ببینید: آمریکا اول به خاک ایران حمله میکنه. بعد ایران هر باری که پاسخ محدود میده، آمریکا جریتر میشه احساس میکنه ایران جرات درگیری نداره و بمباران بیشتر میکنه.
و بعد داخلیها میگن تقصیر شما بود حرف زشت زدید آمریکا رو ناراحت کردید ما رو بمباران کردند. بعد هم بمباران کردند باید جوابی نمیدادید تا خوشنود شوند و دیگر ما را بمباران نکنند!
واقعا چطور میشه با اینها ادامه داد؟ اینها در یک دنیای موازی سیر میکنند که هیچ خواناییای با دنیای واقعی نداره. چطور باید همچین افرادی که به مالیخولیای حاد بیمار هستند قدرت را در زمان جنگ با آمریکا در دست داشته باشند؟؟؟
همه کسایی که تحلیل دقیق و با استناد به واقعیات دارند معتقد هستند مشکل ایران در حال حاضر نظامی نیست، سیاسی است.
در سوریه و ونزوئلا هم آمریکا جنگ رو نظامی نبرد، با استفاده از خائنان داخلی برد. آیا در ایران هم آمریکا با استفاده از خائنین داخلی جنگ را میبرد و ایران مثل سوریه و ونزوئلا قرار است تبدیل به یک کشور-برده آمریکا شود؟ هیچ کس نیست با این وضوح با خائنین مقابله کند؟
#اختصاصی
راهبرد «کشتی در برابر کشتی» ترامپ میتواند آب آشامیدنی میلیونها عربِ حاشیه خلیج فارس را قطع کند
این همان بخشی است که هیچکس درباره آن صحبت نمیکند.
پیشتر نوشته بودم که مبادله «کشتی در برابر کشتی» در خلیج فارس یک اشتباه راهبردی است؛ زیرا مالکیت نفتکشها نامتقارن است و غرب در چنین مبادلهای بازنده خواهد بود.
اما هزینه دومی وجود دارد که بهمراتب از هزینه مالی بزرگتر است و تقریباً هیچکس به آن اشاره نمیکند:
آب آشامیدنی.
هر حمله در این مبادله به معنای آسیب دیدن دو نفتکش است؛ یکی توسط ایران و دیگری توسط آمریکا. این کشتیها نیز خالی نیستند؛ آنها مملو از محمولهاند و منتظرند در نخستین فرصت از تنگه عبور کنند.
وقتی یک نفتکش پر از محموله مورد اصابت قرار گرفته و غرق میشود، فقط نمیسوزد؛ بلکه محموله خود را وارد یکی از شکنندهترین پهنههای آبی جهان میکند.
خلیج فارس و خلیج عمان کمعمق، تقریباً محصور و دارای گردش آب بسیار کند هستند. نفت ریختهشده در این منطقه بهسرعت پراکنده نمیشود؛ بلکه باقی میماند، در امتداد سواحل گسترش مییابد و به سراغ مهمترین زیرساختی میرود که کل منطقه بدون آن نمیتواند زندگی کند.
خلیج فارس از رودخانهها آب نمیگیرد؛ بلکه آب شیرین خود را از دریای شور تأمین میکند.
عربستان سعودی حدود ۷۰ درصد آب آشامیدنی خود را از طریق نمکزدایی آب دریا تأمین میکند. این میزان در کویت و عمان به حدود ۹۰ درصد و در قطر تقریباً به ۹۹ درصد میرسد.
این تأسیسات، آب دریا را وارد مجموعه میکنند، نمک آن را میگیرند و سپس آب شیرین را به شهرهایی میرسانند که منبع دیگری برای تأمین آب ندارند.
و اینجاست که یک آسیبپذیری مهم میتواند یک نشت نفت را به یک فاجعه انسانی تبدیل کند.
یک تأسیسات آبشیرینکن برای از کار افتادن لزوماً نیازی به اصابت مستقیم ندارد؛ کافی است آب ورودی آن با نفت آلوده شود.
نفت خام فیلترها و غشاهای تصفیه را آلوده میکند و تأسیسات برای محافظت از خود ناچار به توقف فعالیت میشود.
حتی یک نشت نفت در فاصله چند کیلومتری نیز میتواند آب مورد نیاز یک شهر را تحت تأثیر قرار دهد.
این صرفاً یک فرضیه نیست؛ چنین اتفاقی قبلاً رخ داده است.
در سال ۱۹۹۱، آلودگی عمدی آبهای خلیج فارس به نفت باعث آلوده شدن ورودی آب برخی تأسیسات آبشیرینکن، در فاصلهای دور از مناطق درگیری شد. این مسئله موجب تعطیلی برخی تأسیسات مهم عربستان سعودی شد و کویت را وادار کرد آب را تنها چند روز در هفته سهمیهبندی کند.
