eitaa logo
نماز امام زمان (عج) و نماز قضا
212 دنبال‌کننده
2.7هزار عکس
1.5هزار ویدیو
51 فایل
💚۳۱۳ نماز امام زمان (عج)💚 در این گروه هر هفته روزهای🔸 جمعه 🔸 خوانده می‌شود 📿 و همچنین هر روز یک نماز قضا بجا می آوریم به نیت فرج @khodayarir
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
🦋🕸🕷🦋🕸🕷🦋🕸🕷 دو ماه از زمانی که فرمول ایدز را به اسحاق انور دادم می‌گذرد اما انور یاانگاری یادش نیست,یا مخصوصاً به روی خودش نمیاره یا اینکه واقعا کارش زیاده که کلا فراموش کرده, اما هرچه هست برخوردش بامن خوبه وکلا برخوردش بامن نسبت به بقیه ی دانشجوها عالیه, چرا؟ نمی دونم والااا امروز با اسحاق انور کلاس داریم. من:علی, امروز برای اون فرموله به انور بگم؟ یادآوری کنم؟ علی:نه عزیزم, تو خودت را سخت مشغول درس بگیر شاید میخواد ازت مطمئن بشه که کاسه ای زیر نیم کاسه ات نباشه, بزار به موقع خودش اشاره می‌کند, راستی سلما اون گردن بنده را یادت نره... علی یه گردنبد برام گرفته بود البته گردن بدنش مخصوص بود چون داخلش یک میکروفن و یه دوربین بسیار ریز تعبیه شده بود, برای مواقعی که با انور کلاس داشتیم گردنم می نداختم تا هم صداش ضبط بشه و هم اگر زمانی مورد خاصی بود با فشار دادن زایده ی بسیار ریزی کنار مدال گردن بند, عکس بگیرم. همین جور که داشتم قفل گردنبد را می بستم ,گوشی موبایلم زنگ خورد... علی:سلما ,ببین کیه.. شماره ای که افتاده بود ناشناس بود با احتیاط دکمه را فشار دادم:الو بفرمایید ......:الو خانم الکمال من:بله بفرمایید,شما؟ .....:دانشجوی مستعد من ,نشناختی؟؟استاد انور هستم. همین الان خودت را برسان جلوی دانشگاه ,کار فوری دارم, فقط به همسرت بگو شاید شب نتونی بیای, بگو داخل بیمارستان کار داری, یه بهانه بیار, به کسی نگی پیش من میای....زود خودت را برسون. علی متعجبانه نگاهم کرد وگفت:کی بود سلما؟! من:انگار موی سر تاسش را آتیش زدند, انور بود, می‌گه زود بیا جلو دانشگاه کارت دارم, میگه شاید شب نتونی بری خونه و کسی نباید بفهمه با اون هستم،علی, چکار کنم برم؟ علی متفکرانه گفت:اگه نری, مطمئنا کلکت را میکنه چون انور خیلی عقده ای و کینه ای هست ,با توکل بخدا برو, گردنبند را ببند میکروفن هم هست که من صداتون را دارم, به بچه ها(مجاهدان فلسطینی و افراد ابوصالح) می سپرم که سایه به سایه باهات بیان .... ادامه دارد.... ╭┄┅═✼🍃🌸🍃✼═┅┄╮ @namaz_emam_zaman ╰┄┅═✼🍃🌸🍃✼═┅┄╯
🦋🕸🕷🦋🕸🕷🦋🕸🕷 من و علی,سریع لباس پوشیدیم و قرارشد علی,با ماشین خودمون که تازه خریده بودیم (البته هزینه خریدش را از استنداپ های علی بود) من را برساند جلوی دانشگاه, مثل همیشه و خودش برگردد , همین طور که داخل بودم علی دستم را تو دستش گرفت وگفت: ببین سلما جان، توکل کن به خدا, میکروفن را روشن کن و اطمینان داشته باش که من و مبارزین تمام حرفاتون را می‌شنویم وما کاملا پوششت می دیم وخدا هم از اون بالا هوات را داره ویه چاقو خیلی کوچک ضامن دار هم گذاشت کف دستم و گفت:بزار تو جیبت ودر دسترست باشه و یه بوسه به دستم زد و ادامه داد:بگو یاعلی و برو جلو....بگو یاعلی وسعی کن اعتماد اسحاق انور را به دست بیاری، خیالت راحت اونجور که ما تحقیق کردیم اسحاق انور اهل علم وتحقیق وحیله ونیرنگ هست اما از زن ودختر وعیش با جنس مخالف بیزاره.....