نرگِث
واقعاً به عنوان یکدانه نرگس از اینکه 24/7 رو تو آشپزخونه بگذرونم مشکلی ندارم.
درحالیکه سبزیپلو درست میکردم حسنا گفت میگن خانمها تو آشپزخونه یا شادن یا غمگین امّا منو تو همیشه گشنهایم.
دو ساعت تموم گشتیم. کافی خریدیم، برای هم کادو خریدیم، بستنی زیر بارون خوردیم، بمرانی گوش دادیم، با احتمالاً وقتیِ او و دوستانش گریه کردیم. ما زندهایم.