بازیابی شرایط عادی نیز سالها طول کشید.
حالا این وضعیت را در استان شرقی عربستان سعودی تصور کنید؛ منطقهای که بزرگترین مجموعههای آبشیرینکن در آن قرار دارند و آب مورد نیاز مناطق شرقی را تأمین کرده و بخشی از آن را به ریاض میرسانند.
یک نشت نفت گسترده در این منطقه میتواند میلیونها نفر را در یک منطقه بیابانی، در گرمای تابستان، برای ماهها از دسترسی مطمئن به آب شیرین محروم کند؛ در حالی که پاکسازی و مدیریت پیامدهای آلودگی ممکن است سالها طول بکشد، زیرا این نوع نشتهای نفتی هرگز بهطور کامل پاک نمیشوند و صرفاً مدیریت میشوند.
و آب تنها نخستین آسیب است.
خلیج فارس زیستگاه و محل پرورش آبزیانی است که مردم منطقه از آنها تغذیه میکنند؛ اکوسیستمی که هماکنون نیز تحت فشار و با افزایش شوری آب مواجه است.
یک نشت نفت گسترده میتواند حیات دریایی را نابود کند، آبزیان صیدشده را آلوده کند و اقتصاد ماهیگیری را که جوامع ساحلی برای تأمین غذا و اشتغال به آن وابستهاند، از بین ببرد.
آب آشامیدنی در بالا و منابع غذایی در پایین؛ هر دو گروگان همان دریای کمعمق هستند.
پس بیایید به تصویر واقعی این راهبرد نگاه کنیم.
دونالد ترامپ با این سیاست، نفتکشهای حامل محموله را به بمبهای زیستمحیطی شناوری در دریایی تبدیل کرده که میلیونها نفر از آب آن برای تأمین آب آشامیدنی استفاده میکنند.
هر تبادل و درگیری نهتنها قیمت نفت را افزایش میدهد، بلکه آب آشامیدنی جمعیتهای سراسر خلیج فارس را نیز در معرض خطر قرار میدهد؛ همان متحدانی که آمریکا supposedly از آنها محافظت میکند.
ایران میتواند چنین شرایطی را تحمل کند؛ مردم ایران از رودخانهها و سدها آب مینوشند.
اما کشورهای عرب حاشیه خلیج فارس چنین امکانی ندارند.
بار دیگر، تشدید تنش که با هدف مجازات ایران انجام میشود، بیشترین آسیب را به همان شرکایی وارد میکند که آمریکا به آنها نیاز دارد.
و این بار، بهای آن نه پول است و نه نفت؛
بلکه آب است؛ تنها چیزی که یک بیابان نمیتواند جایگزین آن کند.
✍️اژ سیگنال
1.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
الله اکبر،الله اکبر😭 آیتالله مجتبی تهرانی(ره):
نزدیکترین حالت بانوان به
خداوند متعال
نه نماز است
نه سجده
نه روزه
و نه هیچ چیزی شبیه به اینها
بلکه نزدیکترین حالت بانوان به خداوند متعال اینست که...
هدایت شده از مدرسهی وتر | محمد مهدی فاطمی صدر
تنها زمانی ادعای مست بودن قاتل مردم مبعوث در رستاخیز خیابان در مشهد را باور خواهیم کرد که در همآن خیابان که آنها را به شهادت رسانده است حد شرعی شرب خمر را بر او جاری کنید...
بیشتر تحلیلگران برای پیشبینی جنگ بعدی، موشکها را رصد میکنند؛ من اسناد حملونقل تویوتا را دنبال میکنم
یکی از این دادهها میتواند پیش از شلیک نخستین گلوله، به شما بگوید جنگ بعدی کجا آغاز خواهد شد.
تویوتا هایلوکس، AK-47 جنگهای مدرن است. این یک استعاره نیست؛ بلکه حاصل ۴۰ سال واقعیت میدانی است و همین موضوع باعث میشود دادههای مربوط به حملونقل انبوه خودروهای تویوتا به یکی از قابلاعتمادترین علائم هشدار زودهنگام برای تحلیلگران اطلاعات متنباز (OSINT)، راهبردهای نظامی و ناظران تحولات امنیتی تبدیل شود.
هر جا جنگی در جریان است، این خودرو هم حضور دارد.
در سال ۱۹۸۷، درگیری میان چاد و لیبی عملاً به «جنگ تویوتا» معروف شد؛ زیرا نیروهای چادی با استفاده از لندکروزرها توانستند در سراسر صحرا، خودروهای زرهی لیبی را منهدم کنند.
نیروهای ویژه شوروی در افغانستان نیز تویوتاهای بهغنیمتگرفتهشده را به کامیونهای خود ترجیح میدادند.
دو سوم خودروهای حاضر در رژههای داعش در رقه، تویوتا بودند.
