eitaa logo
شیشۀ نامه‌هام.
30 دنبال‌کننده
54 عکس
8 ویدیو
0 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از [نویسندۀ نقلی]
https://eitaa.com/nevisande_noghli/10803 همه نوع سوالی بپررس - میخواید جرئت حقیقت؟ یا ینفر سوال بپرسه بذارم همه جواب بدن
هدایت شده از [نویسندۀ نقلی]
راستیی این‌روزا توی طاقچه کتاب نمی‌خونید؟
هدایت شده از [نویسندۀ نقلی]
سلاااااممم . شعر مورد علاقه‌م ؟ زیاده ولی فکر کنم : گفتمش جانی بمان . بی تو سرآید جان من . جان من را بی‌صدا . با خنده‌اش دزدید و رفت . یا مثلا : دانی که چرا سرّ نهان با تو نگویم ؟ طوطی صفتی طاقت اسرار نداری . خیلی زیادنا ولی الان اینا رو یادمه - سلامممم، خوبی؟ وای اولی خیلی ناز بود((: با خنده‌اش دزدید و رفت...((((: دومی هم جالب بود=)😂
هدایت شده از [نویسندۀ نقلی]
چاره جز آنکه به آغوش تو بگریزم نیست. ‌این بیت نیست اما قشنگه به مسلخ میبرد هر شب؛ مرا رویای آغوشت ..! ‌‌اینم همینطور خنده های تو مرا باز از این فاصله ، کُشت . ‌. راستش اینا رو وقتی با دوستم قهر کرده بودم مدام زیر لبم تکرار میکردم تقریبا یه ماه قهر بودم یه شعر دیگه هم هست از حامد عسگری برای عینکی ها (عینکی هم هست): تو آن ماهی که معمولا رخت را قاب میگیرند البته اینجا و تو این شعر مقصود شاعر هستش یعنی شاعره که عینکیه ولی توی مسرع اول مشخص نمیشه بای مسرع بعدی ام - همه‌ش رو خوندم و بدون حرف اضافه همه رو هم دوست داشتم.. اوهه، عجب دوستی:) خیلی درک می‌کنم این قضیه رو که آدم مدام یه شعر زیر لبش باشه!
هدایت شده از [نویسندۀ نقلی]
به دل آنچه داشتم من به زبان اشک گفتم چه زبان آتشینی ست زبان بی زبانی این شعرم خیلی دوست دارم واقعا قشنگه و همچنین غمگین - دقیقا، چقدر قشنگ و غمگین. یاد خودم افتادم و فکر کردم اونایی که منو نمی‌بینن احتمالا هیچ‌وقت ناراحت شدنم رو هم نمی‌فهمن..
هدایت شده از [نویسندۀ نقلی]
گریه کن این اشک‌ها گلبرگ‌های قلب‌اند... این یکی هم که درمورد اشکه اینم خیلی قشنگه اون لطافت شاعر رو دوست دارم - چه تشبیه زیبایی:) کلا فکر می‌کنم با اشک و گریه ارتباط میگیری توی شعرها بذار ببینم چیزی دارم بفرستم واست*
هدایت شده از [نویسندۀ نقلی]
نشسته پشت دو پلکم هزار اقیانوس رها کنید مرا تا وسیع گریه کنم (احسان پرسا)
هدایت شده از [نویسندۀ نقلی]
قشنگ بود نه؟(؛
هدایت شده از [نویسندۀ نقلی]
https://eitaa.com/nevisande_noghli/10804 واییییییییییی مرسی رقیه جان😭💘 اون ویدیویی هم که فرستادی میشه ذخیره اش کنم ؟ خیلی قشنگ بود این هدیه تو به من باشه؟؟؟ اصلا خیلی توصیف خالمه حرفای شازده کوچولو اصلا خیلی مضمون دعاهای روز تولدمه که امروز با خدا داشتم واقعا امیدوار سال جدید خوب باشه خوب پیش بره و خوب بمونه راستیتش تولدم امسال شکل تولد نداشت وای سعی کردم حال و هواش رو نگه دارم پفیلا درست کردم واسه خودم لاک زدم حمام رفتم حالم گرفتس ولی این کارا رو کردم:)))) من هم نیم که گفتم پسر عمه ام تصادف کرد و اینا خداروشکر حالش استیل شده ولی خب خیلیییییی مراقبت میخاد و هنوزم ییمارستانه بهمون خبر دادن یکی از اقوام نزدیک فوت شد خیلی یهویی تو سم کم طوری که دیروز به مامانم گفتم تولد منه بدبخت فردایی گفت ععع یادش رفته بود🥲 بدو بدو از زمان شروع جنگ به این ور زیاد داشتم ولی میخوام بگیرمش به فال نیک یعنی بعد از هررر سختی آسانی هست انشاالله - آرهه دیگه چون عاشق شازده کوچولو ام واسه تولدت واست فرستادمم. آره بابا راحت باش. واییی ایول جدی که اینکارارو کردیی خب؟ ایولل😭😭✨✨✨ امیدوارم زودتر خوب بشن:)نگران نباش.. ای وای.. خدا رحمتشون کنه(: ای بابا می‌فهمم خیلیی حس بدیه ولی غصه نخور خب.. این به این معنی نیست که مهم نیستی(واقعا) بله بله انشاالله🤍
