💥کلید اسرار واقعی
دیروز عمو علی کرم منت گذاشت ، مدتی در باغ و خونه در خدمتش بودم. از همه جا و همه چیز گفت و شنیدم و واقعا به لطف بیان شیوا و ذهن قوی ،قشنگ و بدون لکنت تاریخ را روایت می کند.
در میان کلماتش یک قصه قدیمی ،نظرم را خیلی جلب کرد.
صحبت از درختی کرد که توسط یک شخصی که اسم نیاورد و منم نپرسیدم؛کی بوده، آتش زده می شود. و زندگی و مرگ رقت بار آن شخص.
قصه اینگونه بوده که درخت سیبی توسط یکی از بزرگان خوش نام در منطقه ای غرس می شود و آن درخت سالها با میوه و سایه میزبان ،بسیاری از کشاورزان و عشایر و دامداران بوده، تا اینکه آدمیزاده ای نادان، به جهت از بین بردن نام آن شخص بزرگ، درخت مذکور را آتش می زند و به خیال اینکه درخت، از بین برود نام آن بزرگ و درخت یادگاری اش ، هم از بین می رود.
اما زهی خیال باطل،آن درخت نامش بر دره ای ماندگار شده و هنوز مردم منطقه آن دره را دره سیبی (سویی) می نامند.
اما سرنوشت رقت بار و عبرت آموز مردِ آتش زننده درخت ، بسیار جالب توجه است.
آنطور که ایشان می گفت: مرد به بیماری های لاعلاج و سخت دچار می شود، و در نهایت در حالیکه از هر دو پا و دست قطع عضو می شود و صورتش به شدت کریه می شود،از دنیا می رود و جالبتر اینکه هم عصران این واقعه، این عاقبت را به آتش زدن عمدی آن درخت مرتبط می دانستند.
خب از عبرتش که بخواهم بگویم. نصیحتی مشفقانه به خودم و شما خواننده محترم است که درختان را ، بی جان فرض نکنیم.
عزیزان قضات که دستور قلع و قمع می دهند،آنان که به سودای تصاحب زمین ها، بلوط ها و دیگر درختان جنگلی را دچار آتش می کنند و هر کسی که نه بخاطر نیاز قطعی بلکه به دلایل دیگر، به جان طبیعت می افتند،بدانند:
میازار موری که دانه کش است
که جان دارد و جان شیرین،خوش است.
#طبیعت_جان_دارد.
#طبیعت_مادر_ماست.
#با_مادر_خود_مهربان_باشیم.
@nameghalam