اصلا و ابدا ...
مگه من مرده باشم خواهرم ...
امروز مهمون منید ...
شما بفرمایید به امتحانتون برسید ...
قضا و قدری بوده امروز این اتفاق بیوفته حکمتی داشته...
دست کردم جیبم یه دهی در اومد تو دستم
صدقه دادم براش🙂😌
وقتی اصرار و پافشاریمو دید و
اینکه محکم پای حرفم هستم ؛
با روی گشاده و لبخند بر لب تشکر کرد...🤗
خداحافظی کردیم و
به دانشکده رفت
وایسادم نگاه کردم تا بره داخل
خیالم راحت شد و فکرم آسوده
( چرا دروغ بگم هنوز تو فکرش بودم و دلم ناآرام و طوفانی، که این دختر کی بود و چِش بود و....؟؟ )
یه نفس عمیق هوای سرد رو کشیدم تو سینم حبس کردم و از دهن دادم بیرون
سوار ماشین شدم برگشتم خونه
ادامه دارد ...
#گونیا
#پدر_فانتزی_خاورمیانه
#پدر_فانتزیهای_خاورمیانه
نکته اصلی این بود که:
دختره هم سفیده بود هم دانشجوی دندونپزشکی😕
وگرنه که اگه ماها حالمون بد شه؛ پسرا روشونو میکنن اونور که یموقع نیفتیم گردنشون😌
لعنتی ها حتی تو فانتزی هم دختر دانشجوی دندانپزشکی میخوان، اونم شهید بهشتی😂😂😂
حالا چی میشد دختره مدیریت بازرگانی دانشگاه آزاد اسلامی واحد شهرقدس درس میخوند؟!😁😁😁
بعد از کجا فهمید دختره امتحان داره؟؟
فکرش درگیر خواهر دینیش شد؟!
ده تومن هم صدقه داد؟؟
حالا حکایات اورژانس بماند
لامصب به دل و روده ی ما رحم کن
#مخاطب
ننه مگه اون اورژانس پرستار مرستار نداشت که این پدر فانتزی زحمت کشیده آنژیکت و سرمو از دست خواهر دینی در آورده؟ 🧐
ننه جان این پدر فانتزی های خاورمیانه چرا انقدر بغلی هست هر جا میرسه هر کسی رو می بینه یا توی ذهنش یا واقعا بغل میکنه 🥴
#اعتراض_مخاطب
این سوسول بازیا چیه ننه😕😂
به مناسبت ولادت داستان میذاری؟😂💔
شماره کارت بذار پول بریزن بینیم بااااا🚶🏻♂
#خیریه_زورکی_به_مناسبت_ولادت
#مخاطب_فهمیم