هدایت شده از [نویسندۀ نقلی]
https://eitaa.com/nevisande_noghli/11371 حس میکنم تو واقعیت های زندگیم باید شیرجه بزنم.برای همین احساس میکنم غم باره. البته آینده و واقعیت ها به خودی خود غم بار نیستن. ولی شاید یه قسمت منفی باف ذهنیم شروع کنه به بال و پر دادن و نق زدن به جونم پس. بهتره بنویسم تا تنهایی تو حرفای ذهنیم شیرجه بزنم.
-
اگر نوشتن حالت رو بهتر میکنه، بنویس..
هدایت شده از [نویسندۀ نقلی]
https://eitaa.com/nevisande_noghli/11383 جنگ گند زد توی آخرین ماه هایی که میتونم ببینمش:)))
-
واسه خیلیا همچین اتفاقی افتاد..
هدایت شده از [نویسندۀ نقلی]
https://eitaa.com/nevisande_noghli/11384 چی میشه تهش خبری باشه واقعا؟
-
هدایت شده از [نویسندۀ نقلی]
بیا به این فکر کنیم که نیست، و درگیر یسری چیزا نشیم..
هدایت شده از [نویسندۀ نقلی]
https://eitaa.com/nevisande_noghli/11386 اما اونقدری احترام و راحتی و درک بینمون هست که مطمئن باشم بی پایه نیست
-
ولی بیپایه ست
شاید این از اونا مهم تر باشه..
هدایت شده از [نویسندۀ نقلی]
همهی چیزهای مربوط به خدا با بقیه موضوعات تفاوت دارن، میدونید؟ خاصَن..
هدایت شده از [نویسندۀ نقلی]
مثلا من هیچوقت نمیام با هیچ صدایی به جز اذان، اونم صبح، -وقتی که اضطراب دارم- اشک بریزم..
هدایت شده از [نویسندۀ نقلی]
https://eitaa.com/nevisande_noghli/11385 ممنونم که باهام حرف زدی:) شبت بخیر :)))تا روزی که بتونیم دوباره با هم حرف بزنیم :)
-
منم ممنونم..
شب توهم بخیر✨~-~
اره امیدوارم به زودی
هدایت شده از [نویسندۀ نقلی]
https://eitaa.com/nevisande_noghli/11385 یه به امید دیدارش جا موند:)
-
هدایت شده از [نویسندۀ نقلی]
بچهها
واقعا ممنونم که صحبت کردید*
۲ ۳ تا پیام جا موند که فردا جواب میدم (میترسم جون بدم از خستگی😟)