eitaa logo
ننه ابراهیم🇮🇷
48.8هزار دنبال‌کننده
3.9هزار عکس
314 ویدیو
4 فایل
مریم ابراهیمی/ ارشد روانشناسی خانواده درمانی از دانشگاه شهید بهشتی ورود فرهیختگانِ کمال‌گرایِ ابوالگیر ممنوع🦦 کپی با ذکر منبع یه حساب دیگه زدم @Adminenanee
مشاهده در ایتا
دانلود
یا میگه: پسرم گفت قدش کوتاهه! خونه شون فلان جاست.
اون لحظه اس که به ننه هه میگی: مگه همونموقع که مشخصات رو فرستادم، چشمات سو نداشت؟😒
و تو می مونی و یه دنیا شرمندگی و دختری که باید بری ازش عذرخواهی کنی👩‍🦼👩‍🦼
سلام ماهم بارها این اتفاق برامون افتاده اخریشم دوست اقامون بود که یه خانمی رو بهشون معرفی کردیم گفتن پسر عمه م فوت کرده بعد چهلم زنگ میزنیم حالا ما هم با دختر خانم هماهنگ کرده بودیم بعد یه مدت گفتن بازم برام مورد معرفی کنید منم گفتم اون خانم هستن و این اقا گفتن بله خوبه مشخصات بفرستید مجدد و بعد از تایید من مجدد شماره تماس منزل دختر خانم رو ازشون گرفتم و دادم به آقا هی منتطر شدیم تماس بگیرن بعد چند وقت دختر خانم با واسطه به ما گفتن از اون اقا خبری نشد وقتی با آقا صحبت کردیم هزار تا دلیل الکی اورد که هر هزارتاش هم تو مشخصات بود و قبل از گرفتن شماره تماس باید تایید یا رد میشد دیگه ما به فنا رفتیم به اقاهه گفتم دیگه مورد برات معرفی نمیکنیم مارو جلو ده نفر ضایع کردی شما.
جون به جون ننه ها کنی آخر سمی‌ان مثل خواستگار آخری من که یهوووووو!!!!!! براشون از شهرستان مهمون اومد... خب نمیخوای بیای یه دلیل بهتر بیار چرا چرت و پرت میگی😂😂😂
امروز داشت اخبار می‌گفت یه پروفسور رو دزدیدن
دلیلشم این بود که این دکتره چندسال پیش منشیش رو معرفی کرده بوده به این پسره حالا زنه مهریه اش رو گذاشته اجرا اینم از دکتره می‌خواسته انتقام بگیره😂😂
گفتم مواظب خودت باش یه موقع ندزدنت😂😂 🧐
اینو تا الان چند نفر از دوستام فرستادن برام😕👆
احتمالا خیلی هاتون تا حالا ، معرف هاتونو قضاوت و سرزنش کردید🥲
اینا اگ از واسطه زخم خوردن دوست من بعد ۸ سال رفاقت صمیمی ب من گف میشه بیای حرم داداشم ببینتت و آشنا شید و.... گفتم ب مامانم بگم و‌... مادرمو راضی کردم و رفتم، منو دوستم کلی عکس از قبل داشتیم با هم، همهههههه زندگی منو میدونست و این پیشنهاد رو داد. در نهایت با برادرش صحبت کردم و اومدم خونه و الان بعد ۵ ماه هیییییچ خبری ازشون نیست در صورتی ک پسره گف ببخشید ک اینجا قرار گذاشتیم، من خواستم بیاییم خونتون ولی اصرار خواهرم بود ان شالله جلسه بعدیو منزلتون خدمت میرسیم. و دوستمم کلی ذووووق ک تو قراره بشی زن داداشم و.... کلی از داداشش برام تعریف کرده بود و.... و خودش سالها بشدت از بی فرهنگی خانواده شوهرش برام درد دل میکرد و میگف شعور ندارن. بعد اون چند بار با هم تلفنی حرف زدیم ولی هیییییچ اشاره ای ب اون مبحث نکرد، انگار اصلا همچین اتفاقی نیوفتاده، شتر دیدی ندیدی و من همچنان حس میکنم خوابم مگ میشه😲😲 بماند ک از جهت کفیت خانواده من و خودم بالاتر بودیم. ولی من روم نشد درخواست دوست صمیمیم رو رد کنم. من میگذرم ازشون و دعا میکنم شفا پیدا کنن تا بقیه مردم اذیت نشن