ما پسرا از سن پایین میریم خواستگاری بعضیامون حتی خونه و درآمد برای شروع زندگی داریم منها به جرم نداشتن درآمد ایده آل خاااااانومها حداقل تا سن ۳۰سالگی فشار مجردی رو میکشیم حالا بعد از اینکه شرایطمون خوب شد چرا باید به فکر اون دختر هایی باشیم که پیشنهاد خالصانه ما رو چند سال پیش بخاطر نداشتن شرایط ایده آل مالی رد کردن؟؟
اگه خدا پیغمبریه دخترا هم خدا پیغمبری جلو بیان اگه بحث فرهنگ و اجتماع برای هر دوطرف واگر هیچکدومه پسر باشرایط خوب هم حق داره دختر کوچیک بگیره بیشتر لذت ببره
#پیام_مخاطب_آقا
من یه دهه هفتادی ام اما الان میخوام از دهه شصتیا دفاع کنم.
خطاب به اون آقا که فرمودن "حالا که شرایط مالی مون خوب شد چرا باید به فکر اون دختری باشیم که پیشنهاد خالصانه ما رو چند سال پیش بخاطر نداشتن شرایط ایده آل مالی رد کردن؟"
اونی که تو شرایط متوسط یا بدِ مالی شما رو قبول نکرده فکر منافع مالی بوده؟ باشه. ولی فکر میکنید اون دختری که خیلی کوچیکتره و حق دارید با انتخاب اون "بیشتر لذت ببرید" آیا همین دختر صرفا بخاطر خدا و پیغمبر قبول کرده زنت بشه یا ممکنه نظرش مثل همون دختری باشه که بخاطر شرایط مالی ردت کرد؟
شما جای داداش بزرگه یا حتی باباش حساب میشی، مراقب باشید وقتی فکر لذت بیشتر هستید و دارید بهش میرسید، خدای نکرده تبدیل به شوگرددی طرف مقابلتون نشید 👨🦽
ولی در کل معامله ی منصفانه ای بنظر میرسه.. اینکه پسره دنبال دختر خیلی کوچیکتر از خودشه و دختره هم دنبال پسر با شرایط خوب و ثبات مالی و رفاه 🤷♀
#پیام_مخاطب
سلام
من متولد ۷۷ و همسرم ۶۷،بیشتر مواقع وقتی از چیزی ناراحت میشم به نظر اون یه مسئله کاملا پیش پا افتادست،و از اینکه من ناراحت شدم عصبانی میشه،درک متقابل مون از هم پایینه،دوران عقد که کلا دلخوری بود،اوایل هم اصلا حرف همو نمیفهمیدیم،الان بعد ۷ سال زندگی شناخت بهتری از هم داریم،مشکلاتی که قبلا باهم داشتیم حل شده،باز بحث و اختلاف نظر های جدیدی که گاهی داریم
#پیام_مخاطب
#خانم
چیزه👀
امروز آینه شمعدون بودم؛ یه عروس متولد ۸۴ اومده بود لباس عروس ببره.
👩🦽👩🦽👩🦽
در ادامه بگم که یه دختر متولد ۸۴ هم دیروز اومده بود کلینیک برا مشاوره پیش از ازدواج...
البته محرم شده بودن و قرار عقدم گذاشته بودن👩🦼
یه هشتادی هیچوقت خودشو معطل نظر مشاور نمیکنه🦦 فقط میاد که بهش بگی خوبه😏
سلام ننه خوبین؟
دربارهی موضوع اختلاف سنی میخواستم از تجربهی خودم بگم
من متولد ۷۱ هستم و شوهرم ۵۹، وقتی ۱۸ سالهام بود و ایشون ۲۹ ساله بودن، عقد کردیم.
اون اوایل یه بار باهم رفتیم پارک، هوا سرد بود و هیچ کس تو پارک نبود، من یهو دلم خواست تاب بازی کنم اما با شوخی و جدی عکسالعملهایی از ایشون دیدم که دیگه تا الان که ۱۲ سال گذشته تاببازی نکردم🙄
درصورتی که برای اون سن من این شیطنت طبیعی بود.
تا مدتها اختلافات فضایی و عجیب غریبی سر کوچکترین چیزا داشتیم تا بالاخره بعد از سالها به تعادل و صلح رسیدیم.
چالش الانم هم اینه که من با سن ۳۰ سال دلم بچهی سوم میخواد ولی ایشون میگه من از ۴۰ رد شدم و دیگه حوصلهی بچه ندارم و به شدت مخالف هستن🥴
#پیام_مخاطب
سلام. یکی از دوستان من اینطوری ازدواج کرده بود یعنی خودش ۷۶ و همسرش ۶۶. رفتم باهاش صحبت کردم که چه چالشهایی با هم دارن و چطوریه زندگی کردن با پسری که ۱۰سال ازش بزرگتره. جوابها رو از زبان خودش مینویسم.
#پیام_مخاطب_👇
اولا دنیای مشترک نداریم. من هیچ تصوری از خاطرات بچگی اون ندارم و اون خاطرات بچگی منو مقایسه میکنه. چیزایی که برای من جالب و جذابه برای اون که پخته تره جالب نیست. خب من سنم طوریه که تو اوج شادی و نشاط جوونیم و دوست دارم برم تفریح و شیطونی کنم و... اما اون این رفتارای منو سخیف و بچهبازی میدونه. با من مشورت نمیکنه چون به خاطر همون ذوق و شوقم که درکی ازش نداره فکر میکنه بچهم. کلا دعوا زیاد داریم.
از همون اول ازدواجمون چون سنش داشت میرفت بالا اصرار داشت که زود بچه بیاریم و زیاد بیاریم در صورتیکه من موافق این قضیه نبودم و دوست داشتم از جوونیم استفاده کنم. تو بچهداری هم اصلا کمک نکرد چون بالای ۳۰سال داشت و برای خودش کسر شان میدونست که بخواد بادگلو بچه بگیره یا بشورتش. حالا هم میگه بچه بعدی منتها من زیربار نمیرم.
ما چون دوران عقدمون کوتاه بود اصلا فکر نمیکردم به همچین چالشهایی بخوریم اما بعد ازدواج خیلی تغییر کرد..