وگرنه اگر خلاف این بود محال بود من حاضر بشم همسرم را پیشش بفرستم. یه یاعلی بگو و برو جلو ما باید سر از کار این اسحاق انور در بیاریم ,خیلی جنایت ها ,یهود صهیون مرتکب شده و میشه وشک نکن این انور از همه شان اطلاع دارد حتی طرح خیلیاشون هم خودش داده, سعی کن اعتماد کاملش رابدست بیاری ,ماهم کمکت می کنیم. جلوی دانشگاه با گفتن یه بسم الله ویه یاعلی ,پیاده شدم. همه جا رانگاه کردم ,خبری از اسحاق انور نبود,احتمال دادم تو اتاقش داخل دانشگاه باشه ,می خواستم برم طرف دانشگاه که گوشیم زنگ خورد,درسته خودش بود. من:الو, سلام استاد ,من الان جلوی دانشگاه هستم ,شما را نمی‌بینیم. انور:خوب نبایدم ببینی, ببین خانم الکمال یه صدمتر بیا بالاتر, یک در چوبی و بزرگ قهوه ای رنگ می‌بینی ,اینجا خونه ی منه, دربازه بیا داخل.... ترس تمام وجودم را گرفته بود,یعنی چکار داره؟ تو خونه اش چرا؟؟ داخل میکروفن گفتم:علی دارم میرم, تورا خدا حواست بهم باشه.. خونه کاملا مشخص بود و معلومم بود کلی بزرگه ,همون طور که انور گفته بود درش بازبود, وارد خونه شدم.. یه راهرو که به هال بزرگی ختم میشد, داخل هال مبلمان قشنگی چیده شده بود و حتی جای جای هال درختچه ها و گلهای طبیعی جاگذاری شده بود,یعنی به محض وارد شدن به خونه اون احساس ترس جاش را به احساس مطبوعی داد, انگار وارد یک باغ باصفا شده بودم, باخودم فکر می‌کردم عجب دم و دستگاه باصفایی برا خودش راه انداخته,آخه این پیرمرد تاس و مجرد این‌همه جا میخواد برای چی؟ همین طور که اطرافم را بررسی می‌کردم,اسحاق انور را دیدم که بالباس رسمی از داخل یکی از اتاقها اومد بیرون.. من:سلام استاد... انور:سلام بر خانم الکمال, دانشجوی زیبا و مستعد,یهودی دو آتیشه و متعصب, خوش آمدی همین اول راه باید بهت بگم که تو اولین خانمی هستی که پا گذاشتی داخل خونه ی من یعنی اسحاق انور,این کم سعادتی نیست و برای هر کسی امکان نداره اتفاق بیافته. ازذحرفاش احساس بدی بهم دست داد ,دست و پام شروع به لرزیدن کرد, استاد انگار متوجه دست پاچگیم شد گفت: ببین باید یه چیزی را بهت نشان بدم که هیچ کس نه ازش خبر داره نه دیدتش وذبعدش باید دوتایی یک کار بزرگ انجام بدیم ,یه کار که اگه موفق بشیم دنیا باذهمه ی خوبی هاش مال ماست ,مال من وتو ,مال هرچی یهودی صهیون هست, حالا بگیر بشین ,قبل از رفتن تو اون اتاق باید یه موضوعی را بهت بگم و اشاره کردذبه مبل تا بنشینم و خودشم نشست روبه روم... ادامه دارد.... ╭┄┅═✼🍃🌸🍃✼═┅┄╮ @namaz_emam_zaman ╰┄┅═✼🍃🌸🍃✼═┅┄╯
💠پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله 🔸«در بهشت غرفه هایی است که داخل آن از بیرون و بیرون آن از درون نمایان است و در آن افرادی از امّت من اسکان می یابند که سخن شایسته بر زبان می آورند و به اطعامِ طعام می پردازند و سلام را در میان مردم گسترش می دهند و همیشه روزه دارند و شب هنگام که همگان در خوابند، به نماز بر می خیزند.» 📚 نورالثقلین، ج 3 ص 263
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
بنام خداوند وجد و سرور پدید آور عشق و احساس و شور بنام خداوند نیکوسرشت که او درجهان بذر نیکی بکشت باتوکل به اسم اعظمت شروع میکنیم روزمان را.             الهی به امید تو سلام صبحتون بخیر ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌  🍃🌺
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
📖 السَّلاَمُ عَلَى الْحَقِّ الْجَدِيدِ... 🌿سلام بر آن حقیقتی که با ظهورش هرچه باطل است رنگ خواهد باخت و زمین و زمان را حیاتی نو خواهد بخشید. 📚 مفاتیح الجنان، زیارت امام زمان سلام الله علیه به نقل از سید بن طاووس.
رفقا سلام ✋🏻 شروع کردین به خوندن نماز قضاهات 🤔 فرصت ها زودگذرند 🥺 اگر برنامه ای نداشته باشی یکدفعه میبینی که چقدر زود دیر شد و زندگی تموم شد و تو هم دستت خالیه با کوله بار قضا😓 🌤️🌨️🌤️🌨️🌤️ در طرح خواندن نماز قضا همراه ما باش و قدم به قدم پیش برو ☺️ 🗓️ قراره امروز 🍃 یا 🍃 رو بخونیم. 📝 یه جا برای خودت یادداشت کن 😊