اقا یه امام حسینی بود که ریز و درشتو نجاٰت داد. در حالیکه سلّول به سلّولش رو زخمی کرده بودن. آقا یه امام حسین ما رو نجات داد.
"يَا رَادَّهُ عَلَي يَعْقُوبَ بَعْدَ أَنِ ابْيَضَّتْ عَيْنَاهُ مِنَ الْحُزْنِ فَهُوَ كَظِيمٌ"
آقا زمستون ما که سر نیومد. زمستون باقی موند. از این سایهٔ جگر خون شده هم کسی سراغی نگرفت.
حالا بگو که قسمت ما مثل موی تو پریشونیه؟