eitaa logo
آن‌روزی‌که‌دیگر‌نیستم.
770 دنبال‌کننده
77 عکس
16 ویدیو
0 فایل
' 𓅫 ثبت‌می‌شود، برایِ روزهایی‌ که دیگر نیستم. * غزالی‌غزل‌خوان/مبارزی‌متعهد/سَروی‌سبز. کپی نکن عزیزم که خلق را تقلیدشان بر باد داد. برام اخترک بفرست: https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_j8ded8&btn=naji
مشاهده در ایتا
دانلود
در آستانه‌ی فروپاشی از ریشه و بنیان هستم. پس لطفاً به نیازمندی‌هام رسیدگی بشه.
خودمونیم دخترا، حقیقتاً باید اعتراف کنم که بهترین اتفاقِ زندگیم دلمه بود. اصلاً بو و طعم این غذا روح از تنم خارج میکنه. دلم تو چی‌ هستی؟ کی هستی؟ دلمه الهی کوبیده‌ها فدات بشن.
عجب شبی بود یحیی، عجب شبی بود.
آن‌روزی‌که‌دیگر‌نیستم.
از چای‌خانه‌‌ات چایِ عراقی می‌گیرم، آن‌هم مخصوص و سفارشی. گوشه‌ی صحن‌ات روضه‌ی گودال می‌شنوم. زیارتِ عاشورا می‌خوانم و به‌ این فکر می‌کنم که تا محرم فقط چهل شب باقی‌ مانده‌ست. جمعیتی از زائرانت برایِ وداع آمده‌اند، مداح‌ میان‌شان می‌گوید که اگر تا الان کربلایتان را نگرفتید، همین امشب هرطور هست امضایِ آقا را برای جواز کربلایتان بگیرید. واردِ گوهرشاد می‌شوم، گنبد را تار می‌بینم و ناخواسته زیر لب می‌گویم:« السَّلام‌ُ علیكَ یا اَباعبْدالله الحسین». آه، عجب اشتباهی. می‌خواستم رویِ فرش‌های قرمز رنگ بنشیم و بعد درد این دل دلتنگم را با تو بگویم. می‌خواستم برایت مقدمه چینی کنم و کلمه کلمه جلو بروم تا به فراق برسم. می‌بینی آقایِ امام رضا؟ همین چیزهایت را دوست دارم. با تو باید راحت بود. نباید کلمات را به زیر بار استعاره و ایهام کشاند. در همان سلامِ اول دلتنگی‌ام را شنیدی. ناخواسته از طرف من، و شاید خواسته از طرفِ تو. هرچه بود، امشب حرمت را برایم کربلا کردی. ۱۴۰۵/۲/۱۶ دو بامداد.
هدایت شده از [خطای ۴۰۴ ]
باز من و فاطمه خواستیم پامونو از مشهد بزاریم بیرون،جنگ شد🗣
می‌دانستم آن "موزیک" زهر است، نمکِ روی زخم است، تشدید کننده‌ی درد است و پلی کردمش.
سلام بهتون از طرفِ کسی که بچه‌اش گم شده.