eitaa logo
شیشۀ نامه‌هام.
30 دنبال‌کننده
54 عکس
8 ویدیو
0 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از [نویسندۀ نقلی]
پر از اندوه جوانه هایی می زند که شکوفه هایش از شادی است‌. من میان تمام آدمها تنها مانده ام زیاد درکنار آدمها ماندن برایم ناخوشایند است چرا که درنقشی که در آن بازی می‌کنم زیادی خسته کننده می شود در گوشه ی اتاق تاریکی نشسته ام و می دانم کسی نمی تواند من را پیدا کند و می دانم آن طور که من از خود خسته ام از من خسته می شوند اینجا خیلی سرده اما جالب اینجاست که قلب من می سوزه از سرم دود بلند میشه شاید یروز یجا تو آسمون آزاد بشم و سرزمین انسانهارو ترک کنم.و اگه می شد خودمم جا میزاشتم (: - جمله‌ی اول حس امید بهم میده:)) ولی یچیزی بهت بگم؟ نقش بازی نکن و قطعا یه آدمی پیدا میشه که واسش خسته کننده نباشی و اگر هم پیدا نشد، باز هم نقش بازی نکن! سعی کن آدم خوبی بشی ولی نقش بازی کردن.. نه
هدایت شده از [نویسندۀ نقلی]
لباس عید خریدی ؟یا اصلا حتما لباس نه یه چیزِ نو واسه عید خریدی؟ رقیه راستی خواهر و برادر داری؟رابطت باهاشون چطوره؟ الان پیس خودت میگی چقدر فوضولِ بگی ناراحت نمیشم حق داری یهو این دوتا سوال به ذهنم رسید نمیدونم - نه بابا اوکیم😂 نه لباس عید نخریدم😂 نه کلا چیزی واسه عید نخریدم خواهر و برادر هم آره، دارم رابطمم نرماله باهاشون خداروشکر تو چی؟
هدایت شده از [نویسندۀ نقلی]
علاوه بر اون شعر آخر به چه گویم هست از خود خبرم چون نیست وز بهر چه گویم نیست با وی نظرم چون هست این هم قشنگه 👇🏻 من نگویم که مرا از قفس ازاد کنید قفسم برده به باغی و دلم شاد کنید یا اینکه نترسم که با دیگری خو کنی تو با ما چه کردی که با او کنی - واییی این یکی قشنگ‌تر بود خصوصا مصرع آخرش😭😭😭
هدایت شده از [نویسندۀ نقلی]
https://eitaa.com/nevisande_noghli/10818 مرسی 💘 آره این کارا رو کردم خیلی ممنونم 🙏🏻 مچکرر - قربان شمااا
هدایت شده از [نویسندۀ نقلی]
ای ابر اگر از خانه ی آن یار گذشتی / با گریه بزن بوسه به جای همه ی ما . پدرم گفت سر سفره دعایی بکنید / ناگهان داد زدم دلبر ما را برسان - خیلی خوشم اومد🤝
هدایت شده از [نویسندۀ نقلی]
یه سوال بپرسم همه جواب بدن؟ کجا شرمنده خودتون شدین؟ حالا از هر لحاظ میتونه باشه - خیلی یهویی یچیز یادم اومد‌ تعریف کنم؟
هدایت شده از [نویسندۀ نقلی]
گفته بودی که چرا خوب به پایان نرسید؟ راستش زور منِ خسته به طوفان نرسید گر چه گفتند بهاران برسد مال منی قصه آخر شد و پایان زمستان نرسید من گذشتم که به تقدیر خودم تکیه کنم جگرم سوخت ولی عشق به عصیان نرسید کلِ این دهکده فهمید که عاشق شده ام خبر اما به تو ای دختر چوپان نرسید. - وای مصرع اولش رو که خوندم (قبل اینکه بفهمم تو فرستادی) اینطوری بودم کهه وای این شعر رو که من خیلی دوستش دارمم فکر کنم مصرع اولش از اونایی بود که یمدت شدید افتاده بود توی دهنم همون بیت اولش رو از همه‌ی شعر بیشتر دوست دارم*
https://eitaa.com/name_13/501 واقعا متن زیبایی بود به عنوان یه متنی که حس خیلی خوبی بهم میده توی یه کانال که فقط خودم توش عضوم و فقط متن های خیلی خاص رو میزارم ذخیره کردم فقط یه نکته ای رو دوست داشتم بهت بگم؛ اینکه اولش رو به شکلی ادبی نوشتی و فعل هاش هم همینطور اما از به جایی به بعد متن به طور ادبی هست اما فعل هاش به صورت محاوره ایه اگر اینش رو درست کنی واقعا یه متن خیلی حرفه ای میشه🫒🌊🌱 - با شمان https://eitaa.com/name_13/501 چرا درمورد متن های من این‌شکلی نظر نمیدید؟😭
https://eitaa.com/nevisande_noghli/10817 آره خیلی قشنگ بود واقعا اون حس رنگ آبی و بوی اقیانوس رو حس میکنم فکر کن توی اوج ناامیدی رفتی کنار دریا و صدای تلاطم موج ها به گوش میرسه و نسیم میوزه و بوی دریا به صورتت برخورد میکنه احتمالا باید چادرت هم از سرت بیوفته- البته اگه بدون کش باشه؛ چادر من بدون کشه -🌊﴿این استیکر اقیانوس واقعا زیباست﴾ -
ای بابا امیدوار عید خوبی داشته باشی من یه شلوار میخواستم خریدم مانتو هم قبلا خریده بودم یه بار حتی نپوشیده بودمش اونو واسه عید میپوشم یه دونه هم خواهر دارم - توهم همینطورر عهه امیدوارم به حال خوب بپوشی حقیقتا لباس عید و این‌چیزا خیلی واسم مهم نیست 😂💔
https://eitaa.com/nevisande_noghli/10827 دقیقاااا، من معمولا قصد نمیکنم شعری رو حفظ کنم ولی کل این غزلو به خاطر بیت اولش حفظ کردم(البته الان یادم رفته، همنیقدشو حفظم😂🤦🏻‍♀️)، یدونم بود که: چقدر عوض شده ای مگر پشیمانی؟/ هنوز که پیش توام چرا پریشانی؟/ به فال قهوه ی من مگر چه آمده بود/ که مانده خیره نگاهت میان فنجانی.../ اینو توام یه زمانی خیلی دوست داشتی - منم ناخودآگاه وقتی یه شعری رو خیلی دوست دارم حفظش میشم* (خیلی اتفاق باحالیه) یه زمانی نهه، هنوزم خیلی دوستش دارمم و خب دلیل داره