناگهانی می‌آید و خبر نمی‌کند و این‌ها به همان چیز که مرگ و گرفتاری‌های بعد از مرگ و مملکت غیر معلوم و ناشناس است هجوم می‌آورند. در نتیجه آنها را وحشت می‌گیرد. فشار قبر یعنی همین، نه اینکه داخل قبر به او فشار بیاورد، بلکه گرفتاری‌ها و اهوال و ترس های بعد از عالم دنیا و در حال انتقال از دنیا را فشار قبر می گویند. 💔 👇👇👇👇👇👇👇 ┏━━━🍃🌺🍃━━━┓ @nahjolbalaghealiali ┗━━━🍂━ شناختی نو از و راهی هموار برای از
نکته دوم: عبارت «یَصِیرُونَ إِلَیْهِ» عبارت بسیار مهم و قابل تأملی است. در قرآن بسیار از این صیرورت و مشتقات آن استفاده شده است، مانند آیه ی «...وَ إِلَی اللَّهِ الْمَصِیرُ» (سوره نور، آیه ۴۲) و سوره حج، آیه ۴۸ و سوره شوری، آیه ۵۳ و آیات فراوان دیگر. ما برای اینکه به آخرت برسیم باید صیرورت در ما اتفاق بیفتد، چون اگر می خواهد بین ما و بین آخرت از این وضعیتی که داریم سنخیت اتفاق بیفتد باید صیرورت و دگرگونی برایمان حاصل شود همان گونه نطفه‌ای که از صلب پدر خارج می‌شود برای اینکه بتواند در عالم دنیا زندگی کند مدتی در رحم مادر صیرورت و دگرگونی روی آن انجام می‌شود و از حالتی به حالت دیگر تبدیل می‌شود و از نطفه به علقه و از علقه به مضغه و بعد استخوان و گوشت و پوست و روح دمیده می شود (سوره مومنون، آیه ۱۴ و سوره حج آیه ۵) در نتیجه برای زندگی در دنیا آماده می‌شود. به این حالت صیرورت می گویند. حالا ما در دنیا هستیم و سنخیتی با عالم آخرت نداریم بنابراین باید صیرورت اتفاق بیفتد. 💔 👇👇👇👇👇👇👇 ┏━━━🍃🌺🍃━━━┓ @nahjolbalaghealiali ┗━━━🍂━ شناختی نو از و راهی هموار برای از
نکته سوم: اهل جهنم و شقاوت متناسب با جایگاهی که دارند صیرورت برایشان اتفاق می‌افتد و اهل بهشت و سعادت متناسب با محله‌ای که در آن زندگی می‌کنند صیرورت برایشان اتفاق می‌افتد. فرعون زمانی در آن شرایط قرار گرفت صیرورت شروع شد. قبل از اینکه انسان از دنیا منتقل شود پرده‌ها آرام آرام کنار می‌روند. علت اینکه زبان از کار می‌افتد همین است. زبان از کار می‌افتد ولی چشم کار می‌کند و او می‌بیند آن چیزی را که شما نمی‌بینید اما قدرت سخن گفتن در او نیست. صیرورت فرعون شروع شد بعد التماس‌هایش به خدا هم شروع شد بعد در حالی که در حال غرق شدن بود به خداوند متعال عرض کرد: «آمَنتُ أَنَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا الَّذِی آمَنَتْ بِهِ بَنُو إِسْرَائِیلَ وَ أَنَا مِنَ الْمُسْلِمِینَ»؛ ایمان آوردم به اینکه معبودی نیست جز آن خدایی که بنی اسرائیل به آن ایمان آوردند و من از مسلمانان هستم (سوره یونس، آیه ۹۰) و بعد در مرحله ی کامل تر وقتی وارد عالم برزخ شد به خداوند عرض کرد: «...رَبِّ ارْجِعُونِ، لَعَلِّی أَعْمَلُ صَالِحًا فِیمَا تَرَکْتُ...» (سوره مومنون، آیه ۹۹ و ۱۰۰). در آن هنگام صیرورت، می‌بیند که باطنش ظلمت و تاریکی و آتش است اما در مورد اهل بهشت خلاف آن روایت داریم. 💔 👇👇👇👇👇👇👇 ┏━━━🍃🌺🍃━━━┓ @nahjolbalaghealiali ┗━━━🍂━ شناختی نو از و راهی هموار برای از