هدایت شده از [نویسندۀ نقلی]
تو این دنیا از همه دلخورم شاید میگم اگه تو دنیای انسان ها نبودم شاد تر بودم زندگی بهتری می داشتم من هر روز همه ی این آدمارو میبینم و هر روز این دلخوری ها بیدار میشه بحث بخشش نیست بحث رفتار آدماست که هیچ وقت از ذهن پاک نمیشه دلم میخواد از این شهر برم یعنی میشه یروزی؟ - درکت می‌کنم ولی شاید این یچیزی باشه که تا ابد ازش اذیت بشی مگر اینکه بخوای به خدا نزدیک بشی (این راه نجاته)، اونموقع از مردمم اذیت نمیشی خیلی..
هدایت شده از [نویسندۀ نقلی]
بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم  همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم شدم آن عاشق دیوانه که بودم در نهانخانه جانم گل یاد تو درخشید باغ صد خاطره خندید عطر صد خاطره پیچید یادم اید که شبی با هم از آن کوچه گذشتیم پر گشودیم و در آن خلوت دلخواسته گشتیم ساعتی بر لب آن جوی نشستیم تو همه راز جهان ریخته در چشم سیاهت من همه محو تماشای نگاهت شب و صحرا و گل و سنگ همه دلداده به آواز شباهنگ یادم آید تو به من گفتی : از این عشق حذز کن! لحظه ای چند بر این آب نظر کن آب آیینه عشق گذران است تو که امروز نگاهت به نگاهی نگران است باش فردا که دلت باد گران است! تا فراموش کنی چندی از این شهر سفر کن با تو گفتم حذر از عشق ندانم سفر از پیش تو هرگز نتوانم نتوانم روز اول که دل من به تمنای تو پر زد چون کبوتر لب بام تو نشستم تو به من سنگ زدی من نه رمیدم نه گسستم باز گفتم که تو صیادی و من آهوی دشتم تا به دام تو درافتم همه جا گشتم و گشتم حذر از عشق؟ ندانم نتوانم اشکی از شاخه فرو ریخت مرغ شب ناله تلخی زد و بگریخت.... اشک در چشم تو لرزید ماه بر عشق تو خندید یادم آید که دگر از تو جوابی نشنیدم پای در دامن اندوه کشیم نگسستم نرمیدم رفت در ظلمت غم آن شب و شبهای دگر هم نگرفتی دگر از عاشق آزرده خبر هم نکنی دیگر از آن کوچه گذر هم.... بی تو اما    به چه حالی من از آن کوچه  - وای آدم، این زیادی زیبا بود جدی.. زیادی.. قطعا می‌‌نویسمش و خب فقط اون تیکه که: من همه محو تماشای نگاهت... سلیقه‌ت رو توی شعر دوست داشتم*
هدایت شده از [نویسندۀ نقلی]
پر از اندوه جوانه هایی می زند که شکوفه هایش از شادی است‌. من میان تمام آدمها تنها مانده ام زیاد درکنار آدمها ماندن برایم ناخوشایند است چرا که درنقشی که در آن بازی می‌کنم زیادی خسته کننده می شود در گوشه ی اتاق تاریکی نشسته ام و می دانم کسی نمی تواند من را پیدا کند و می دانم آن طور که من از خود خسته ام از من خسته می شوند اینجا خیلی سرده اما جالب اینجاست که قلب من می سوزه از سرم دود بلند میشه شاید یروز یجا تو آسمون آزاد بشم و سرزمین انسانهارو ترک کنم.و اگه می شد خودمم جا میزاشتم (: - جمله‌ی اول حس امید بهم میده:)) ولی یچیزی بهت بگم؟ نقش بازی نکن و قطعا یه آدمی پیدا میشه که واسش خسته کننده نباشی و اگر هم پیدا نشد، باز هم نقش بازی نکن! سعی کن آدم خوبی بشی ولی نقش بازی کردن.. نه