فرماندهی عملیات ویژه آمریکا نیز لندکروزر و هایلوکس را بهعنوان خودروهای تاکتیکی غیرمتعارف رسمی خود به کار میگیرد.
تقریباً همه طرفها، در همه درگیریها و نیروهای نیابتی مختلف، از این خودروها استفاده میکنند.
دقیقاً به همین دلیل است که زنجیره تأمین و دادههای حملونقل آنها اهمیت دارد؛ و این موضوع صرفاً یک نظریه نیست.
در سال ۲۰۲۰، سازمان دیدهبان «Global Witness» به یک فایل واقعی دست یافت که شبهنظامیان «نیروهای پشتیبانی سریع» سودان (RSF) برای ثبت خرید خودروهای خود از آن استفاده میکردند.
این فایل نشان میداد که RSF بیش از هزار دستگاه تویوتا هایلوکس و لندکروزر خریداری کرده است؛ بیش از ۹۰۰ دستگاه از این تعداد تنها طی یک دوره ششماهه از نمایندگیهای واقع در کشورهای حاشیه خلیج فارس خریداری شده بود تا به خودروهای مسلح موسوم به «تکنیکال» تبدیل شوند.
«Global Witness» این اطلاعات را با تطبیق اسناد حملونقل کشتیها، تصاویر ماهوارهای و تصاویر منتشرشده در شبکههای اجتماعی تأیید کرد.
این شبهنظامیان اکنون در مرکز جنگ سودان قرار دارند؛ جنگی که برخی آن را «جنگ تویوتا ۲.۰» مینامند.
خودروهای مذکور پیش از آغاز شدیدترین مرحله کشتارها، در دادههای حملونقل قابل ردیابی بودند.
مورد عراق؛ روشنترین نمونه
آمار فروش خود شرکت تویوتا نشان میدهد که فروش خودروهای هایلوکس و لندکروزر در عراق در سال ۲۰۱۳ سه برابر شد.
سال بعد، کاروانهای داعش به یکی از نمادهای اصلی فروپاشی منطقه تبدیل شدند.
واحد مقابله با تأمین مالی تروریسم در وزارت خزانهداری آمریکا نیز آنقدر نسبت به این موضوع نگران شد که رسماً از تویوتا خواست درباره زنجیره تأمین این خودروها توضیح دهد.
این خودروها بیش از یک سال پیش از آغاز جنگ در منطقه ظاهر شده بودند.
دادههای حملونقل در دسترس بود؛ اما تقریباً هیچکس آن را بهدرستی نمیخواند.
این سیگنال چگونه عمل میکند؟
خط مبنا، تقاضای عادی تجاری است؛ دولتها، سازمانهای غیردولتی، شرکتهای نفتی و شرکتهای مخابراتی.
اما «ناهنجاری» زمانی ظاهر میشود که سفارشهای عمدهای برای مدلها و پیکربندیهای خاص ثبت شود؛ خودروهایی بدون صندلیهای عقب، با قسمت بار تقویتشده و رنگهای مشخص، که از طریق مراکز بازار خاکستری در خاورمیانه، اردن و ترکیه به سمت مقاصدی هدایت شوند که از نظر تجاری دلیلی برای جذب چنین حجمی از خودرو ندارند.
همین مراکز بازصادرات در مناطق خاکستری هستند که سیگنال اصلی در آنها دیده میشود؛ زیرا شبکههای نیابتی در خارج از کنترل مستقیم فروش تویوتا، از این مسیرها خرید میکنند.
الگوهایی که اکنون باید دنبال شوند، تقریباً همگی همین مسیر را طی میکنند.
حرکت محمولههای عمده خودروهای تویوتا به سمت بنادر آزاد لیبی، نشانهای پیشرو از تشدید بعدی فعالیت نیروهای نیابتی در منطقه ساحل آفریقاست؛ روندی که اکنون با تجهیز نیروها در سراسر منطقه توسط «سپاه آفریقا»ی روسیه در حال مشاهده است.
همچنین جریان خودروهای سفید هایلوکس دوکابین از طریق مسیرهای ترانزیتی ترکیه و اردن، که پیش از هر موج احیای داعش مشاهده شده بود، یکی از روشنترین هشدارها درباره بازسازی توان گروههای غیردولتی در شمال عراق و سوریه است.
تصاویر ماهوارهای به شما نشان میدهند جنگی که هماکنون در جریان است کجاست.
دادههای موشکی نشان میدهند این جنگ چگونه در حال انجام است.
اما اسناد حملونقل تویوتا میتوانند نشان دهند جنگ بعدی کجا آغاز خواهد شد؛ گاهی بیش از یک سال پیش از آنکه نخستین کاروان در جدول زمانی شما ظاهر شود.
دادهها عمومی هستند.
تقریباً هیچکس بخش درست آن را نمیخواند.
همین، تفاوت میان تحلیل و اطلاعات است.
✍️اژ سیگنال