نمیدونم کار آدمیزاد یهوقتائی انقدر بیخ پیدا میکنه که حتی خونهی خودش هم براش خونه نیست. به آدمهائی که مهاجرت کردن فکر میکنم.
چقدر کار براشون سخت شده و زندگی شمشیرو از رو بسته که علی رغم میل باطنی به گزینهی "ترک خونه" فکر کردن. طفلیها.
به نظرم تصمیم یک نفر برای رفتن، مهاجرت،
یا حتی خداحافظی تصمیم آسونی نیست.
از تعلقاتت به هر دلیلی خداحافظی میکنی و تمام زندگیت رو تو یکی دو تا چمدون میچپونی. ولی باز هم قلبت رو جا میذاری. آدمیزاد، دلم برات گرفت