eitaa logo
𝑵𝒂𝒏𝒂’𝒔 𝒄𝒂𝒔𝒕𝒍𝒆...
22 دنبال‌کننده
891 عکس
179 ویدیو
3 فایل
سلام‌و‌صد‌بوسه‌به‌تویی‌که‌داری‌این‌گوشه‌رو‌می‌خونی:)اینجا‌قبلاً‌یه‌قصر‌آبی‌برای‌همه‌بود،البته‌که‌هنوزم‌هست‌ولی‌ یهو‌ زد‌به‌سر‌ملکه‌قصر‌ زرتی‌اینجا‌رو از این‌رو به‌اون‌روکرد... خلاصه‌سرتودرد‌نیارم‌اینجا‌قصره‌″ناناعه″.حالا‌″نانا‌″کیه؟نانامنم‌همون‌ملکه‌هه:)
مشاهده در ایتا
دانلود
آری،آغازِ دوست داشتن اَست گَرچه پایانِ راه ناپیداست من به پایان دِگرنیندیشم که همین دوست داشتَن زیباست... -فروغِ‌فَرخزاد
دل کسی را نشکنید شاید کسی هیچکس را ندارد شاید حتی یک نفر را برای دلداری ندارد دل شیشه نیست که بشود تعویض اش کرد دل گردنبندی ست که باید آویزش کرد
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
دوستم داشته باش ! من از تو عشقی بزرگ نمی خواهم.. حتی نمی خواهم برایم یک «قایق» بخری.. و به من «قصر» هدیه کنی.. نمی خواهم برایم عطر فرانسوی بخری و «ماه» را به من هدیه دهی... اینها مرا خوشبخت نمی کنند...! رویای من ساعت ها قدم زدن باتو ؛ زیر موسیقی باران است... رویای من شنیدن صدای توست..؛ هنگامی که غم زده ام...
-حالت چطوره؟ +حالم؟هیچ،خوبم،فقط با جسدی که بر روی دوشم است تمامی روزها را قتل عام میکنم. -جسد؟کدام جسد؟ +جسد من،یادت نیست؟آن منی که آن شب با خنجر حرف هایت به قتل رساندی را میگویم! میدانی؟خیلی جالب است؛ _چی؟ +اینکه هم قاتلم هم مقتول:)
بر بلندی کوه نشسته اند و دور دست را مینگرند. ″او″ و بابونه اش در دوردست ها با لبخندی محجوب به آنها مینگرند. چه جالب بود دیدن لبخندشان بر روی تکه سنگی سرد در زیر درختان افرا و بید:)) ″او″ با خود می‌اندیشید که چطور یک لبخند می تواند انقدر زیبا باشد؛ بابونه در این فکر بود که چرا آن تصویرش را بر روی سنگ حک کرده اند، غمگین و شرمگین با گونه هایی گلگون به طرف دور دست ها پرواز کرد و خود را درون آن چاله ی عمیقِ سرد پنهان کرد:)
با چه اعتماد به نفسی فرستادم نمیدونم:)