⭑اکــس گـآو مَــن 🌿🐄⭑
⟣–·–·–·–·–·–·–·–·––·–·–·–
⚚ #ᖘᥲᖇƬ𝟐 ⚚
هنوز به در خیره بودم که رفته رفته صداشون قطع شد.
در گاو صندوق رو بستم و آروم بی سرو صدا از اتاق بیرون زدم.
نگاهی به ساعتم انداختم هنوز اول مهمونی بود، بیرون رفتنم قضیه رو مشکوک میکرد!؟
سری تکون دادم.
-بیخیال آوا اینقدر مـ...سته که سراغ گاو صندوق نمیره!
احتمال یک درصد هم که بره اینجا کلی مهمونهست، میخواد کیفای تک تک دخترا رو بگرده؟
با نگاه خیره پسری که به دیوار تکیه داده بود آب دهنم رو قورت دادم...
این چرا اینجوری بهم زل زده؟
رومو ازش برگردوندم ولی سنگین نگاهش رو حس میکردم،
نکنه دیده که من...!
چشمامو بستم و نفس عمیقی کشیدم.
- افتخار آشنایی میدین؟
پسره موفرفری بانمکی بود ولی الان از شدت هیجان و استرس اصلا حوصله هیچکسو نداشتم.
لبخند تصنعی زدم.
- با ارزش پوزش نه.
یه تای ابروشو بالا انداخت.
- درست شنیدم؟ دست رد به sینه ام میزنی؟
به جام توی دستش خیره شدم، معلوم نیست چقدر خورده!
خونسرد گفتم:
- اره درست شنید...
تمام محتویات توی لیوانش رو روی لباس سفیدم خالی کرد که جیغی زدم.
- چه مرگته؟
نگاه سرتا پایی بهم انداخت.
- همچین مالی هم نیستی ولی تاوان دست رد sینه من زدن بدتر از ایناست.
–·–·–·–·–·–·–·–·––·–·–·⟢
@nargesdatkam•°☆
3.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
مژه هاتو چن برابر کن👀💕
@nargesdatkam•°☆
به عنوان یه دختر احساس میکنم یکی از
وظایفم تو رابطه گاز گرفتن پارتنرمه.
@nargesdatkam•°☆