eitaa logo
شیشۀ نامه‌هام.
30 دنبال‌کننده
54 عکس
8 ویدیو
0 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از [نویسندۀ نقلی]
چه بد کردم؟ چه شد؟ از من چه دیدی؟ که ناگه دامن از من درکشیدی چه افتادت که از من برشکستی؟ چرا یک‌بارگی از من رمیدی؟ به هر تردامنی رخ می‌نمایی چرا از دیده من ناپدیدی؟ - وای چقدر این شعر رو درک می‌کنم.. اتفاقا دیشب داشتم فکر می‌کردم که چرا یهو یسری آدما دیگه دوستمون ندارن؟ بی دلیل* (اون‌هایی که یمدتی خیلی دوستت دارن) خیلی قشنگ بود، یادم باشه بنویسمش:)
هدایت شده از [نویسندۀ نقلی]
مرور میکنم او را مات و مبهوت ... دوباره خط به خط اورا دقیق میخوانم :) نوشته ها مفهوم دیگری دارند ؛ چه رفته است بر این واژه ها نمیدانم . محمد علی بهمنی 🌱 من ارگ ببم خشت به خشتم متلاشی تو نصف جهان هر وجبت ترمه و کاشی ... حامد عسکری🌷 شانه ات را دیر آوردی سرم را باد برد خشت ،خشت ، آجر، آجر پیکرم را باد برد من بلوطی پیر بودم پای یک کوه بلند نیمم آتش سوخت نیم دیگرم را باد برد از غزل هایم فقط خاکستری مانده به جا بیت های روشن و شعله ورم را باد برد با همین نیمه ، همین معمولی ساده بساز دیر کردی نیمه عاشق ترم را باد برد:)) ✨️✨️ امشب صدای تیشه از بیستون نیامد شاید به خواب شیرین ، فرهاد رفته باشد 💗💗 - وای چقدر شعر های نازی، این‌شکلی شدم: ✨✨✨✨✨✨✨✨ اولییی چقدر خوشگلل بود وای😭😭 سومی معمولی بود (از نظر من)😂 دومی رو هم دوست داشتم و چهارمی که کلا از قبلا خیلی خیلی دوستش دارمم* اوه! آخری هم قشنگ بود:)🥲
هدایت شده از [نویسندۀ نقلی]
https://eitaa.com/nevisande_noghli/10342 یادتههه گفتی این بیتو خیلی دوس داریی؟ از همون روز این بیت تو ذهنم موند و واقعا دوسش دارمم:)) - وای خانومم، خیلی احساس خوبی بهم دادیی:)) پس شعرهای مورد علاقمون یکیهه😭💓
هدایت شده از [نویسندۀ نقلی]
یه توپ دارم قلقلیه سرخ و سفید و ابیه میزنم زمین هوا میره نمیدونی تا کجا میرهه😂 - وای😂😂 مورد علاقه‌ی هممون(بچگی) :
هدایت شده از [نویسندۀ نقلی]
https://eitaa.com/nevisande_noghli/10803 همه نوع سوالی بپررس - میخواید جرئت حقیقت؟ یا ینفر سوال بپرسه بذارم همه جواب بدن
هدایت شده از [نویسندۀ نقلی]
راستیی این‌روزا توی طاقچه کتاب نمی‌خونید؟
هدایت شده از [نویسندۀ نقلی]
سلاااااممم . شعر مورد علاقه‌م ؟ زیاده ولی فکر کنم : گفتمش جانی بمان . بی تو سرآید جان من . جان من را بی‌صدا . با خنده‌اش دزدید و رفت . یا مثلا : دانی که چرا سرّ نهان با تو نگویم ؟ طوطی صفتی طاقت اسرار نداری . خیلی زیادنا ولی الان اینا رو یادمه - سلامممم، خوبی؟ وای اولی خیلی ناز بود((: با خنده‌اش دزدید و رفت...((((: دومی هم جالب بود=)😂
هدایت شده از [نویسندۀ نقلی]
چاره جز آنکه به آغوش تو بگریزم نیست. ‌این بیت نیست اما قشنگه به مسلخ میبرد هر شب؛ مرا رویای آغوشت ..! ‌‌اینم همینطور خنده های تو مرا باز از این فاصله ، کُشت . ‌. راستش اینا رو وقتی با دوستم قهر کرده بودم مدام زیر لبم تکرار میکردم تقریبا یه ماه قهر بودم یه شعر دیگه هم هست از حامد عسگری برای عینکی ها (عینکی هم هست): تو آن ماهی که معمولا رخت را قاب میگیرند البته اینجا و تو این شعر مقصود شاعر هستش یعنی شاعره که عینکیه ولی توی مسرع اول مشخص نمیشه بای مسرع بعدی ام - همه‌ش رو خوندم و بدون حرف اضافه همه رو هم دوست داشتم.. اوهه، عجب دوستی:) خیلی درک می‌کنم این قضیه رو که آدم مدام یه شعر زیر لبش باشه!
هدایت شده از [نویسندۀ نقلی]
به دل آنچه داشتم من به زبان اشک گفتم چه زبان آتشینی ست زبان بی زبانی این شعرم خیلی دوست دارم واقعا قشنگه و همچنین غمگین - دقیقا، چقدر قشنگ و غمگین. یاد خودم افتادم و فکر کردم اونایی که منو نمی‌بینن احتمالا هیچ‌وقت ناراحت شدنم رو هم نمی‌فهمن..
هدایت شده از [نویسندۀ نقلی]
گریه کن این اشک‌ها گلبرگ‌های قلب‌اند... این یکی هم که درمورد اشکه اینم خیلی قشنگه اون لطافت شاعر رو دوست دارم - چه تشبیه زیبایی:) کلا فکر می‌کنم با اشک و گریه ارتباط میگیری توی شعرها بذار ببینم چیزی دارم بفرستم واست*
هدایت شده از [نویسندۀ نقلی]
نشسته پشت دو پلکم هزار اقیانوس رها کنید مرا تا وسیع گریه کنم (احسان پرسا)
هدایت شده از [نویسندۀ نقلی]
قشنگ بود نه؟(؛